از نمایش لذت بردم و جز این هم از گروه خوب قلمرو انتظار نمیرفت. ❤️
از همان ابتدای اجرا، صدای مرغها ایدهی جالبی بود؛ واقعاً حس میکردم وارد یک مرغدانی شدهایم! 😄 و این فضا از همان ابتدا حالوهوای طنز نمایش را بهخوبی شکل میداد.
بازیگرها ریتم اجرا را خیلی خوب پیش بردند؛ حتی واکنش تماشاگرها هم نشان میداد که با این فضا همراه شدهاند. در نیمهی اول، خندهها آنقدر زیاد بود که تماشاگرها در میانهی اجرا دست زدند و به نظرم این اتفاق خوبی بود؛ یعنی اجرا توانسته بود ارتباط خودش را با مخاطب پیدا کند.
اما از نیمهی دوم، شاید اینگونه انتظار میرفت که باید بیشتر بخندیم، اما نمایش به مسیر دیگری رفت؛ مسیری که به نظرم اتفاقاً برای «رومولوس
... دیدن ادامه ››
کبیر» ضروری است. چون این اثر فقط یک کمدی نیست؛ کمدیتراژدی است و قرار است خنده کمکم ما را به فکر و مکث برساند.
این تغییر حالوهوا برای من هنگام خواندن کتاب هم اتفاق افتاد. ابتدا خندیدم، اما هرچه جلوتر رفتم، خنده جایش را به فکر کردن، مکث و حتی بغض داد.
در پشت جلد کتاب «رومولوس کبیر»، به نقل از استاد حمید سمندریان آمده است که همانطور که کار ما در سیاست به بیراهه میرود، تئاتر هم به سمت کمدی میرود؛ و به نظرم اجرای قلمرو هم توانست این طنز را به نقطهای برساند که پشت خندههایش، حرفهای جدیتری دیده شود.
در پایان، از تلاش تکتک بازیگران و همهی اعضای گروه سپاسگزارم. ❤️
خسته نباشید به گروه خوب قلمرو. 🌱