در روز
از روز
تا روز
آغاز از ساعت
پایان تا ساعت
دارای سانس فعال
آنلاین
کمدی
کودک و نوجوان
تیوال | سارا داروفروش درباره نمایش بزم پادشاه پروانه: بزم پادشاه پروانه؛ تلاشی برای عبور از «تماشای تئاتر» به «تجربه کردن تئ
SB > com/org | (HTTPS) localhost : 16:53:00
۰۳ شهریور ساعت ۲۳:۲۶
بزم پادشاه پروانه؛ تلاشی برای عبور از «تماشای تئاتر» به «تجربه کردن تئاتر»
نوشتن درباره «بزم پادشاه پروانه» برای من کمی متفاوت است.
من این پروژه را نه فقط به‌عنوان یک تماشاگر ویک کارگردان تئاتر، بلکه به‌عنوان مشاور هنری اثر از نزدیک دنبال کرده‌ام. بنابراین طبیعی است که نسبت من با این اجرا، نسبت یک منتقد کاملاً بیرونی نباشد. با این حال، درست به همین دلیل ترجیح می‌دهم این متن را نه به‌عنوان معرفی یا تبلیغ نمایش، بلکه به‌عنوان یک برداشت شخصی و حرفه‌ای از مواجهه با یک تجربه اجرایی متفاوت بنویسم.
«بزم پادشاه پروانه» برای من پیش از آنکه یک نمایش متکی بر قصه‌گویی کلاسیک باشد، تلاش برای پیدا کردن یک زبان اجرایی تازه است.
اثر از ابتدا تکلیف خود را با مخاطب روشن می‌کند؛ قرار نیست صرفاً بنشینیم، داستانی را دنبال کنیم و در پایان به یک نتیجه مشخص برسیم. اجرا می‌خواهد مخاطب را وارد جهانی کند که مرز میان واقعیت، خیال، تصویر و جهان دیجیتال در آن مدام جابه‌جا می‌شود. استفاده از مولتی‌مدیا نیز در همین راستا صرفاً یک امکان تکنولوژیک نیست؛ بخشی از زبان اجرایی اثر است.
جایی که تصویر، رقیب بازیگر نمی‌شود❗
یکی از خطرهای جدی در تئاترهای متکی بر تکنولوژی این است که تصویر، بازیگر و تئاتر را ببلعد و اجرا تبدیل ... دیدن ادامه ›› به یک نمایش تصویری با حضور چند بازیگر شود.
اما نقطه قابل توجه «بزم پادشاه پروانه» برای من، تلاش آن برای ایجاد رابطه میان این دو جهان است؛ یعنی تصویر قرار نیست صرفاً پس‌زمینه باشد و بازیگر هم قرار نیست صرفاً مقابل یک صفحه نمایش بازی کند.
این مسئله، به‌خصوص در تئاتر امروز، موضوع مهمی است:
آیا تکنولوژی قرار است جای تئاتر را بگیرد یا می‌تواند زبان تئاتر را گسترش دهد؟
«بزم پادشاه پروانه» پاسخ خود را در تجربه اجرایی جست‌وجو می‌کند.
چیزی که من به‌عنوان یک کارگردان بیش از همه برایم قابل احترام است، جسارت گروهی جوان در انتخاب مسیر دشوارتر است.
ساختن یک نمایش متعارف، با میزانسن‌های شناخته‌شده و روایت خطی، معمولاً ریسک کمتری دارد. اما وقتی گروهی تصمیم می‌گیرد میان تئاتر، تصویر، جهان دیجیتال و فانتزی حرکت کند، طبیعتاً احتمال شکست هم بیشتر می‌شود.
«بزم پادشاه پروانه» برای من ارزشمند است چون از تجربه کردن نمی‌ترسد!
و شاید در فضای امروز تئاتر ایران، که گاهی تکرار فرم‌های امتحان‌شده به انتخابی امن تبدیل می‌شود، همین جسارت خودش یک امتیاز جدی باشد.
اما آیا اثر بی‌نقص است؟
قطعاً نه.
به‌عنوان یک کارگردان، معتقدم در چنین تجربه‌هایی همیشه خطرِ غلبه فرم بر محتوا وجود دارد. هرچه ابزارهای تصویری و اجرایی بیشتر می‌شوند، ضرورت ایجاد یک ستون محکم دراماتیک نیز بیشتر می‌شود.
در بعضی لحظات، احساس کردم اگر پیوند میان جهان داستانی و امکانات بصری کمی منسجم‌تر و عمیق‌تر شود، اثر می‌تواند از یک تجربه جذاب دیجیتال فراتر برود و به یک زبان شخصی و ماندگار در تئاتر تبدیل شود.
این را نه به‌عنوان نقطه ضعف مطلق، بلکه به‌عنوان مهم‌ترین مسیر رشد این پروژه می‌بینم.
چون به نظرم «بزم پادشاه پروانه» بیش از آنکه ادعا کند به یک زبان نهایی رسیده، در حال کشف یک زبان است.
و این برای من جذاب‌تر است.
در نهایت...
من معتقدم تئاتر تجربی قرار نیست همه را راضی کند.
گاهی ارزش یک اثر در این نیست که همه مخاطبان بعد از خروج از سالن بگویند «عالی بود»❗بلکه در این است که چیزی را امتحان کند که پیش از آن کمتر امتحان شده است.
«بزم پادشاه پروانه» برای من از همین جنس است؛
اجرایی که شاید همه انتخاب‌هایش را نپسندیم، شاید با همه لحظاتش ارتباط برقرار نکنیم، اما نمی‌توانیم تلاشش برای عبور از قالب‌های آشنا و ساختن یک تجربه متفاوت را نادیده بگیریم.
و شاید مهم‌ترین ویژگی‌اش همین باشد:
به جای اینکه فقط داستانی را برای ما تعریف کند، تلاش می‌کند جهانی را پیش چشم ما بسازد.
به امیرحسین سرخیان و گروه جوان «بزم پادشاه پروانه» خسته‌نباشید می‌گویم.
و به‌عنوان کسی که از نزدیک شاهد شکل‌گیری این تجربه بوده‌ام، امیدوارم این پروژه برای گروهش نقطه پایان نباشد؛ نقطه شروع باشد.

**توضیح: این نقد را نه به دلیل نسبت حرفه‌ای من با پروژه، بلکه فقط به‌عنوان یک نظر شخصی و حرفه‌ای تاتر منتشر می‌کنم وبرای دوستان جوان وهنرمندم آرزوی موفقیت و درخشش برصحنه هارادارم✌🏻🌱💚