کتاب پر محتوا و زیبای «گوش قرمز» اثر دوست خوبم جناب آقای شهاب فرجاللهی، داستانی است که به تجربه دلخراش گرفتار شدن در باتلاقی میپردازد که در آن کابوسها ادامه دارند و هر شب قهرمان داستان را آزار میدهند. روایت در طول دقیقاً ۱۸ شب آشکار میشود که هر کدام با کابوسهای تکرارشونده مشخص شدهاند. شخصیت مرکزی، همراه با سوسن همیشه حاضر، با چالشهای این رویاها روبرو میشود. داستان با کلاه سربازی آویزان بر روی یک لباس چوبی، غنیتر شده و عنصری جذاب به روایت اضافه میکند. فرجاللهی با توصیفات زنده و لمسی از سوررئالیسم، تصویری قانعکننده و جوی را نقاشی میکند و «گوش قرمز» را به کاوشی فریبنده در قلمروهای در هم تنیده رویاها و واقعیت تبدیل مینماید.
خواندن آثار ناب، یک انتخاب برای خودمان نیست بلکه انتخاب مسیری است برای روزهای خوب
مهدی یوردخانی