«هیپوکامپوس» برای من فقط یک تئاتر کمدی نبود؛ یک کمدیِ فلسفی بود که پشت شوخیها و موقعیتهایش، حرفهای جدی و قابل تأملی دربارهی انسان و جهان امروز داشت.
نمایشی بسیار خوشساخت و دقیق در میزانسن، فرم، موسیقی و رقص. بازیگران هم اجرای قابلقبولی داشتند و تماشای این اثر برای من لذتبخش بود.
چیزی که بیش از همه برایم قابل تأمل بود، نگاه نمایش به جهان آشفته و از مدار خارجشدهی انسان امروز است؛ جهانی که آنقدر به روزمرگی، تکرار و بدیهیات عادت کردهایم که گاهی حتی دیگر آنها را نمیبینیم.
نمایش به نظرم دعوتی است برای بیرون آمدن از دنیای خودساختهی ذهن و نگاه دوباره به چیزهایی که عادی و بدیهی فرضشان کردهایم؛ از آدمهایی که
... دیدن ادامه ››
دیده نمیشوند و قشر فرودستی مثل کشاورز که با وجود نقش مهمش در زندگی ما، خودش و مسئلهاش نادیده گرفته میشود، تا مسائل حیاتی و زیستی مثل آب که با وجود اهمیتش، ارزش و اهمیت واقعیاش را فراموش کردهایم.
به نظرم متن و ایدهی نویسنده نقش مهمی در قدرت و چندلایه شدن نمایش دارد و همین باعث میشود «هیپوکامپوس» فقط برای خندیدن نباشد و بعد از تمام شدنش، ذهن مخاطب همچنان درگیر بماند.
فکر میکنم برای دریافت دقیقتر لایهها، مفاهیم و نقدهای این نمایش، یک بار تماشایش کافی نباشد و باید دوباره دیدش.
خسته نباشید و خداقوت به همهی هنرمندان و عوامل «هیپوکامپوس». 🎭🌱