در روز
از روز
تا روز
آغاز از ساعت
پایان تا ساعت
دارای سانس فعال
آنلاین
کمدی
کودک و نوجوان
تیوال | حسین مشکاتی
SB > com/org | (HTTPS) localhost : 04:08:24
 

پناهی جز هنر نیست …

 ۱۸ تیر ۱۳۷۲
«تیوال» به عنوان شبکه اجتماعی هنر و فرهنگ، همچون دیواری‌است برای هنردوستان و هنرمندان برای نوشتن و گفت‌وگو درباره زمینه‌های علاقه‌مندی مشترک، خبررسانی برنامه‌های جالب به هم‌دیگر و پیش‌نهادن دیدگاه و آثار خود. برای فعالیت در تیوال به سیستم وارد شوید
۶ روز پیش، جمعه ساعت ۱۳:۱۶
درود و خسته نباشید خدمت عزیزان پی او وی

فلسفه ی شیرین تکرار مکررات و مکررا تکرار مکررات تبدیل به مطلب بدیهی برای این روزهایمان شده
تکراری که گاه خواسته است و گاه از سر نبودن توپ های پینگ پنگ ناخواسته
و گاه همه چیز هست الا آنچه که باید
گاه خودت میخواهی تن به تکرار دهی و گاه دست و پا می‌زنی در تکرار و تکرار و تکرار … و بازهم تکرار …

اجرایی که دیدم گویا اشکالی در آکسسوار وجود داشت از باگ متن و دیالوگ خوانی (این گردوعه و میتونیم باهاش بازی کنیم که باید این گرده و میتونیم ... دیدن ادامه ›› باهاش بازی کنیم) احساس مشکل کردم
اما واقعیت این بود که دو بازیگر به حدی به اجزای متن و موضوع آن مسلط بودند که تا بعد از اجرا که اعلام کردند قرار نبود گردو باشد گمان میکردم اختلال دیالوگی به وجود آمده.

از دیدن فضاهای ابزورد لذت میبریم و زیست می‌کنمشان و پی او وی زیست ابزورد جدیدی برای من خلق کرد.
تنها ابهامم سعی گروه بر کمدی کردن اجرا بود. فضایی که لحظه به لحظه از فلسفه ی اجرا و ابزوردیسم آن دورم می‌کرد…

خداقوت
۶ روز پیش، جمعه ساعت ۱۲:۵۱
بعد از دیدن حدود 100 اجرای تئاتر در زندگیم
دیشب برای اولین بار به تماشای یک تئاتر کمدی نشستم
به علت عدم شناخت فضای کمدی خیلی نظر دقیقی نمیتونم بدم
فقط میتونم بگم احتمالا 1 ساعت از تماشای این اجرا رو به خنده میگذرونید
حتی اگر کار کپی یک اثر خارجی هم باشد باز هم بعنوان یک *سرگرمی* هنری ارزش تماشا دارد.
نکته مهمی که در این نمایش وجود داشت این بود که حتی یک خنده هم به وسیله ی شوخی های جنسی از مخاطب گرفته نشد.
و میشد فهمید که هنوز هم راه هایی برای کمدی سالم وجود دارد.

من شاد شدم از تماشای این اجرا
خسته نباشید به این تیم پر انرژی
۱۸ شهریور ساعت ۱۰:۵۷
بعد از دیدن حدود 100 اجرای تئاتر در زندگیم
دیشب برای اولین بار به تماشای یک تئاتر کمدی نشستم
به علت عدم شناخت فضای کمدی خیلی نظر دقیقی نمیتونم بدم
فقط میتونم بگم احتمالا 1 ساعت از تماشای این اجرا رو به خنده میگذرونید
حتی اگر کار کپی یک اثر خارجی هم باشد باز هم بعنوان یک *سرگرمی* هنری ارزش تماشا دارد.
نکته مهمی که در این نمایش وجود داشت این بود که حتی یک خنده هم به وسیله ی شوخی های جنسی از مخاطب گرفته نشد.
و میشد فهمید که هنوز هم راه هایی برای کمدی سالم وجود دارد.

