در روز
از روز
تا روز
آغاز از ساعت
پایان تا ساعت
دارای سانس فعال
آنلاین
کمدی
کودک و نوجوان
تیوال | پدرام پریچهره
SB > com/org | (HTTPS) localhost : 06:14:54
 

نمایش نامه های چاپ و اجرا شده:
۱- برای پیرمردها مناسب نیست
۲- جشن تعیین
۳- انتهای یک شب بارانی
۴- سندروم
۵- آل
اجراهای کارگردانی شده:
۱- خرده جنایات زناشویی اریک امانوئل اشمیت
۲- سندروم پدرام پریچهره
۳- ریورسایددرایو وودی آلن
بازیگری:
۱- استثنا و قاعده برتولت برشت - افشان تقوی
۲-خرده جنایات زناشویی
۳- زری سلطان کرامت یزدانی - بهمن جهان طلب
۴- سندروم
۵- ریورسایددرایو
۶- میون داداشام فرهاد نقدعلی - بهمن جهان طلب
۷-جشن تولد-هارولدپینتر-مسعود لطفی
نمایش های صوتی:
۱- خرده جنایات زناشویی-اشمیت
۲- گواهینامه-کریستوفردورنگ ۳- آل
جوایز:
۱-برگزیده در جشنواره ی نمایشنامه نویسی استان گیلان با نمایش انتهای یک شب بارانی
۲-برگزیده در جشنواره ی نمایشنامه نویسی استان گیلان با نمایشنامه ی برای پیرمردها مناسب نیست
۳- برگزیده ی جشنواره ی نمایش نامه نویسی کشوری با نمایشنامه ی سندروم

 ۲۷ آذر ۱۳۷۰
«تیوال» به عنوان شبکه اجتماعی هنر و فرهنگ، همچون دیواری‌است برای هنردوستان و هنرمندان برای نوشتن و گفت‌وگو درباره زمینه‌های علاقه‌مندی مشترک، خبررسانی برنامه‌های جالب به هم‌دیگر و پیش‌نهادن دیدگاه و آثار خود. برای فعالیت در تیوال به سیستم وارد شوید
۲ روز پیش، سه‌شنبه ساعت ۱۱:۵۲
نمایش برف در هنگ چهارم به کارگردانی امیرعلی سروستانی از آثاری است که در بخش های مختلف اجرایی، تلاش و خلاقیت گروه را به خوبی نشان می دهد.
طراحی صحنه با تفکیک چند فضای متفاوت، از محل فرماندهی و سنگر تا بیمارستان و فضای مربوط به پیشوای اعظم، قابل توجه است. نورپردازی جداگانه هر بخش هم به شکل گیری این فضاها کمک زیادی می کند. موسیقی زنده از دیگر نکات مثبت اجراست و میزانسن ها در بسیاری از لحظات خلاقانه و حساب شده هستند. طراحی گریم به ویژه در مورد فرشته مرگ هم قابل توجه است و به وضوح می توان زحمت بازیگران و گروه گریم را در این بخش دید.
دیالوگ نویسی از نقاط قوت نمایش است و جملات پرمغزی در طول اجرا شنیده می شود. البته تعدد داستان های موازی گاهی ممکن است کمی از تمرکز مخاطب روی خط اصلی روایت کم کند. همچنین پخش مکرر سخنرانی های هیتلر اگرچه به فضای تاریخی اثر کمک می کند، در بعضی لحظات می توانست با هماهنگی بیشتری با صحنه همراه باشد تا ریتم اجرا یکدست تر بماند.
در بخش صدا نیز در برخی لحظات مانند مونولوگ دکتر که موسیقی اوج می گیرد، شنیدن دیالوگ ها به خصوص در ردیف های انتهایی سالن کمی دشوار می شود. شاید با تغییراتی در میزانسن این لحظات، با توجه به حجم صدای خوب بازیگران، می شد هماهنگی بهتری میان موسیقی و صدای بازیگران ایجاد کرد.
در مجموع با اجرایی روبه رو هستیم که در طراحی صحنه، موسیقی زنده، میزانسن و دیالوگ نویسی نکات قابل توجهی دارد و حاصل تلاش یک گروه اجرایی پرزحمت است. برای امیرعلی سروستانی و تمام عوامل نمایش آرزوی موفقیت دارم و امیدوارم در ادامه اجراها با استقبال خوبی از سوی مخاطبان روبه رو شوند.
۵ روز پیش، شنبه ساعت ۱۰:۳۳
نمایش «کوزت» به کارگردانی محمد پورجعفری تلاش می‌کند مسائل دوران انقلاب فرانسه را به مسائل امروز پیوند بزند؛ ایده‌ای که جذاب است، اما در اجرا کمی در رسیدن به هدفش دچار سردرگمی می‌شود. در رمان «بینوایان»، ژان والژان محور اصلی داستان است و با ورود ماریوس، داستان رنگ‌وبوی انقلابی پیدا می‌کند؛ اما اینجا کوزت به نماد یک دختر انقلابی تبدیل شده که دیگران می‌خواهند راهش را ادامه بدهند، بی‌آنکه انگیزه و هدفش به‌اندازه کافی روشن شود. نقشه‌هایی هم که او روی تخته ترسیم می‌کند، برای شخصیتی که قرار است رهبر یک جریان انقلابی باشد، بیش از حد ساده‌اند و نوشته‌های انگلیسی آن‌ها هم با فضای فرانسوی داستان چندان جور درنمی‌آیند.

