در روز
از روز
تا روز
آغاز از ساعت
پایان تا ساعت
دارای سانس فعال
آنلاین
کمدی
کودک و نوجوان
تیوال | کریم تقی نژاد درباره نمایش افسانه شاماران: دیشب نمایش موزیکال «شاماران» را دیدیم در سالن رودکیِ برج آزادی. اثر هن
SB > com/org | (HTTPS) localhost : 04:26:06
۱۱ مهر ساعت ۱۲:۳۲
دیشب نمایش موزیکال «شاماران» را دیدیم در سالن رودکیِ برج آزادی. اثر هنریِ بدیع دکتر کریم تقی نژاد با روایت بلیغ دکتر مهدی خلیل زاده.
این سوی سِن، انبوهی از ما بودیم در جهانی بهم ریخته....ودر آن سو ، صحنه ای از خلق جهانی موازی. پیش چشمان مان این جهان را می دیدیم که در حقیقت آن سوی چهره های خود ما بود! رقصها و آواهای خلاق ومعنابخشی که آفرینش مشترک کودکان ودختران وپسران وزنان ومردان هنرمند ما بود.
شاماران روایتی از اسطوره های کهن کردی-ایرانی و باستان¬نمون های عشق¬ورزیدن است، روایت خرد ودانایی و مقاومت مردمانی برای زیستن؛ برای عشق و برای نیکختی جمعی.
شاماران حاوی تخیلی جمعی و پنهان از ارجمندیِ«مادر زمین» است وزاییندگی است وهمکرداری نجیبانۀ انسان با طبیعت است؛ در کِشت وکار و در «آری گفتن به زندگی».
در طول نمایش میخکوب شده بودم وهمه چشم وگوش شده بودم و خیالم مسحور صحنه نمایش بود. خیره به کهکشانی از صورت های خیال، به رقص، به بدنمندی، به کوشش تن برای رهایی از اندام در پیش چشمان خلایق.
رقص و موسیقی از کرمان تا آذربایجان عزیز تا رقص باله در آن سوی آبهای آلودۀ زمین به هم ساخته بودند تا بیت الغزلی بسازند وآن این بود« بگذار ... دیدن ادامه ›› تا شادی، جهانی شود» ، بگذارید صلح باشد و جنگ نباشد.
ما آنگاه که از تاریخ کم می آوریم به اسطوره های مان پناه می بریم. وقتی آنچه هست اصلا خوب نیست خوبی را در صورتهای خیال خویش مراقبت می کنیم. وقتی جهان بر سرِ ما آوار شده است به جهان هایی موازی پناه می بریم؛ جهانهایی که می سازیم تا دمی از درنگ و درد ورنج، در آنها سکنا گزینیم و کار کنیم و همچنان دوندگی کنیم و همچنان زندگی را زندگی کنیم. تا همچنان در نومیدی، امیدهای مبهمی بسازیم و به محنتهای مان بیندیشیم و از عشق و از دانایی و از آفرینش وزایش، همتی بطلبیم برای کاهش رنجهای نالازم خویش...و شاماران این بود.


سحرگاه هشتم مهر 1405/
مقصود فراستخواه
دکترای جامعه شناسی