با درود و سلام به گروه جوان وهنرمندو پویای نمایش «میت» 🌿
«میت»؛ وقتی مرگ، بهانهای برای حرف زدن از زندگی میشود!
در شب های پایانی اجرای «میت» در سالن تکسویه مهرگان، با اجرایی مواجه شدم که بیش از هر چیز، نگاه متفاوت و خلاقانهاش به مرگ، زندگی و انسانیت برایم قابل توجه بود.
نمایشنامه، به جای اینکه مرگ را صرفاً بهعنوان یک پایان یا مفهومی تلخ و سنگین پیش روی مخاطب بگذارد، با یک فانتزی جذاب وپرکشش از آن بستری ساخته برای فکر کردن به انسان؛ به انتخابهایش، ترسهایش، روابطش و آنچه از او بعد از رفتنش باقی میماند.
اما برای من، یکی از جذابترین بخشهای «میت»، نحوه مواجهه کارگردان با متن بود. میزانسنها و شیوه روایت، مبتکرانه و خلاقانه شکل گرفته بودند و به نظر میرسید کارگردان تلاش کرده به جای تکرار راههای آشنا، زبان اجرایی خودش را پیدا کند. این خلاقیت در جزئیات نیز دیده میشد و باعث میشد اجرا صرفاً متکی بر متن نباشد.
بازی بازیگران نیز از نقاط قوت جدی اثر بود. بازیها دقیق، کنترلشده و در عین حال زنده و قوی بودند. مهمتر از تکنیک، نوع استفاده بازیگران
... دیدن ادامه ››
از بدن، بیان و موقعیت بود؛ بهخصوص در لحظاتی که خلاقیت بازیگر تبدیل به بخشی از روایت میشد و نه صرفاً وسیلهای برای ارائه دیالوگ.
«میت» برای من نمونهای از اجرایی بود که به شعور مخاطب اعتماد میکند؛ همه چیز را توضیح نمیدهد و اجازه میدهد تماشاگر بخشی از معنا را خودش کشف کند. شاید همین ویژگی باعث شود هر تماشاگر برداشت متفاوتی از آن داشته باشد.
در نهایت، چیزی که از «میت» برای من باقی ماند، نه فقط موضوع مرگ، بلکه پرسشی درباره چگونگی زیستن و انسان ماندن بود.
حیف که دیشب شب پایانی این اجرا بود؛
اما شاید بعضی اجراها قرار نیست مدت زیادی روی صحنه بمانند؛ قرار است مدتی در ذهن ما بمانند...
به گروه «میت» برای این تجربه خلاقانه و متفاوت خستهنباشید میگویم.
دیدنش را دوست داشتم.✌🏻🪷