من شاد شدم از تماشای این اجرا
خسته نباشید به این تیم پر انرژی
۰۹ شهریور ساعت ۱۲:۵۶
درود و خداقوت خدمت عزیزان (در انتظار گودو)


نمیدانم
بعضا نویسندگانی هستند ، حدی سوار بر نگارش ، که ساخت اجرای متنشان پر از ریسک میشود.
به زعم من بکت چنین است.
درخصوص اجرا ...

علی محمودی حقیقتا برای من مشق اجراست ، تسلط بر دیالوگ بیان خلاقانه و سوار بودنش بر روی تک تک لغاتی که به کار میبرد هر لحظه مجذوب ترم ... دیدن ادامه ›› میکرد. و واقعا تشکر از اجرای خوبتون.
البته حضور حمید رحیمی عزیز و دیگر بازیگران نیز بسیار به جا ، زیبا و زیبایی آفرین بود
اما در خصوص اجرا حقیقا به دلم ننشت و کارگردانی ویژه تری را تصور میگردم
که مهره های قدرتمندی مثل علی محمودی و حمید رحیمی رو آن طور که باید ببینیم
و تنها نقطه قوت کار رو بازیِ بازیگران دیدم

خداقوت به همگی
۰۹ شهریور ساعت ۱۱:۱۸
درود و خداقوت خدمت عوامل محترم (منو یادت میاد؟)

تلنگری آگاهی آفرین ، صمیمانه و هدفمند از سِیر علل و معلول های پیوسته به زندگی
نمایشی از آمد و شد هایی که یا آمدش به نگاهمان است یا شدش
و همیشه وجه دیگری وجود دارد که از دیده پنهان است

ممنون از بازی مسلط شما مرتضی جان درویش زاده
خداقوت
سلام جانم خیلی ممنون که تشریف آوردین و ممنونم بابت نظر و لطفی که به ما داشتین،بابت تحلیل و نگاه زیباتون هم ممنون
۰۹ شهریور
مرتضی درویش‌زاده
سلام جانم خیلی ممنون که تشریف آوردین و ممنونم بابت نظر و لطفی که به ما داشتین،بابت تحلیل و نگاه زیباتون هم ممنون
قربونتون ✨
۱۰ شهریور
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
۰۸ شهریور ساعت ۲۳:۲۶
مخاطب فهیم و عزیز تیاتر
حین اجرا وقت مناسبی برای اسپری زدن نیست
حین اجرا وقت مناسبی برای مدام باز و بسته کردن زیپ کیف نیست
حین اجرا وقت مناسبی برای چت کردن و فوکوس کشوندن نگاه مخاطب به صفحه گوشیت نیست
حین دیدن در انتظار گودو وقت مناسبی برای صحبت کردن درباره تئاتر سوسن پرور و مقایسه با این اجرا نیست
حین اجرا وقت مناسبی برای کف زدن ریتمیک با سیکل تکرار متن نیست
حین اجرا وقت مناسبی برای خوردن ساندویچ کالباس نیست


البته میدونم کسانی که این دلنوشته رو میخونن از بر هستن و دقیقا همان ها که باید بخونن نمی‌خونن
خلاصه که کلافه م
متن تیاتر کودک، جای مناسبی در تیاتر بزرگسالان نیست !
اشکال در جای دیگری بود
۱۳ شهریور
فرشاد پ
متن تیاتر کودک، جای مناسبی در تیاتر بزرگسالان نیست ! اشکال در جای دیگری بود
صحبت فرهنگ هست.
اشکال در جای دیگریست
در آنجا که حتی در تئاتر کودک هم فرهنگ تماشای تئاتر باید اعمال شود تا در بزرگسالی آنچه که هست نشود …
و شما شخصا انتخاب کردید که بلیت خریداری کنید
حتی اگر سلیقه ی شما هم نبود موظف هستید احترام بگذارید و فرهنگ تماشای تئاتر رو به همراه داشته باشید
با تشکر
۶ روز پیش، جمعه
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
۲۱ مرداد ساعت ۲۳:۵۱
درود و خسته نباشید خدمت عزیزان (باخ)

