داس بلند . صدای بلند . قامت بلند با ردایی سیاه که هست تا زندگی نباشد . نماینده ی مرگ . چنان شبحی که در تاریکی نفس می کشد و در روشنایی امکان حیات ندارد . او مخل امید و بخیل سئوال و شک و اعتراض است . در دنیای عزرائیل تنها تمکین و اطاعت واجد ارزش و توجه است و هر برنتافتنی به عقوبت و مجازات منتهی می شود .
نمایش حرف های ساده ، اما درعین حال فراموش شده ای دارد که درست به همین دلیل گفتنش ضرورت می یابد .
دوران کنونی از زوایای گوناگون با ادوار گذشته به دلایل بسیار، تفاوت های بی شمار دارد . یکی از آن وجه تمایزها ، نحوه ی مواجهه و ارتباط نسل قبل با نسل فعلی ست .
کودک و نوجوان امروز هر چیزی را بیهوده و بی جهت نمی پذیرد .
حقیقت و مفهوم آن در نظر او آن چیزی نیست که کسی بخواهد از بیرون به او بقبولاند . بلکه حقیقت همان راز پنهانی ست که نسل امروز در مکاشفه ، شناخت و تجربه ای شخصی می خواهد با آن روبرو شود ، سر از کارش در بیاورد ، آشکارش کند تا بتواند معنای نوینی از آن بیابد . معنایی که بدرد نیازها ، ضرورت ها ، مشکلات و آرزوهای بزرگ و کوچک امروزش بخورند . معنایی که لزوماً شاید با برداشت و دریافت بزرگان ، همسو و هم جهت نباشد . باری ! دیبا به تصمیمی رسیده است که خانواده سهم بسیاری در رسیدن او به آن تصمیم دارند . وقتی مورد بی اعتنایی قرار می گیرد ، وقتی مجال و مهلت سخن گفتن نمی یابد . وقتی دلایل رفتارش از
... دیدن ادامه ››
سوی والدین بدرستی کاویده و بررسی نمی شود . وقتی اهمیت سپری کردن وقت با گوشی موبایل برای مادر ، به مراتب بیشتر از شنیدن حرف ها و درد دل های دخترش می شود ، وقتی ابراز محبت و عشق به فرزند در میان هیجانات و دلمشغولی های دیگر گم و فراموش می شود ... رسیدن به چنان تصمیمی نباید چندان شگفت و عجیب به نظر آید .
نمایش با ظرافت و خلاقیتی مثال زدنی از پس گفتن حرفی که می خواسته بگوید ، بسلامت و زیبایی بر آمده است .
نمی توانم از بازی ها نگویم که بی هیچ تعارفی همه چشم نواز بودند . از کودکان و بازیگران کم سن و سال تر تا دیگر بازیگران . اما به طور خاص می خواهم به بازی خانم الهه ادبی اشاره کنم که بی تردید و بی گفتگو می تواند شاخص و متر و معیار یک بازی استاندارد و به اندازه باشد . ایشان در این نمایش در چهار نقش کاملاً متمایز و متفاوت از هم حضور دارند که به شکل حیرت انگیز و اعجاب آوری و با مهارت تمام ، به آن نقش ها ، جهان و جلوه و جان بخشیده است . همچنین آقای شاهین زرگر که بی نظیر و یگانه از عهده ی نقش عزرائیل بر آمده اند .
عزرائیل در بازی ایشان نمایش نیست . یک موجود واقعی و زنده است . خیالی که در واقعیت پرسه می زند و می چرخد و رفت و آمد دارد . به باور در آوردن چنین نقش دشواری تنها از یک بازیگر درجه یک و حرفه ای ساخته است که ایشان این امر را با اجرای آن به اثبات رسانده اند .در پایان به تمامی عوامل این کار و به کارگردان اثر ، صمیمانه شادباش می گویم و برای شان توفیق های پیوسته و بیشتر آرزو می کنم .