این که یک اثر مشهور ادبی قابلیت تبدیل شدن به یک نمایشنامه را دارد یا خیر یک سوی قضیه ، اما به نظر من نویسنده / کارگردان وبازیگران چقدر باید تلاش کنند تا هدف نویسنده (جملات برانگیزاننده اندیشه و احساسات او ) را نشان تماشاگر بدهند نه این که فقط به گوشش برسانند!
تیاگو رودریگز کارگردان پرتغالی در 2015 اقتباسی از آن را ارائه کرد و گفت:
«تئاتر «بواری» بازتابی از قدرت متحول کننده هنر است می گوید: «این اثر به نوعی تبرئه دادستان است. او سال ۱۸۵۷ هشدار داد که ما باید نسبت به نوشته های فلوبر هشیار باشیم زیرا ذهن مردم را مسموم می کند. در هنر خطر وجود دارد. زیرا هنر به ما اجازه تخیل و آرزو پردازی می دهد، تخیل درباره چیزهای ممنوعه ای که در زندگی روزمره آرزو کردن آن ممنوع است.»
«تراژدی ستُرگِ مادام بوواری» نمایشنامهای است به قلم مشترک جان نیکلسن و خاویِر مارزان.هم نمونه ای دیگر...متنی هزل آلود با جراحی شخصیت اما بواری !
داستان مدرن شده ای که در آن دوستی مجازی /حقیقی با زن متأهل ممکن است در نگاه اول بیضرر و کمخطر به نظر برسد، اما در واقع پیامدهای روانی و عاطفی جدیای برای هر دو طرف دارد. باعث وابستگی عاطفی عمیق و درگیر شدن ذهن دو نفر شود.
نمونه جملات کتاب / نمایشنامه :
پیش از ازدواج پنداشته بود که به عشق رسیده است اما به آن خوشبختی که باید از این عشق حاصل میشد دست نیافته
... دیدن ادامه ››
بود پیش خود میگفت که پس باید اشتباه کرده باشد. و میکوشید بفهمد که در زندگی مفهوم واژههای سعادت، شور، سرمستی که در کتابها به نظرش زیبا آمده بود دقیقا چیست.( مادام بوواری)
احساس عشق به یک زن متأهل میتواند گیجکننده، دردناک و پر از تناقض باشد. اگر درگیر چنین احساسی شدهاید، بهتر است با خودتان صادق باشید و تصمیمی بگیرید که آیندهتان را خراب نکنید.
این رابطه به ضرر یکی از شما یا هر دوی شما تمام خواهد شد.(مادام بواری)