بهزاد عبدی برای من هنرمند نام آشنای عرصه ی موسیقی و اجراست که بارها در این جایگاه ها مطمئن و به جا دیدمش
باخ برای من شامل لحظات زیبای طنز صادقانه ی حسین میرزاییان بود
صدای پخته ش
باخ برای من شیرینی نوازندگی بهزاد عبدی بود و تک خواندن روح نواز بانو بهناز نادری
همه چیز واقعی بود و دلنشین

و ای کاش بهزاد عبدی با تمام توانایی های ثابت شده اش در کنار خود مشاوری را در عنوان مشاور کارگردان برمیگزید تا به ایده های کارگردانی کمک کند

در کل لذت بردم
و خوشحالم که بستر بیداری صداهای خفته هستید
خداقوت
۲۱ مرداد ساعت ۲۳:۲۶
درود و مهر خدمت عزیزان (ما هنوز زنده ایم)

موضوعی داغ که روایتش آب سردی شد بر روح مضمون
ضعف متن ، بازی های کاملا متوسط و فرمی که می‌توانست با آن دکور زیبا بیداد کند ، هیچ کدام انگار آنچه باید نبودند.
و ایده ای که نیاز است را تا حدودی هدر داد…

سالن ناظرزاده ایراد دید مخاطب دارد و شیب سالن نادرست است…
کاش بزودی درست شود
۱۴ مرداد ساعت ۲۲:۲۴
متاستفانه این اجرا رو که به سفارش جناب فدایی میخواستم برم از دست دادم برای فردا…
عزیزی اگر بلیت می‌خواد در خدمتم
۰۵ مرداد ساعت ۱۰:۵۷
ضمن عرض خسته نباشید به عزیزان (یخ بستگی)

نمیدانم چرا حس خوبی به بازیگرانی که از سینما به تئاتر برمیگردند ندارم !!!!!

مشکل اصلی من با این اجرا متن آن بود که محدود به دیالوگ میکرد بازیگر رو و رفته رفته شبیه به نمایشی رادیویی میشد که اگر هندزفری به گوش بگذاری و چشم هایت را هم ببندی چنان مفاهیمی را از دست نخواهی داد.
داستانی با محتوا و دغدغه ی تکراری که شامل دیالوگ های شعارزده بود و صرفا زیبایی می آفرید ... دیدن ادامه ›› نه مفهوم ...

در خصوص بازی ها باید گفت علی رغم تسلط عزیزان روی متن من کلیت اجرایشان را دوست نداشتم و مجتبی پیرزاد فاصله ی زیادی با توقعاتم داشت... همچنین سارا بهرامی که بازی پرفریادی رو داشت و بدون گرم کردن صدا و صداسازی نیمه ی دوم اجرا را با صدای گرفته رفت ، بسیار کتابی بود و در نقش ستاره جوان هم ناتوان و غیرقابل باور و با یک صحنه ی مستی کاملا بد !

مع الاسف کارگردان استفاده ی ویژه تری از متن نبرده بود و همان دیالوگ ها را به اجرا گذاشته بود نه فرم ویژه ای نه اکت ویژه ای نه جلوه ویژه ای ، صحنه به کتاب میمانست تا به تئاتر و چقدر میتوانست بهتر باشد و نبود (بخصوص صحنه ی مصرف هروئین و معلق شدن پیرزاد)

