در روز
از روز
تا روز
آغاز از ساعت
پایان تا ساعت
دارای سانس فعال
آنلاین
کمدی
کودک و نوجوان
تیوال | مژگان ایزدی
SB > com/org | (HTTPS) localhost : 06:25:27
 

فعال هنری

«تیوال» به عنوان شبکه اجتماعی هنر و فرهنگ، همچون دیواری‌است برای هنردوستان و هنرمندان برای نوشتن و گفت‌وگو درباره زمینه‌های علاقه‌مندی مشترک، خبررسانی برنامه‌های جالب به هم‌دیگر و پیش‌نهادن دیدگاه و آثار خود. برای فعالیت در تیوال به سیستم وارد شوید
مژگان ایزدی (mojganizadi)
درباره نمایشنامه‌خوانی کورها i
۲ روز پیش، یکشنبه ساعت ۰۰:۴۶
از تماشای «کورها» نمایش نمادین ، بسیار لذت بردم. از لحاظ بصری، استفاده از عینک در خوانش و خلق فضای ملموس، بسیار خوب و تأثیرگذار بود. هماهنگی و تعامل بازیگران با یکدیگر بسیار خوب بود.

خسته نباشید به کارگردان و تمام گروه اجرایی برای خلق این فضای زیبا. 🎭
مژگان ایزدی (mojganizadi)
درباره نمایشنامه‌خوانی اپیدمی i
۴ روز پیش، جمعه ساعت ۰۳:۰۱
«اپیدمی» برای من تجربه‌ای لذت‌بخش و در عین حال قابل تأمل بود. ایده‌ی دارویی که انسان را از دروغ گفتن بازمی‌دارد، بستر جذابی برای طرح این پرسش فراهم می‌کند که آیا حقیقتِ مطلق همیشه مطلوب است و آیا دروغ، در بعضی موقعیت‌ها، می‌تواند ضرورتی انسانی باشد؟

بازی بازیگران را دوست داشتم؛ به‌خصوص در تعامل میان آن‌ها و شکل‌گیری موقعیت‌های نمایشی، انرژی و ریتم خوبی در اجرا وجود داشت.

ایده‌ی استفاده از چتر و ایجاد حس باران در پایان نمایش را هم بسیار دوست داشتم؛ تصویر پایانی، فضای شاعرانه و متفاوتی به اجرا بخشید.

یکی از چیزهایی که به نظرم می‌توانست ظرفیت بصری اجرا را بیشتر کند، استفاده‌ی خلاقانه از ماسک بود؛ با توجه به مضمون نمایش و ارتباط آن با «گفتن» و «نگفتن» حقیقت، ماسک می‌توانست به‌عنوان عنصری نمادین در میزانسن و زبان بصری اثر حضور پیدا کند.

در مجموع، «اپیدمی» اجرایی بود که هم سرگرمم کرد و هم بعد از پایان، ذهنم را با این سؤال درگیر گذاشت که آیا همیشه گفتن حقیقت، بهترین انتخاب است؟

خسته نباشید به کارگردان و تمام گروه «اپیدمی». 🌱🎭
۲۴ شهریور ساعت ۰۰:۰۵
در «کاسپار»، آنچه بیش از همه توجهم را جلب کرد، استفاده از بدن بازیگران برای ساختن یک فرم جمعی و ریتمیک بود. تکرار منظم یک الگوی حرکتی، به‌تدریج از یک حرکت ساده فراتر می‌رفت و به آن کارکردی معنایی می‌داد؛ گویی بدن‌های فردی، در لحظه‌هایی، به یک پیکرهٔ واحد تبدیل می‌شدند.

این بخش از اجرا برای من جذاب بود، چون نشان می‌داد حرکت، بدون اتکا به دیالوگ، می‌تواند حامل معنا باشد. تکرار، هماهنگی و ریتم، خودشان به عناصر بیانگر صحنه تبدیل شده بودند.

بااین‌حال، ویدئوی پخش‌شده روی پرده، دست‌کم برای من، نتوانست به‌عنوان عنصری ضروری در ساختار اجرا عمل کند؛ نه آن‌قدر دراماتیک بود که پیش‌برندهٔ موقعیت باشد و نه آن‌قدر انتزاعی که به‌عنوان بخشی از زبان بصری اثر، معنای مستقلی پیدا کند. در بعضی لحظه‌ها، احساس می‌کردم تصویر، به‌جای آنکه امتداد یا تقویت‌کنندهٔ فرم صحنه باشد، از تمرکز اجرایی می‌کاهد.

در مجموع، آنچه از اجرا برایم ماند، تجربهٔ بدن‌هایی بود که با تکرار و هماهنگی، به زبان مشترکی تبدیل می‌شدند؛ زبانی که برای من از ویدئو، ... دیدن ادامه ›› روشن‌تر و اثرگذارتر بود.

در پایان، از بازیگران و تمام عوامل اجرایی «کاسپار» برای زحمتی که برای شکل‌گیری این تجربه کشیده‌اند، سپاسگزارم. تماشای حاصل این تلاش، برای من تجربه‌ای قابل‌تأمل بود. 🎭
۰۵ بهمن ۱۴۰۳ ساعت ۱۴:۵۴
سلام
نمایش با توجه به آنکه بازیگران اکثرشان تازه کار بودند .قابل قبول و با مزه اجرا کردند. از اینکه تماشاگران با دقت نگاه می کردند سرشون تو گوشی نبود یا چرت نمی زدند! و می خندیدند و مشتاق به ادامه ی داستان بودند یعنی که موفق بوده. نمایش چند جا تعلیق داشت و غیر قابل پیش بینی که وقتی تما شاگر متوجه میشد با صدای بلند می گفت اوه پس این طور بوده؟ :)))) . بازی ها جز چند جا قابل قبول بود. بازی حسن سرایدار یکدست وتاثیرگزار بود و هم چنین بازی غلام که نمک ماجرا بود. کاش فضای اجرا بزرگ تر بود که مسلما با مهارت وتسلط کارگردان میزانسن بهتری ارائه میشد.

وخلاصه اینکه تشکر برای ما لحظات خوش و خاطره انگیزی ساختید. به امید اجراهای درخشان تر در آینده.
محمد فروزنده و امیر مسعود این را خواندند
محمدرضا میرحسینی و حمید محمدی این را دوست دارند
ممنونم که اینقدر خوب به تماشا نشستید . امیدوارم بتونیم در سالن بزرگتر نمایش رو اجرا کنیم
۰۵ بهمن ۱۴۰۳
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
 

زمینه‌های فعالیت

شعر و ادبیات
تئاتر

تماس‌ها

mojganizd