من برای دیدن این نمایش دوتا هدف داشتم
تفاوت طنز فریور خراباتی در اینستا و روی صحنه رو متوجه بشم
توانایی بازیگری مسعود میرطاهری رو ببینم ، چون شبی که من خانه عروسک رو دیدم ایشونم میهمان بود و دیدم بعد از نمایش دوتا از بازیگرای کار دارن از ایشون راهنمایی میگیرند . برام جالب بود که ایشون رو روی صحنه ببینم
این کار برای من شبیه تیاترهایی بود که برای ایرانی های خارج از کشور روی صحنه میره
طنزش . داستانش . فضاسازی بازیگران روی صحنه بهم این حسو میداد که انگار تازه مهاجرت کردم و اومدم تیاتر ایرانی ببینم
شوخی ها در راستای متن داستان نبود ، گنجانده
... دیدن ادامه ››
شده در متن بود
تا قبل از ورود بازیگر خانم داستان در یک خط صاف نزدیک به شیب منفی پیش میرفت که خانم معماریان شیب رو معکوس کرد و صحنه جان گرفت و تا پایان کار عملا روی محوریت حضور بازیگر خانم دوام آورد طوری که خود من فقط توجهم به ایشون بود و بقیه بازیگرها دیگه بازی فرسایشی پیدا کردند خصوصا کشیش
سوالی که برام پیش اومد اینه که بالاخره در ورودی وجود داشت یا نه ؟ اگر بله چطوری باز و بسته میشد ؟ اگر نه چرا اصلا بازیگرا زنگ میزدن و منتظر میموندن ؟
دو بار خاموشی داشتیم که هر بار من منتظر بودم نور تماشاچی بیاد ولی کار ادامه داشت و این زمان طولانی برای من خیلی خسته کننده شد
به نظرم دیالوگهای قبل از ورود خانم میتونست محدودتر بشه و حداقل نیم ساعت از زمان کار رو کم کنه چون خیلی تکرار در تکرار بود بدون تمپوی خاص
زوم کردن و تکرار روی موضوع نوشیدن بیشتر به نظرم برای بیکار نموندن کاراکترها بخاطر زیاد بودن دیالوگها بود ضمن اینکه در یک کشوری مثل ایرلند دیگه کسی بعد از نوشیدن اکت تو ذوق خوردن از مزه رو درنمیاره که انگار یا بار اولشه یا نمیدونه چی میخوره یا عادت نداره ( البته توجهم به دوست ارمنی و بطری و اینها بود )
یه فاصله دوری جدیدا خیلی نزدیک شده در طنزپردازی تیاتر که خوشایند من نیست و در این اثر هم بسیار دیدم
شوخیهای رکیک شوخیهای چندش شوخیهای جنسی همه با هم یکجا استفاده میشن
مثلا وام گرفتن از دستشویی و متعلقات روده و استفاده از واژه های چندش آور و استفاده زیاد از الفاظ رکیک مثل فحش های در سطوح مختلف و شوخی های جنسی تا سر حد اشاره مستقیم به فانتزی های خشونت آمیز جنسی و انحرافات جنسی آمیخته با عشوه و لوندی و هنجارشکنی
خنده هم میگیره از تماشاچی ولی در سطح اقلیت
اما عادی شدن بوی اشمئزاز این شوخی ها شبیه عادی شدن فضای فاضلاب بلفاست برای شخصیت داستان هست که حتی یادش رفت همونجا اجابت مزاج کنه
در پایان چیزی که از نظرم جای نقد نداره توانایی بسیار بالای فردی تمام بازیگران در ایفای نقششون روی صحنه بود که همه حرفه ای و کاربلد بودند
با احترام . مهرداد مختاریان . گروه هنری جنگل
پ ن : من به این کار امتیاز 4 میدم
به 3 علت . 1 نویسنده زبردست 2 بازیگران حرفه ای ( توی پرانتز : درسته نویسنده و کارگردان یک نفر هست اما نقد من بیشتر روی بخش کارگردانی بود )
3 میدونم بعضی چیزها سلیقه ایه و من بخاطر اینکه این کار سلیقه من نبود امتیاز کم نمیکنم