آرزوی موفقیت
نمیدانم چرا حس خوبی به بازیگرانی که از سینما به تئاتر برمیگردند ندارم !!!!!
چون این مورد رو برای نمایش دایی وانیا هم عنوان کردید که البته بماند که هر دو عزیز از تیاتر به سینما رفتن، خواستم یادآوری کنم خانم سارا بهرامی بازیگر تیاتر بودن و نمایش هم هوایی رو قبل از ورود به سینما در کارنامه شون داشتن!
۰۵ مرداد
aghashahriar
جهت اطلاع نمایش هم هوایی برای سال 93 هست خانم بهرامی از سال 88 تو فیلم های بلند و کوتاه بازی کردن البته ایشون اولین تیاترشون هم سال 88 بوده
ممنونم از یادآوری تون پس هم زمان در سینما و تیاتر حضور داشتن.
سحر بهروزیان
نمیدانم چرا حس خوبی به بازیگرانی که از سینما به تئاتر برمیگردند ندارم !!!!! چون این مورد رو برای نمایش دایی وانیا هم عنوان کردید که البته بماند که هر دو عزیز از تیاتر به سینما رفتن، خواستم یادآوری ...
درود بر شما خانم
من از سبقه ی همه عزیزان مطلع هستم
منظور بنده زیست سینمایی بود که به زیست و ذائقه تئاتری افراد برمگیرده
برای همین قید کردم بازیگرانی که از سینما به تئاتر (بر) میگردند و الا میگفتم بازیگرانی که از سینما به تئاتر می آیند.
اصلا به گمان شخصی عمده بازیگران خوب سینما از تئاتر شروع کردند
علت اینکه نوشتم حس خوبی نمیگیرم بدین منظور هست که سینما در لحظه ... دیدن ادامه ›› بودن نیست
سینما پر است از موانع زیست بازیاها در نقش
نه اینکه سینما بد باشد ، بسیاری از به یاد ماندنی ترین تصاویر رو از بازیگرها در سینماست که میبینیم
منظور من روشی بود که بازیگر در سینما پیش میگیرد که با توجه به دیده هایم در هر دو عرصه تفاوت قائلم بینشان
و بازیگر وقتی غرق سینما باشد حضور مجدد در تئاتر برای من مبهم است

یک مثال
تپق های سرسام آور بازیگر بسیار خوب ، هوتن شکیبا
خب این محصول سینماست
محصول کات های بعد از تپق
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
۰۵ مرداد ساعت ۱۰:۰۷
ضمن عرض خسته نباشید به عزیزان (دایی وانیا)

نمیدانم چرا حس خوبی به بازیگرانی که از سینما به تئاتر برمیگردند ندارم
با این حال بنا به علاقه ی شخصی ام به این دو عزیز به تماشای اجرا نشستم ، چرا که کلا این سبک از اجرا مورد پسند و انتخابم نیست.
و خب نبود هم ...
پس خیلی نظر دقیقی را ندارم ، چرا که مجموع اجرا برایم جذاب نبود و متن اصلی را هم نخوانده ام


سالن بسیار گرم و آزاردهنده بود
تپق های پیش از حد بازیگران آشکارا بود
اجراگر ها گاها خسته کننده میشدند و ملال آور
و برای دوستانی که در ادامه قصد تماشا دارند ، این کار یک نمایشنامه خوانی پر لحن است

عرض خسته نباشید
جناب معجونی و شکیبا از سینما وارد تیاتر شدن؟!
کاش قبل از پست تون رزومه شون یه سرچ می کردید!
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
۱۶ خرداد ساعت ۱۰:۰۸
درود و خسته نباشید خدمت عزیزانِ بودن پس از حبس

بامدادِ افشار عزیز را سالهاست دنبال میکنم و سبک موسیقی اش را به جد موفق ، خلاق و جذاب میدانم.
همان اتفاق میمونی که در شب گذشته رخداد و با هر تِرَک دنیای جدیدی در ذهنم قلمداد میشد و از ثانیه به ثانیه آن لذت ها بردم.

در خصوص اجرای هولوگرام و مونولوگ گویی بهار کاتوزی اما هر چه را در اجرای موسیقی میافتم در آن جا کمیاب و کمرنگ میدیدم و حسی که منتقل نمیشد. و حتی حسی که از جانب خواننده ی هوش مصنوعی هم دریافت نشد. و صرفا پادکستی با هولوگرامی از بازیگر را دریافت کننده بودم.
شاید برایم جذاب تر بود که تصویری از بازیگر نبینم و نریشن او را با یک صداپردازی قدرتمند به همراه ویدیومپینگ خلاق و ویژه ... دیدن ادامه ›› تری ببینم.
و ای کاش با آن موزیک ، آن ویدیومپینگ ها را قوی تر میدیدم
ای کاش پرفورمنس قوی و متکی بر متن از موزیسین ها رویت میشد.
و در کل احساس من نسبت به اجرای شب گذشته کنسرتی بینظیر بود که دو مولفه ی مونولوگ گویی در قالب هولوگرام و خوانندگی در قالب هوش مصنوعی به آن اضافه شده بود و شاید واقعا اضافه بود.

دیالوگ های موجود در اثر جهان بینی نویسنده را به مرگ ، پیش و پس آن نشان میداد که برای جذاب و گاها عمیق بود. جملاتی که به صورت مقطعی فکر و جهان بینی من را به خود جلب میکرد.

نورپردازی برای این اجرا هیچ بود. گویا اصلا نوری نبود... طراحی به خصوصی نبود...
اجرایی که طراحی و اجرای نور خلاقانه میتوانست آن را به چشم مخاطب هم امتیاز دار کند و این درحالی بود که گوش مخاطب میتوانست امتیاز بالایی را قائل شود.

ای کاش با توجه بیشتر به پیرنگ های متن نویسی و کارگردانی اجرای خود را متفاوت و بی بدیل میکردید. و بعد از کارناوال من چنین توقعی از صحنه ی بامداد افشار برایم ایجاد شده بود.

*تهویه سالن و کیفیت صندلی ها به شدت بد...
*اپراتور صوت و صدابردار عزیز لطفا حین استفاده از ریموت میکسر تبلتتون رو پایین بگیرید ، نور و شلوغی رنگ صفحه تمرکز را کاملا به هم میریزد.


خداقوت به بامدادِ موسیقی ایران و تیم همراه
به امید تماشای اجراهای مجدد
۱۵ خرداد ساعت ۱۹:۰۳
به امید موفقیت و درخشش روز افزون برای تیم (ریگ چاه)
آرزویِ تداوم زیبایی آفرینی همیشگیِ رفیق خوبم جلال محبی ❤️
انرژی فوق‌العاده‌تون کل سالن رو گرفته بود، دمتون گرم 👏✨
دنیا نیک کردار
انرژی فوق‌العاده‌تون کل سالن رو گرفته بود، دمتون گرم 👏✨
خیلییییی زیاد ازتون ممنونم😍😍🫂
۲۱ خرداد
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
۱۶ دی ۱۴۰۴ ساعت ۱۴:۵۵
درود و احترام خدمت عزیزان کُماژ

عرض حسرت و اندوه برای صندلی هایی که باید پر میبود و نیست.
عرض حسرت برای سالنی که باید بستر بهترینِ اتفاقات میبود و نبود.
و اندوه بابت وضعیت تئاتر امروزمان که چون کشتی به گل نشسته و چه نفس هایی که میطراود به صحنه نمایش و بازدمی مطلوب از جایگاه تماشاگران به عمل نمی آید.

از بابت کماژ :
چقدر دوست داشتم هیچ دیالوگی نشنوم و فقط فرم های به هم پیوسته ببینم ، چرا که این تئاتر و این گروه به وضوح خود را در فرم یافته بود نه دیالوگ...
نهایت ... دیدن ادامه ›› به همان نریشن ها بسنده میشد حتی
متن در مقابل فرم ها ضعیف بود و سطحی و ای کاش تنها فرم بود. همچنین مشخصا واضح بود که میزان تمرین فرم فرای تمرین دیالوگ و بازی ها بود.
بازیگر میراننده از بدن و فرم های قابل توجهی برخوردار بود اما ای کاش شخصیتی فراتر با البسه و گریم نامتعارف تر (به نسبت نقش) نمایش داده میشد.
پوشیده نیست که حفظ حرکات فرم آن هم به مثابه حرکات جمعی با این جمعیت کم از حفظ لغات و کلمات نیست.
اگر چه گاها فرم های تکراری و کپی تماشا میشد اما این هماهنگی که کمترین خطا از آن به سر آمد از دستاوردهای مهم این اثر بود.
کاش نور، مه ، لباس ها ، سازه های صحنه و... در راستای این حجمِ زیبایی به کار میشدند (اما حیف از نبودِ سالن های ایده آل)

در نهایت سپاس از انرژی خوبتان
سپاس از نفس هایتان که با عشق وزید.
و درود به حال آزادی طلب و گرمتان.

