در روز
از روز
تا روز
آغاز از ساعت
پایان تا ساعت
دارای سانس فعال
آنلاین
کمدی
کودک و نوجوان
تیوال | پدرام پریچهره درباره نمایش کوزت: نمایش «کوزت» به کارگردانی محمد پورجعفری تلاش می‌کند مسائل دوران انقلاب
SB > com/org | (HTTPS) localhost : 13:10:17
۰۲ آبان ساعت ۱۰:۳۳
نمایش «کوزت» به کارگردانی محمد پورجعفری تلاش می‌کند مسائل دوران انقلاب فرانسه را به مسائل امروز پیوند بزند؛ ایده‌ای که جذاب است، اما در اجرا کمی در رسیدن به هدفش دچار سردرگمی می‌شود. در رمان «بینوایان»، ژان والژان محور اصلی داستان است و با ورود ماریوس، داستان رنگ‌وبوی انقلابی پیدا می‌کند؛ اما اینجا کوزت به نماد یک دختر انقلابی تبدیل شده که دیگران می‌خواهند راهش را ادامه بدهند، بی‌آنکه انگیزه و هدفش به‌اندازه کافی روشن شود. نقشه‌هایی هم که او روی تخته ترسیم می‌کند، برای شخصیتی که قرار است رهبر یک جریان انقلابی باشد، بیش از حد ساده‌اند و نوشته‌های انگلیسی آن‌ها هم با فضای فرانسوی داستان چندان جور درنمی‌آیند.

در میزانسن‌ها جای خلاقیت بیشتری احساس می‌شود. ورود بازیگر به میان تماشاگران، بدون اینکه کارکرد مشخصی در ساختار اجرا داشته باشد، تأثیر چندانی ایجاد نمی‌کند. نورپردازی مقطع و پی‌درپی هم در بعضی لحظات باعث گسست در تماشا می‌شود. ضمن اینکه نورهای تعبیه شده هم به شکل اصولی کارکرد ندارند.به‌خصوص هنگام تعویض صحنه، نور بیش از اندازه زیاد است و جابه‌جایی اکسسوارها کاملاً دیده می‌شود؛ در یک مورد هم نبود موسیقی باعث می‌شود توجه تماشاگر به عوامل پشت صحنه و تعویض دکور جلب شود. تکرار جملات ژان والژان، یک‌بار بیرون آوانسن و بار دیگر پشت در، هم به نظرم تأثیر دراماتیک بیشتری ایجاد نمی‌کند و بیشتر به زمان اجرا اضافه می‌کند. چرخش طولانی کوزت در ابتدای نمایش نیز از مواردی است که می‌توانست موجزتر باشد.

در بازی‌ها هم بعضی موقعیت‌ها آن‌طور که انتظار می‌رود شکل نمی‌گیرند. بازی خانم تناردیه از بخش‌های قابل‌قبول‌تر اجراست، که البته این مورد ... دیدن ادامه ›› می تواند بخاطر شخصیت پردازی کامل هوگو بوده چون این کاراکتر کمتر دستخوش تغییرات در این نمایش شده است؛ اما لحظه‌ی اعلام خبر مرگ کوزت به ماریوس، آن‌طور که باید تأثیرگذار نیست و واکنش ماریوس نمی‌تواند بار عاطفی این اتفاق را منتقل کند. درصورتی که لحظاتی قبل بازی ماریا خیلی بهتر و بیشتر مارا با مرگ کوزت روبرو کرده است. حمایت دیگر مریدان از ماریوس به‌عنوان سرکرده‌ی بعدی نیز در شرایطی اتفاق می‌افتد که موقعیت دراماتیک هنوز به نتیجه‌ی روشنی نرسیده است.در لحظه ی ورود او به نظر می رسید ماریوس عملیات را بنا به مصلحتی که در ذهنش است لو داده که این مورد میتوانست زمینه ساز شکل گیری درامی جدید باشد اما رها می شود. درباره‌ی ژاور هم تغییر جایگاه او از یک پلیس فرانسوی در گذشته به مأمور دولتی در آینده چندان روشن نیست.حتی از نظر زمانی هم برخی فلش فوروارد و فلش بک ها برایم مبهم ماند. ضمن اینکه مخاطبی که رمان «بینوایان» را نخوانده باشد، ممکن است در دنبال‌کردن بعضی از بخش‌های داستان با مشکل روبه‌رو شود.

در مورد تأخیر ۲۵ دقیقه‌ای شروع اجرا هم به نظرم وقتی گروه آماده‌ی اجراست، تأخیر مخاطبانی که بلیت تهیه کرده‌اند اما هنوز نرسیده‌اند، نباید به حساب گروه گذاشته شود؛ چون این مسئله در نهایت از زمان تماشاگرانی کم می‌کند که به‌موقع در سالن حاضر شده‌اند.

با این حال، حضور بازیگرانی از سنین مختلف، به‌خصوص دو بازیگر کودک، از نکات مثبت کار است. موسیقی نمایش هم از عناصری است که می‌تواند به ایجاد فضای موردنظر کمک کند. به نظرم ایده‌ی اصلی نمایش ظرفیت خوبی دارد و با پرداخت دقیق‌تر شخصیت‌ها، انسجام بیشتر در روایت و کنترل بهتر ریتم و میزانسن‌ها، می‌تواند به نتیجه‌ی مؤثرتری برسد.


