پس تازیانه بود و تن؛ و تن زیر تازیانه بود. روز دیدگان خود را بست؛ که اینک دل دیگر در سینه ی روز نمی تپید و تازیانه ها فرود می آمد؛ بر پشت ِ مردی که درد می کشید - ورچه نه از تازیانه ها !
بسیار لذت بردم، از کارگردانی آرش اشاداد عزیز
طراحی صحنه و نور، طراحی لباس و گریم عالی، موسیقی و بازی عباس بابایی. به به به این جنون روی صحنه 👏🏼👏🏼👏🏼
من این مدرنیزه کردن اجرا از متن بهرام بیضایی بزرگ رو خیلی دوست داشتم و ازش لذت بردم.
خسته نباشید همگی، مانا و درخشان باشید. 🌞🤍