در روز
از روز
تا روز
آغاز از ساعت
پایان تا ساعت
دارای سانس فعال
آنلاین
کمدی
کودک و نوجوان
تیوال | صدف علی نیا: به دیدنت می آیم از زبان دومینیک مورن در مورد آینه چیزی به من گفت
SB > com/org | (HTTPS) localhost : 11:53:40
دیروز ساعت ۰۷:۰۳
به دیدنت می آیم

از زبان دومینیک مورن

در مورد آینه چیزی به من گفته بودی.
کاش به خاطر می آوردم.
اما حالا فقط می توانم تو را تصور کنم که مانند روحی از هم گسیخته بر زمین رها شده ای، با پشتی خمیده و چشمانی که به سختی بالا می آیند، و خودت را در آن ... دیدن ادامه ›› نگاه می کنی.
تو در مورد آینه چیزی به من گفته بودی.
اما من نمی توانم به خاطر بیاورم.

آیا این فقط افسوسیست که می خورم، به خاطر تمام لحظاتی که خودم را از تو دور نگه داشتم؟
سرورم، سابیس.
تو که از خونم نوشیدی و قیرخونت را در من ریختی و مرا با شب پیوند دادی.

من فرزند محبوبت نیستم‌. آن مالخازار است. با این حال می توانم شوقی زخم گونه داشته باشم از اینکه می دانم به من فکر می کنی. که من هم بخشی از گناهانت هستم.

وقتی به تو فکر می کنم، خاکستر می بینم.
اما حالا دیگر درباره ی رنج خودم نیست. درباره ی توست. قیراشک هایی که بر گونه هایت سرازیر می شوند.

سرورم،
من و تو به هم شبیه هستیم.
برای ما فقط دردهای دیگران باید مهم باشد. برای من شاه گابریل و گادفری و برای تو تمام آنان دیگر.
و می دانم که وجدان تو درد می کشد از اینکه بر گور ناوجود داشته ی قلب سیاه سوگوار است.

اما من حالا کمی آرامش دارم. چون دارم به تو فکر می کنم.
می دانی، من تصور می کردم نمی خواهم تو در ذهنم باشی، چون خط واصل زندگی سیاه انسانی ام و دوده های حیات خون آشامی ام هستی. نمی خواستم به یاد بیاورم که یک درد چگونه به یک درد دیگر وصل شد‌.
اما حالا دارم می فهمم که موضوع چیز دیگری بوده. من می خواستم تاوان بدهم. با وقف کردن خودم در راه شاه گابریل. من آب آهن دست او می دهم. او را در آب آهن غوطه می دهم. او را با آن یکی می کنم.
این یک گناه است یا مسیری برای رستگاری؟
در افکارم تو دستم را می گیری و می فشاری و می گویی باید چون شود.

سرورم، سابیس،
من چشمان خاکستری روشن تو از پس پلک های همیشه سوگوارت را می بینم و آن لبخند غم آلودت را و حس می کنم تو کلیدی هستی که مه را باز می کند و مرا به مکانی هل می دهد که بالاخره می توانم در آن رها شوم. که بی حصار خشمگین شوم از آنچه بودم و از آنچه هستم.

سرورم،
رنج تو راه بازگشت به سویت را به من نشان داده.
من به دیدنت می آیم.
امیر مسعود این را خواند
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید