«تیوال» به عنوان شبکه اجتماعی هنر و فرهنگ، همچون دیواریاست برای هنردوستان و هنرمندان برای نوشتن و گفتوگو درباره زمینههای علاقهمندی مشترک، خبررسانی برنامههای جالب به همدیگر و پیشنهادن دیدگاه و آثار خود. برای فعالیت در تیوال
به سیستم وارد شوید
نورپردازی جای بهتر شدن داشت.
بازی ها قابل قبول و آقای احمدی یک سر و گردن بالاتر بودن.
صحنه تکرار شعرخوانی سگ را دوست داشتم اما حیف که باقی مخاطبین به سخره گرفتنش یا شروع به همخوانی بی مورد کردند.
حذفیات کار برای من قسمت های مهمی از اثر بود.
در کل نمایش خوبی بود، خسته نباشید.
دکور، موسیقی و بازی روزبه حصاری خوب بود.
یک موردی که تو ذوق من زد استفاده از تیکه کلام ها و شوخی های امروزی بود (حالا به بهانه خنده گرفتن یا هرچیز دیگر) آنهم در صورتی که با اثر آنقدر ایرانیزه شدهای مواجه نیستیم.
در کل نمایش بدی نبود. خسته نباشید.
(قبل از شروع نمایش با تاکید فراوان و ویژهتر برای خاموش بودن تلفن همراه، به واسطه فیلم برداری از اثر در آنشب؛ باز هم وسط نمایش گوشی فرد محترمی زنگ خورد. صد تاسف برای قشر مثلا فرهیخته مملکت.)
بالاخره بعد از 292 اجرا، در شب آخر تونستم به دیدن نمایش بشینم.
لذت بردم از این خلاقیت.
در یک کلمه دوست داشتنی.
امیدوارم شاهد فعالیت های بیشترتون باشیم.
عجب دکور خلاقانهای. از ایده لباس عروس دریایی بسیار خوشم اومد.
بازی ها خوب و روان بود و مثل هربار کاظم سیاحی درخشان بود. و صد البته بانو نقوی عزیز هم همینطور.
روح استاد آتیلا پسیانی شاد.
این کار جزو نمایش هایی هست که وقتی از سالن خارج میشید احتمالا مطمئن هستید نظر ها و نمرات تیوالش از طرف دوستان و آشنایان است.
بازی ها بسیار معمولی، طراحی لباس و کارگردانی ضعیف، روایت کلیشه. احساس میکنم 30دقیقه کافی بود برای این اجرا و مابقیش نوار خالی پر کردن بود.
شاید فقط طراحی صحنه و نورپردازی را بشود گفت کمی قابل قبول بود.
در مجموع این نمایش چیزی برای ارائه نداشت.
در آخرین روزها به تماشای این اثر رسیدم.
نورپردازی و طراحی صحنه را دوست داشتم.
احساس میکردم بال و پر اضافی داشتن یه سری چیزا و میتونست زمان کار حتی کوتاه تر باشه.
پایان کار هم برام جذاب بود. در کل نمایش خوبی بود اما نه ماندگار.
و در پایان اینکه کاش فکری به حال این سالن و صندلی هاش بکنن دوستان.
امروز یادم افتاد فراموش کردم برای ریچارد سوم نظر بنویسم.
یه نور بده... :)
کار از آنچه در نظرات میخواندم و از نمرهای که داشت (که البته هیچکدام دلیل خوب یا بد بودن صرف یک اثر نیست) برایم جذاب تر بود.
ساین ها را خیلی دوست داشتم مخصوصا ''بوسه مرگ''.
بازی ریچارد و مادرش خوب، اما طراحی صحنه و لباس بسیار معمولی بود.
در کل برای یک نمایش در حال و هوای پست مدرن بسیار قابل احترام و دیدنی بود.
درخشان باشید.
بماند به یادگار از آخرین نظر پس از اتمام نمایش.
بسیار لذت بردم هم از بازی صابر ابر عزیز هم از این اقتباس جذاب.
طراحی صحنه خاص و جالب بود.
هنر ارتباط با مخاطب و بداهه گویی درست، به نظرم همه تماشاگرارو تا لحظه آخر با خودش همراه کرد.
نمایش ساده و قابل قبولی بود و دوستش داشتم.
نور پردازی و موسیقی بسیار برام جذاب بود.
بازی ها هم احتمالا همانطور که توقع دارید خواهد بود و البته خسرو پسیانی یک سر و گردن بالاتر.
مشتاق شدم کتابی که این نمایش ازش اقتباس شده رو بخونم.
دکور، نور پردازی، موسیقی و صدا عالی بود؛ بازی ها عالیییی بود.
نمایشنامه جون دار نبود، درواقع همه چیز برای من بالاتر از داستان و متن کار قرار داشت.
خیلی راحت و بی پرده به موضوع پرداخته شده بود و برام جالب بود. اما چیز عجیب غریب و جدیدی رو روایت نمیکرد.
در کل نمایش خوبی بود.
بعد از چندروز از دیدن این اثر، همچنان درون خودم این پرسش رو تکرار میکنم که وطن برای تو چه شکلیه؟
سلام
خیلی خسته نباشید میگم به همتون.
اگه بلیت گیرتون اومد برای دیدنش شک نکنید.
*گرچه گاهی شنیدن صدا و فهم جملاتی که میگفتند کمی سخت بود.
اما دیدنش بی شک خالی از لطف نیست.