بنام خالق و حضرت حافظ شیرازی
یادداشتی بر نمایش «آلوده»
نمایش «آلوده» تجربهای تلفیقی از اکسپرسیونیسم، فرم، موسیقی و بازی با نور است؛ اجرایی که میکوشد از مرز روایت خطی عبور کند و مخاطب را در میان لایههای درهمتنیدهٔ ذهن و واقعیت، گذشته و حال، و حقیقت و دروغ قرار دهد.
ساختار روایی نمایش بر دو لایهٔ ذهنی در شخصیت جیم و دو لایهٔ زمانی در جهان بیرونی استوار است؛ گذشتهای که در نسبت با اکنون معنا مییابد و حالی که در چشمانداز آیندهای پیش روی مخاطب قرار میگیرد که گویی از پیش، حکم پایان را در خود دارد. این جابهجایی میان زمانها و ساحتهای ذهنی، مخاطب را با واقعیتی مواجه میکند که فهم آن، تنها از مسیر روایت ظاهری ممکن نیست.
در مرکز این جهان، جیم قرار دارد؛ شخصیتی که میتوان او را نمایندهٔ حقیقتی دانست که در پی افشای دروغهای واقعیت است. اما مسئلهٔ اساسی اینجاست که حقیقت، لزوماً در سیمایی پاک و رهاییبخش ظاهر نمیشود. گاهی حقیقت نیز میتواند سیاه، تلخ و حتی پلید باشد؛ بااینحال، ماهیت افشاگرانهٔ آن چیزی نیست
... دیدن ادامه ››
که بتوان بهسادگی انکارش کرد.
جیم در مسیر تحقق خواستهٔ خود، تصویری عریان از خودخواهیها، امیال و مناسبات قدرت در جامعه ارائه میدهد؛ جامعهای که حتی در شرایط فروپاشی زیستی نیز حاضر نیست از خواستههایش دست بکشد. در چنین بستری، مرز میان حقیقتگویی و سلطهگری بهتدریج محو میشود. جیم، درحالیکه خود را در مسیر رسیدن به هدفی معین میبیند، به شخصیتی دیکتاتورمآب بدل میشود؛ کسی که نهتنها خانواده، بلکه همراهان و یاریدهندگان خود را نیز به ابزاری برای تحقق ارادهاش تبدیل میکند.
اینجاست که نمایش به یکی از تناقضهای بنیادین قدرت نزدیک میشود: آیا میتوان با افشای دروغهای یک جهان، به حقیقتی رهاییبخش رسید، بیآنکه خود به بازتولید همان مناسبات سلطه بدل شد؟
جیم در مسیر رسیدن به هدف، همهچیز را به کام نابودی میکشاند؛ گویی ارادهٔ او برای تحقق خواستهاش، دیگر هیچ حدومرزی نمیشناسد. سرانجام، او به هدف خود میرسد، اما این پیروزی نه نشانی از رهایی دارد و نه امکان بقایی پایدار؛ زیرا نیرویی که همهچیز را برای رسیدن به مقصود ویران کرده، در نهایت خود را نیز از این ویرانی مستثنا نمیکند.
از این منظر، پایان نمایش را میتوان نه صرفاً شکست یک شخصیت، بلکه نتیجهٔ منطقی مسیری دانست که در آن، هدف چنان تقدس مییابد که هر وسیلهای برای رسیدن به آن توجیهپذیر میشود؛ حتی نابودی کسانی که در این مسیر همراه بودهاند و سرانجام، نابودی خودِ فاعل.
«آلوده» در این خوانش، فراتر از سرگذشت یک شخصیت، مواجههای با سازوکار قدرت، خودخواهی و تناقضهای حقیقت است؛ جهانی که در آن، افشای دروغ الزاماً به رهایی نمیانجامد و حقیقت نیز، اگر در خدمت ارادهای بیمهار قرار گیرد، میتواند صورتی دیگر از سلطه به خود بگیرد.
در پناه خالق و حضرت حافظ باشید 🌱🕊️