طبق معمول روال ذهنیم اول کامنتها رو میخونم بعد نظر مینویسم
دیشب به دعوت صدرا عیسی پور عزیزم مهمان ایرلندی بودم و تبریک میگم بهش بابت اولین تجربه کارگردانیش
تشکر میکنم از انرژی و تلاش هر 4 بازیگر روی صحنه
چند نکته که از نظر من ممکنه بتونه کیفیت اجرا رو بیش از پیش بکنه مطرح میکنم
عاشق تیاترهایی هستم که زیست بازیگر قبل یا همزمان با ورود تماشاگر شروع میشه و این اولین جاذبه ایرلندی برای من بود
موسیقی گیرا و متناسب با روند داستان بود
طراحی نور توسط صدرا هنرمندانه بود
بازیگران نهایت انرژی و تواناییشون رو در اجرا به کار بردند
موارد
... دیدن ادامه ››
مورد بحث
من به محض ورود راکورد آیدا رو توی رفت و آمد روی صحنه تایم گرفتم
نشستن و خوابیدن روی ویلچیر - حرکت تا لب خط وسط - قدم بلند - حرکت تا میز کنار- بو کشیدن - برگشت تا لب خط وسط - قدم بلند و نشستن و خوابیدن روی ویلچیر
در هربار رفت و آمد تایم متفاوت بود و مکث ها قاعده نداشت در صورتیکه ریتم و حرکت تکرار میشد . مثال: نشستن و خوابیدن روی ویلچیر بین 7 ثانیه الی 12 ثانیه تلورانس داشت . آیدا اگر از مترونوم موزیکی که درحال پخش هست برای حفظ راکوردش استفاده کنه کاملا بی نقص میشه . من تست کردم روی موزیک همون لحظه
خط وسط چی بود ؟ مانع ؟ جداکننده ؟
هر چیزی بود بازیگر میبایست از روی اون رد میشد . اما چرا تک پا ؟ پای اول بلند میشه رد میشه ولی پای دوم چرا بلند نمیشه ؟
اگر بجای خط یه طناب مثل طنابهای دور رینگ بوکس اونجا کشیده بشه بازیگر اجبار داره مثل ورود و خرج از و به رینگ ، هر دو پا رو بلند کنه و مانع واقعی به نظر بیاد
آخرای کار دیگه رسما آرنوشا داشت فرمالیته میکرد رد شدن از روی خط رو و فقط در حد رفع تکلیف پاشو بلند میکرد
بیان بیان بیان
آفرین به بازیگرا که حتی یه دونه تپق هم با اون سرعت دیالوگ گفتن ازشون شنیده نشد
اما خب مفهومی هم از این سرعت بیان ناقص و جویده جویده به تماشاگر منتقل نشد . مفهوم کاملا در سرعت گم شد . کلمات منعقد نمیشدند و فقط هدف بازیگر اتمام دیالوگش بود . سرعت رو دو درجه حداقل پایین بیارید حتی اگر لازمه به خاطر تایم بعضی دیالوگهای غیر ضروری رو حذف کنید اما تماشاگر بشنوه داستان چیه
دود سیگار روی صحنه واقعا منو آزار داد . این همه سیگار در اون هوای گرم خفه سالن و در نهایت فوت کردن دود توسط آنوشا دقیقا سمت تماشاگر کاش تصحیح بشه
علی به عنوان بازیگر خاموش در ابتدای ورود تماشاگر روی تنفسش کنترل نداشت و مجبور میشد برای حفظ اکسیژن یهو تنفسهای عمیق بکنه که کمی از حالت خاموش خارجش میکرد . ریتم ویپ کشیدنش با موقعیت صحنه جور نبود و در بزنگاه ها انجام نمیشد
و در نهایت
برای من نمایش از لحظه شروع شکنجه آیدا تازه جون گرفت و حالم عوض شد
یکی از بهترین و باور پذیرترین شکنجه هایی بود که دیدم و به نظرم نقطه اوج و قوت این کار حساب میشد
امتیاز من به این کار کامله 5
علتشم اینه که صدرا عیسی پور در اولین تجربه کارگردانی بسیار خوب عمل کرده و نکاتی که من گفتم بیشتر مربوط به دراماتورژی بود
خسته نباشید دوستان من
صدرا عیسی پور - جعفر غلامپور - علی شمس
با احترام
مهرداد مختاریان
گروه هنری جنگل