از نگاه دقیق و جزئی‌نگرانه‌ی شما درباره‌ی جنبه‌های فنی و ساختاری نمایش «کوزت» سپاسگزارم. نقد شما بر جنبه‌های اجرایی، نشان از دقت شما به زبانِ تئاتر دارد و من معتقدم تلاقیِ دیدِ منتقد با انتخاب‌های کارگردان، همان جایی است که تئاتر زنده معنا ... دیدن ادامه ›› می‌یابد.

در مورد آنچه «سردرگمی در رسیدن به هدف» یا «سادگیِ انگیزه‌ها» نامیده‌اید، باید اشاره کنم که ما در این نمایش، به دنبال بازسازیِ دقیقِ روایتِ کلاسیک هوگو نبودیم، بلکه در پیِ یک «کوزتِ نمادین» بودیم. اگر انگیزه‌های شخصیت‌ها در نگاه شما بیش از حد ساده جلوه کرده، این از آنجا ناشی از تلاش ما برای تبدیل کردنِ مفاهیمِ پیچیده‌ی سیاسی به زبانِ ساده و قابل‌فهم برای مخاطبی است که لزوماً با بطنِ رمان آشنا نیست. در واقع، ما «سادگی» را نه به معنای ضعف در دراماتورژی، بلکه به عنوان ابزاری برای «شفافیتِ پیام» در یک فضایِ پرآشوب انتخاب کردیم.

در بابِ جنبه‌های فنی از جمله نور، موسیقی و جابه‌جایی دکور؛ لازم است بگویم که در تئاترِ تجربی و مینیمال، مرز بسیار باریکی میان «آگاهیِ مخاطب از فرآیند اجرا» و «گسست در تماشا» وجود دارد. آنچه شما «گسست» یا «دیده شدنِ اکسسوارها» می‌بینید، می‌تواند از دیدگاه ما بخشی از همان واقعیتِ عریانِ صحنه باشد؛ یعنی بازگرداندنِ تماشاگر از فضایِ رویاییِ داستان به فضایِ واقعیِ نمایش. ما ترجیح دادیم تماشاگر همواره آگاه باشد که در حال تماشایِ یک «ساخت» است، نه یک واقعیتِ جادویی.

در مورد بازیگران و لحظاتِ عاطفی، شخصیت‌پردازیِ ماریوس و ژاور در این اقتباس، بر پایه‌یِ بازتعریفِ آن‌ها در بسترِ زمانه بنا شده است. اگر واکنش‌ها در لحظاتِ کلیدی، آن‌طور که شما انتظار داشتید، بارِ عاطفیِ سنگینی نداشت، دلیلش ناشی از ضعفِ بازیگری نبود، بلکه ناشی از رویکردِ ما به «خمودگیِ پس از طوفان» بود؛ یعنی نشان دادنِ شوکِ عمیق‌تر در قالبِ واکنشی کنترل‌شده، به جای فریادهای نمایشی.

در نهایت، ابهام در برخیِ فلش‌بک‌ها یا تغییر جایگاه‌ها، می‌تواند ناشی از تلاش برای ایجادِ نوعی «زمانِ روانی» باشد که لزوماً با منطقِ خطیِ زمانِ کلاسیک همخوانی ندارد. من می‌دانم که برای مخاطبِ رمان، این تغییرات ممکن است چالش‌برانگیز باشد، اما هدف ما، ایجادِ یک تجربه‌یِ جدید و متفاوت از «بینوایان» بود؛ تجربه‌ای که قرار بود به جای بازگشت به گذشته، با ابزارهای امروز، پرسش‌های امروز را مطرح کند.
۵ روز پیش، یکشنبه
محمد پورجعفری
از نگاه دقیق و جزئی‌نگرانه‌ی شما درباره‌ی جنبه‌های فنی و ساختاری نمایش «کوزت» سپاسگزارم. نقد شما بر جنبه‌های اجرایی، نشان از دقت شما به زبانِ تئاتر دارد و من معتقدم تلاقیِ دیدِ منتقد با انتخاب‌های ...
از اینکه وارد گفتگو شدید بی نهایت سپاسگزارم. البته متنی که بنده در تیوال برای اجراها می نویسم، صرفا گفتگویی میان مخاطبان و بیشتر برداشتی از اجراست تا نقدی ساختارمند. طبیعتا این نظرات ممکن است گاهی رنگ و بوی دریافت شخصی بگیرند تا ارجاع به یک منبع علمی داشته باشند. همانطور که برخی از توضیحات شما هم برمبنای نگاه و رویکرد شخصی تان به اجراست. درنهایت فاصله ی میان نیت کارگردان و دریافت مخاطب، خود از چالش های زیبای هنر تئاتر است. در هر صورت، مجددا از شما برای نگارش این توضیحات و زمانی که صرف کردید تشکر می کنم. و برای شما و تیم اجرایی آرزوی موفقیت دارم.
۴ روز پیش، دوشنبه
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید