وقتی آدمی از دل سختی، روی صحنه میایستد«Only God»
گفتوگویی میان انسان و خدا✨
«Only God» را در شبهای گذشته در خانه نمایش مهرگان دیدم.
اجرایی که برای من بیش از یک روایت نمایشی، مواجههای میان انسان و خدا بود؛ مواجههای پر از پرسش، تردید، اعتراض و جستوجو.
نمایش در نقطهای ایستاده که انسان، در برابر آنچه نمیفهمد، سؤال میکند؛ از خدا میپرسد، به او نزدیک میشود، گاهی تردید میکند و گاهی در برابر تقدیر و قدرتی فراتر از خودش میایستد. همین چالش میان ایمان و تردید، اختیار و جبر، انسان و امر الهی به نظرم مهمترین وجه اثر است.
نکته جذاب برای من این بود که نمایش حرف دل همه ی انسانهاست! تلاش نمیکند برای این پرسشها و مجادله ها ، پاسخهای قطعی و از پیش تعیینشده ارائه کند. بیشتر سؤال میسازد و تماشاگر را با خودش وارد این مواجهه میکند. شاید هر مخاطب در پایان، پاسخ متفاوتی برای آنچه دیده داشته باشد؛ و این دقیقاً همان جایی است که تئاتر میتواند از یک روایت صرف فراتر برود و تبدیل به تجربهای
... دیدن ادامه ››
شخصی شود.
از نظر اجرایی نیز، استفاده از بدن، میزانسن و فضای صحنه برای شکل دادن به این تقابل، قابل توجه بود. بهخصوص اینکه موضوعی به این سنگینی، میتوانست خیلی راحت به دام شعار یا بیان مستقیم بیفتد، اما «Only God» تلاش کرده آن را در قالب یک تجربه نمایشی مطرح کند.
و برای من، این اجرا یک معنای شخصی دیگر هم داشت.
محمود رشیدی را از سالهای گذشته میشناسم؛ از شاگردان من بوده و در مهرگان قدیم نیز در کنار ما فعالیت میکرد. امروز دیدن او در جایگاه کارگردان، پس از سالهای پر چالشی که مسیر ساده وهمواری هم نداشته، برایم لذتبخش بود. اما ترجیح میدهم این رابطه هنری را دلیل ارزشمند بودن اجرا ندانم! ارزش اثر باید از خود صحنه بیاید.
و «Only God» برای من، با همه تفاوتهایی که ممکن است از منظر مخاطبان داشته باشد، یک ویژگی مهم داشت:
جرأت پرسیدن❗
شاید یکی از قدیمیترین پرسشهای انسان امروز هنوز هم بیپاسخ مانده باشد:
اگر خدا پاسخ همه پرسشهاست، پس سهم انسان از پرسیدن چیست؟ انسان کجای این چرخه یک پرتکرار هستی است؟!
خستهنباشید به محمود رشیدی و گروه جوان «Only God».
دیدن مسیر هنرمندی که روزی شاگرد بوده و امروز خودش صاحب نگاه و زبان اجرایی شده، برای یک معلم، لذت کمی نیست!
به امیددرخشش برصحنه و موفقیتهای روزافزون🌱