اول از همه خستهنباشید به گروه خوبِ «من، او، آن» و اعضای کارخونه
تئاتر🙌🏼
به نظرم “من، او، آن” یه نمایش بیچیز مدرن بود؛
بیچیز چون نمایشی بود که بدون صحنه، لباس، اکسسوار یا حتی افکت موفق شد یه ارتباط زندهی قوی بین مخاطب و بازیگر برقرار کنه.
و مدرن چون هنوز استفاده از نور رو حفظ کرده بود… اما این کار رو به قدری قوی انجام داده بود که به یکی از قویترین عناصر کار تبدیل بشه. (مخصوصا توی صحنهی به دنیا اومدن من و او و صحنههای
... دیدن ادامه ››
دعوا)
عناصر جذاب دیگهی کار یعنی بازیگری فوقالعاده و بدنهای آماده پرسوناژهای اصلی و پاساژ حسی قویای که هر دو نفر منتقل میکردن؛ ایدهی جذاب استفاده از بیان شخص سوم به جای افکت صوتی و بیان قوی و آمادهی راوی/سیستم/دکتر و پایان ناخوش و البته چرخهوار اجرا رو هم که کنار هم بذاریم به یه کار شسته رفته با کارگردانی قوی میرسیم.
ممنون بابت این نمایش شستهرفتهی قوی و البته ممنون از تلاشتون برای زنده نگهداشتن تئاتر🎭🤍
پ.ن: فقط یه مسئلهی کوچیک… صحبت نکردن یا آرومتر صحبت کردن، ضربه نزدن به صندلی روبرو و این چیزای کوچیک مخصوصا توی سالنهای کمعمق با تعداد تماشاچی کم خیلی کمک میکنه پیوند حسی بقیهی مخاطبها با نمایش قطع نشه؛ کاش همونطور که عکس نمیگیریم یا تلفنا حالت هواپیماست اینهارو هم رعایت کنیم :))