سینا خیرآبادی، به مثابه یک ارکسترال بزرگ، با ارکستر «آوام» و میدانی پر از استعدادهای جوان از دانشگاه تهران، هنر و هنرستانهای موسیقی، در پنجشنبهٔ ۱۲ شهریورماه، سمفونی شماره یازدهم شوستاکوویچ را در تالار وحدت به روی صحنه آورد. این اثر، که از رمانسیسم تاریک شوروی تا اوج حماسی و طنز تلخ میگذرد، چونان سندی زنده از بحران هویت و قدرت در سدهٔ بیستم بود؛ و رهبری خیرآبادی، با آکوردهای دقیق و عمیق، این نقشهٔ پیچیده را همچون یک معمأ موسیقیایی بازآفرید.
از ۱۰ نمره، به این اجرا امتیاز ۷ دادم.
اما باید گفت: کاتالوگ در دسترس نبود و این، ضعفی اساسی بود؛ زیرا مخاطب عادی، حتی اگر گوش به موسیقی بدهد، نمیداند کدام پارت دقیقاً از کدام بخش سمفونی سر برمیآورد. این امر نه تنها لذت شنیداری را کاهش میدهد، بلکه برای جوانان و کسانی که تازه با این جهان آشنا میشوند، حاجت بنیادین است. راهکاری ساده و هوشمندانه: ارائهٔ متنهای دیجیتال و بصری، با لایههای توضیحی، نمادهای موسیقیایی و لینک به منابع معتبر. چنین فرصتی، نه تنها آگاهی را میافزاید، بلکه کنسرت را از حالت تکراری و خستهکننده به رویدادی زنده و فرهیخته بدل میسازد.
پیشنهاد میکنم: برای ورود به برنامههای کلاسیک، نه تنها تشویق به لباس رسمی یا شایسته، بلکه الزامی کردن درخواست لباس مناسب (با پیشنهادهای متنوع از کتوشلوار تیره تا لباسهای اپرا) صورت گیرد. تالار وحدت، قدیمیترین تالار تخصصی کشور، نباید شاهد ورودها و خروجهایی باشد که آن را درخور قد و شان خود نمیبینند. مردم باید یاد بگیرند که به موسیقی کلاسیک — این زبان بیزبانِ وحدت و رنج انسانی — احترام واقعی بگذارند؛ نه با لباسهای روزمره یا
... دیدن ادامه ››
ناهماهنگ.
اما انتقاد عمیقتر از مدیران ارشد تالار وحدت است. چرا حیاط ورودی را با نواری قرمز جدا کردهاید و اجازهٔ استفادهٔ آن را پیش از کنسرت به مخاطبین نمیدهید؟ چرا موکتهای طوسی کثیف و کهنهٔ تالار، که حتی در روزگار کمالش هم شایستهٔ آن نبود، همچنان بر کف استوار است؟ چرا سیستم اطفاء حریق وجود ندارد؟ اگر روزی آتشسوزی رخ دهد، چه اقدامی خواهید کرد؟ چرا لامپهای زیبا و شکوهمند سقف مرکزی را تعویض و تعمیر نمیکنید؟ این تالار، که نمادِ سنت و شکوه فرهنگی ایران است، باید از دل این بیتفاوتی نجات یابد؛ نه اینکه همچون مجسمهای نیمهجان در میان گذشتگان بماند.
این کنسرت، به خودی خود، اثری شایسته بود؛ اما از حفظ و حراست تالار وحدت، میتوان و باید پرسید: آیا این مکان، که درخور میراث فرهنگی ماست، همچنان زنده و شایسته خواهد ماند؟