به امید ادامه داشتن...
۱۷ آذر ۱۴۰۴ ساعت ۲۳:۵۳
درود بر عواملِ
شاخِ بی سر

در جایگاه تماشاچیِ این اثر زبان قصور را فریاد میکند.
اما
اثری را به تماشا نشستم که در جای جای اجرا موفق و مسلط بود.
متن ، کارگردانی ، بازی ها ، موسیقی ، صحنه ، فرم ، نور ، اقتباس و ...
همه چیز را شامل بود. و پکیج قدرتمندی روی صحنه لذت می آفرید.
نمیدانستم غرق ادیب و هملت باشم یا همایون و اردشیر
نمیدانستم غرق تغییر هویت ... دیدن ادامه ›› بازیگرها در تمام اجرایشان باشم یا صحنه و نوری که با هر هویتشان بازی داشت.
یاد گرفتم فقط و نهایت لذت را بردم.

مهشید جانِ خدادی چقدر درخشان بودی در بازیِ با فرزین محدث که نوری به صحنه تئاتر است سالها
و چقدر هوشمندید محمد برهمنی عزیز چقدر...
هوشمندانه به صحنه کشیدید ، با تمرکز و تسلط بر تمام اجزای اجرا
خسته نباشید جانانه به ریتمی که هرگز نگذاشتید خسته شود و با تمام وجود جنگیدید تا شاخ بی سر ، شاخِ بی سر باشد.
درود


* کاش مخاطب تئاتر به شعور برسد...گاهی از عملکرد کناردستی هایم حس میکنم در لجنزار هستم.
دوست من ، سالن تئاتر مکان تفریح و خوشگذرانی نیست. بگذار دم در و واردشو
۱۴ مهر ۱۴۰۴ ساعت ۰۹:۳۳
مساواتِ درخشان و درخشاننده
حقیقت اینجاست که بعد از پایان تماشای هر اجرا از ایشان با خود میگویم قرار است اجرای بعد به چه صورت باشد؟ و جایِ مساوات میترسم از توقعی که به بالاترین حد خود در تیاتر کشور رسیده و حالا قرار است بالاتر برود که اگر نرود چه؟ و با دیدن اجرای بعدی بیشتر به سحرِ هنر پی میبرم که پرده کنار میزند مساوات از آن
و مضطر میشوم که نکند دیگر نسازد.

گفتنی نیست چیزی که فراتر از گفته ی من است.
بی نظیرید و خواهشا بعد از پایان دور اجرا متن رو منتشر کنید.
۲۶ شهریور ۱۴۰۴ ساعت ۰۰:۲۳
درود و خداقوت خدمت تیمِ آناتومی
نگاه فلسفی و فرم محور مرتضی اسماعیل کاشی به مکاتب فلسفی و سیاسی وجه تمایز آثار اوست. که هر بار ایسم هایی را ... دیدن ادامه ›› به تصویر می‌کشد و سعی بر آن دارد که بفهماند هر مکتبی از چه تصویری برخوردار است.
این بار محوریت اجرا تلفیق سیاست با هنر بود، هنری که ذاتا از سیاست جدا باید باشد اما سیاست زده می‌شود و توانش را در قبال قدرت سیاست از دست می‌دهد.
و هنر همواره دست عده ای می‌ماند. هنرمندانی که ذات هنر را پرستش می‌کنند در خفقان به جنون زیستن دست می یابند.

چیزی که نپسندیدم پیوند مصادیق بیش از اندازه با زندگی امروزمان در ایران بود که می‌توانست معقول تر و متمرکز تر باشد.

تب و تاب اجرا ، نورپردازی ، لباس ، ریزاکت های بازیگران ، صداسازی ها همه و همه در اسب انسان توقع ما را به نسبت به خود او بالا برده که این کار به نظر بسیار دور بود از اثر اسبق اسماعیل کاشی.

همچنین خلق لحظه هایی که فکر را درگیر امانوئل داستان می‌کرد در اجرای اسب انسان جذاب بود که این اجرا را به امید آن لحظه ها آمدم.

