روایت یک سقوط و فرو رفتن به عمق زمین در باب ویران شدن؛ در ستایش یک تجربه زیسته انسانی.
نمایش "ویران تن" تجلی یک تجربه زیسته است، شاید یک انعکاس از مسیری که همه ما تا به اینجا طی کردیم؛ چشیدن فراز و فرودهای زندگی، لحظات شاد و تلخ، لمس تمام حسهای خالصی که یک نفر میتونه در ثانیههای زندگی خودش تجربه کنه. زندگی چیزی جز زیستن، گذر کردن و بخشیدن نیست؛ قدم گذاشتن در این مسیر یک طرفه به واقع یک شاهکار بیمقایسه است. این مسیر پر از اتفاقات مختلف است؛ بدست آوردنها و از دست دادنها، خوشحالیها و ناراحتیها، آرامش و ترسها و... دقیقا همین فراز و فرودها یادآوری میکنه که باید خزان بشیم تا به سبزی برسیم، باید غروب بشه تا دوباره طلوع خورشید را ببینیم. بخاطر این گفتم "ویران تن" مثل یک انعکاس عمل میکنه چون دقیقا همین مفاهیم را به ما یادآوری میکنه؛ لمس کردن ناخودآگاه و بخشهایی از ذهن ما که شاید تا الان به اونها توجهی نمیکردیم. پیرنگ روایت بر بستر متنی سوار شده که از دل جامعه میآید، از دل مردم، از یک تجربه زیستی مشترک به همین دلیل است که بعد از دیدن این روایت بلافاصله با اون ارتباط برقرار میکنیم. روایتی انسانی که صادقانه و خالصانه پرداخت شده؛ تلاش کردن، عاشق شدن، ترسیدن، خوشحالی، از دست دادن و باقی حسهای نابی که در دل جامعه ایران و در تقابل با تمام اتفاقات مختلف مثل جنگ و اعتراضات همگی ما تجربه کردیم. محتوا این کار از دل همچین مفاهیمی خلق شده و به قدری درست و اندازه و انسانی هست که روایتی ملموس برای مخاطب میسازد و زمانی که این روایت با یک فرم دقیق گره میخورد به پرترهای بینظیر به نام "ویران تن"
... دیدن ادامه ››
میرسیم.
نمایش بسیار عالی پرداخت شده؛ همچین محتوایی که حاصل زیست همه ما است که با یک فرم تقریبا ساده آراسته شده. یک فرد در لباس سفید، یک صندلی سفید و صداهای افرادی که آنقدر درست پرداخت شدن که حضور آنها را کامل حس میکنیم و تمام اینها بازگو کننده درون تمام ماهایی است که در این اقلیم زیست میکنیم. "ویران تن" یک پرتره انسانی در باب یک تجربه زیسته است که مخاطب رو برای دقایقی به مکاشفهای در راستای شناخت ناخودآگاه و ذهن خودش میبرد و روایت به قدری آشنا و ملموس است که گاهی ما فراموش میکنیم که قبلتر آن را زیست کردیم.
بسیار بسیار از تماشا و تجربه کردن این نمایش لذت بردم؛ لحظات بسیار خالص، صادقانه و انسانی را برای من خلق کرد.