This thin wire is the last thing that links us.
این سیم نازک آخرین چیزیست که ما را به هم وصل میکند.
When you cut the connection, you snap the air chute I’m holding on to for dear life.
وقتی تلفن را قطع میکنی، راه نفسی را قطع میکنی که برای زنده ماندن به آن چنگ زدهام.
we should sit here for ever and ever until we slowly
starve. In hundreds of years people will find our bones and a strange wire around
شاید بتونیم همینجا بنشینیم، تا ابد، و فقط حرف بزنیم
... دیدن ادامه ››
و حرف بزنیم، آنقدر که کمکم از گرسنگی خشک بشیم. و صدها سال بعد، مردم استخوانهای ما رو با یک سیم تلفن که دور ما پیچیده پیدا کنن...
You are at a distance where you cannot be seen, but you can be heard;
and hearing you is the most painful kind of being close.
تو در فاصلهای هستی که نمیتوان تو را دید، اما میتوان شنید؛ و شنیدن تو دردناکترین شکلِ نزدیک بودن است.
Listen, I'm going to ask you something silly. No. Look, if you do burn the letters that you wrote me, would you please keep the ashes, and put them in that little cigarette box that, that I gave you?
میخوام یه چیز احمقانه ازت بخوام…
اگه نامههایی رو که برام نوشتی میسوزونی، میشه خاکسترهاش رو نگه داری و بذاری توی اون جعبه سیگار کوچیکی که بهت داده بودم؟
آره… دوست دارم اون خاکسترها رو داشته باشم… فقط برای چند دقیقه… فقط برای یه یادآوری کوچیک...
we always agreed to be absolutely honest with each other. It wouldn't have been very honest, if you had left without letting me know until the last minute. Yes, that we're being cruel. This way I had time to, to get used to the idea. And understand.
ما قرار گذاشته بودیم که همیشه با هم صادق باشیم، اگه بیخبر میرفتی و تا لحظه آخر نمیگفتی… خب خیلی دردناک میشد.
اما اینطوری… من وقت دارم با این افکار کنار بیام… و سعی کنم بفهمم…سعی کنم نفس بکشم
You can, you can live your whole life waiting for a disaster. Expecting it. It can still break you when it comes.
آدم میتونه تمام عمرش رو منتظر فاجعه باشه، یا حتی ازش بترسه…
اما وقتی که اون فاجعه برسه، بازم میتونه آدمو داغون کنه