خداقوت به تیم شما
۰۷ شهریور ۱۴۰۴ ساعت ۱۳:۱۱
درود به عوامل محترم
تاریخ ها رو به اشتباه نزدید؟
به گمانم دوشنبه تعطیل هست
حسین جان اجرا بعد از اذان مغربه و برگزار میشه.
۰۷ شهریور ۱۴۰۴
امیرمسعود فدائی
حسین جان اجرا بعد از اذان مغربه و برگزار میشه.
سپاسگزارم
بله متوجه شدم
متاسفانه هنرهای نمایشی ما هنوز نتونسته تفکیک کنه اتفاقات رو از اعتقادات
سوال اینجاست که آیا نمیشه کسی که عزادار هست به کار خودش برسه و کسی که کمرنگ تر هست این موضوع براش هم به کار خودش ؟
۰۸ شهریور ۱۴۰۴
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
۰۱ شهریور ۱۴۰۴ ساعت ۰۰:۴۴
سلام و خداقوت خدمت عزیزانِ ریگ چاه ، استاد و دوست عزیزم جلال محبی

اجرا از چند جانب جذابیت بالایی را برخوردار بود.
نمایشِ فضای زندگی سربازان مرزی
در کنارهم قرارگیری فرهنگ های متفاوت ایرانی
ایستادگی در عین تعامل طنز کاراکتر ها
دیالوگ هایی که گاها عمیق میشد
نفی قدرت های منفعت طلب
و ...

چیزی که به دلم ننشست ، پایان بندی اجرا بود که پتانسیل خیلی بهتر شدن داشت. چه به لحاظ ادای محتوا ، چه ... دیدن ادامه ›› پلات پایانی داستان و چه مسیر انتقال احساس‌.

فن بیان و ادای دیالوگ طوری بود که چندین مرتبه از اجرا جا ماندم و بسیاری از دیالوگ ها و لحظاتی که مخاطب می‌توانست از آن لذت برده و ری اکشن بدهد بابت این نقصان هدر رفت.
مانند صحنه بیان خودکشی توسط سرباز اصفهانی

در طول اجرا تا لحظه ی ورود آقای محبی متعجب بودم که چرا نقش سرباز تُرک رو از ایشون گرفتن اما لحظه ی ورود متوجه خلق نقش دیگری در اجرا شدم که ارتباط مخاطب از آن جای اجرا به بعد بصورت ملموسی نمایان شد.

خداقوت و آرزوی موفقیت
۳۰ مرداد ۱۴۰۴ ساعت ۱۲:۳۶
درود و خداقوت

اجرا به زبان ساده توانست آنچه می‌خواهد را خلق کند و چقدر اسم های خارجی که دیگر نباید خارجی باشند.
روزی از آنِ فرشت ها بوده اند و حالا به تلخی نصیب روزگار ما شدند.
چهره هایی از نسل جدید که دیگر نمی‌توانند حتی در قاب دوربین هم بخندند.

چیزی که برایم جذابیت زیادی داشت فهم و درک کارگردان نسبت به فضای روز جامعه بود. اینکه *متاسفانه* مدت زیادی ست با حضور فضای مجازی ، اسکرول ها و محتواهایی که در کوتاه ترین زمان ممکن قصد مقصد دارند، از صحنه های طولانی و پیچیده ... دیدن ادامه ›› دور شده ایم.
و اجرای شما در بهترین زمان و با منطقی ترین پلات به انجام رسید.

نکته ای که برایم مبهم ماند این بود که چرا اجرا منسجم نبود.
ناهمگونی در فرم اجرایی نگذاشت تمرکز کافی داشته باشم. به طور مثال تماما صامت می‌بود یا فرم و خلق آوا و یا اتکا می‌کردید به همان عکسی که زبانش نوشتار زمینه صحنه بود یا حتی اجرا نگتیوی...

ممنونم از اجرایتان
آرزوی موفقیت
خداقوت

امیرمسعود فدائی و نرگس کیومرثی این را خواندند
یاشار محمدی این را دوست دارد
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
 

زمینه‌های فعالیت

سینما
تئاتر