در میزانسن‌ها جای خلاقیت بیشتری احساس می‌شود. ورود بازیگر به میان تماشاگران، بدون اینکه کارکرد مشخصی در ساختار اجرا داشته باشد، تأثیر چندانی ایجاد نمی‌کند. نورپردازی مقطع و پی‌درپی هم در بعضی لحظات باعث گسست در تماشا می‌شود. ضمن اینکه نورهای تعبیه شده هم به شکل اصولی کارکرد ندارند.به‌خصوص هنگام تعویض صحنه، نور بیش از اندازه زیاد است و جابه‌جایی اکسسوارها کاملاً دیده می‌شود؛ در یک مورد هم نبود موسیقی باعث می‌شود توجه تماشاگر به عوامل پشت صحنه و تعویض دکور جلب شود. تکرار جملات ژان والژان، یک‌بار بیرون آوانسن و بار دیگر پشت در، هم به نظرم تأثیر دراماتیک بیشتری ایجاد نمی‌کند و بیشتر به زمان اجرا اضافه می‌کند. چرخش طولانی کوزت در ابتدای نمایش نیز از مواردی است که می‌توانست موجزتر باشد.

در بازی‌ها هم بعضی موقعیت‌ها آن‌طور که انتظار می‌رود شکل نمی‌گیرند. بازی خانم تناردیه از بخش‌های قابل‌قبول‌تر اجراست، که البته این مورد ... دیدن ادامه ›› می تواند بخاطر شخصیت پردازی کامل هوگو بوده چون این کاراکتر کمتر دستخوش تغییرات در این نمایش شده است؛ اما لحظه‌ی اعلام خبر مرگ کوزت به ماریوس، آن‌طور که باید تأثیرگذار نیست و واکنش ماریوس نمی‌تواند بار عاطفی این اتفاق را منتقل کند. درصورتی که لحظاتی قبل بازی ماریا خیلی بهتر و بیشتر مارا با مرگ کوزت روبرو کرده است. حمایت دیگر مریدان از ماریوس به‌عنوان سرکرده‌ی بعدی نیز در شرایطی اتفاق می‌افتد که موقعیت دراماتیک هنوز به نتیجه‌ی روشنی نرسیده است.در لحظه ی ورود او به نظر می رسید ماریوس عملیات را بنا به مصلحتی که در ذهنش است لو داده که این مورد میتوانست زمینه ساز شکل گیری درامی جدید باشد اما رها می شود. درباره‌ی ژاور هم تغییر جایگاه او از یک پلیس فرانسوی در گذشته به مأمور دولتی در آینده چندان روشن نیست.حتی از نظر زمانی هم برخی فلش فوروارد و فلش بک ها برایم مبهم ماند. ضمن اینکه مخاطبی که رمان «بینوایان» را نخوانده باشد، ممکن است در دنبال‌کردن بعضی از بخش‌های داستان با مشکل روبه‌رو شود.

در مورد تأخیر ۲۵ دقیقه‌ای شروع اجرا هم به نظرم وقتی گروه آماده‌ی اجراست، تأخیر مخاطبانی که بلیت تهیه کرده‌اند اما هنوز نرسیده‌اند، نباید به حساب گروه گذاشته شود؛ چون این مسئله در نهایت از زمان تماشاگرانی کم می‌کند که به‌موقع در سالن حاضر شده‌اند.

با این حال، حضور بازیگرانی از سنین مختلف، به‌خصوص دو بازیگر کودک، از نکات مثبت کار است. موسیقی نمایش هم از عناصری است که می‌تواند به ایجاد فضای موردنظر کمک کند. به نظرم ایده‌ی اصلی نمایش ظرفیت خوبی دارد و با پرداخت دقیق‌تر شخصیت‌ها، انسجام بیشتر در روایت و کنترل بهتر ریتم و میزانسن‌ها، می‌تواند به نتیجه‌ی مؤثرتری برسد.


از نگاه دقیق و جزئی‌نگرانه‌ی شما درباره‌ی جنبه‌های فنی و ساختاری نمایش «کوزت» سپاسگزارم. نقد شما بر جنبه‌های اجرایی، نشان از دقت شما به زبانِ تئاتر دارد و من معتقدم تلاقیِ دیدِ منتقد با انتخاب‌های کارگردان، همان جایی است که تئاتر زنده معنا ... دیدن ادامه ›› می‌یابد.

در مورد آنچه «سردرگمی در رسیدن به هدف» یا «سادگیِ انگیزه‌ها» نامیده‌اید، باید اشاره کنم که ما در این نمایش، به دنبال بازسازیِ دقیقِ روایتِ کلاسیک هوگو نبودیم، بلکه در پیِ یک «کوزتِ نمادین» بودیم. اگر انگیزه‌های شخصیت‌ها در نگاه شما بیش از حد ساده جلوه کرده، این از آنجا ناشی از تلاش ما برای تبدیل کردنِ مفاهیمِ پیچیده‌ی سیاسی به زبانِ ساده و قابل‌فهم برای مخاطبی است که لزوماً با بطنِ رمان آشنا نیست. در واقع، ما «سادگی» را نه به معنای ضعف در دراماتورژی، بلکه به عنوان ابزاری برای «شفافیتِ پیام» در یک فضایِ پرآشوب انتخاب کردیم.

در بابِ جنبه‌های فنی از جمله نور، موسیقی و جابه‌جایی دکور؛ لازم است بگویم که در تئاترِ تجربی و مینیمال، مرز بسیار باریکی میان «آگاهیِ مخاطب از فرآیند اجرا» و «گسست در تماشا» وجود دارد. آنچه شما «گسست» یا «دیده شدنِ اکسسوارها» می‌بینید، می‌تواند از دیدگاه ما بخشی از همان واقعیتِ عریانِ صحنه باشد؛ یعنی بازگرداندنِ تماشاگر از فضایِ رویاییِ داستان به فضایِ واقعیِ نمایش. ما ترجیح دادیم تماشاگر همواره آگاه باشد که در حال تماشایِ یک «ساخت» است، نه یک واقعیتِ جادویی.

در مورد بازیگران و لحظاتِ عاطفی، شخصیت‌پردازیِ ماریوس و ژاور در این اقتباس، بر پایه‌یِ بازتعریفِ آن‌ها در بسترِ زمانه بنا شده است. اگر واکنش‌ها در لحظاتِ کلیدی، آن‌طور که شما انتظار داشتید، بارِ عاطفیِ سنگینی نداشت، دلیلش ناشی از ضعفِ بازیگری نبود، بلکه ناشی از رویکردِ ما به «خمودگیِ پس از طوفان» بود؛ یعنی نشان دادنِ شوکِ عمیق‌تر در قالبِ واکنشی کنترل‌شده، به جای فریادهای نمایشی.

در نهایت، ابهام در برخیِ فلش‌بک‌ها یا تغییر جایگاه‌ها، می‌تواند ناشی از تلاش برای ایجادِ نوعی «زمانِ روانی» باشد که لزوماً با منطقِ خطیِ زمانِ کلاسیک همخوانی ندارد. من می‌دانم که برای مخاطبِ رمان، این تغییرات ممکن است چالش‌برانگیز باشد، اما هدف ما، ایجادِ یک تجربه‌یِ جدید و متفاوت از «بینوایان» بود؛ تجربه‌ای که قرار بود به جای بازگشت به گذشته، با ابزارهای امروز، پرسش‌های امروز را مطرح کند.
۴ روز پیش، یکشنبه
محمد پورجعفری
از نگاه دقیق و جزئی‌نگرانه‌ی شما درباره‌ی جنبه‌های فنی و ساختاری نمایش «کوزت» سپاسگزارم. نقد شما بر جنبه‌های اجرایی، نشان از دقت شما به زبانِ تئاتر دارد و من معتقدم تلاقیِ دیدِ منتقد با انتخاب‌های ...
از اینکه وارد گفتگو شدید بی نهایت سپاسگزارم. البته متنی که بنده در تیوال برای اجراها می نویسم، صرفا گفتگویی میان مخاطبان و بیشتر برداشتی از اجراست تا نقدی ساختارمند. طبیعتا این نظرات ممکن است گاهی رنگ و بوی دریافت شخصی بگیرند تا ارجاع به یک منبع علمی داشته باشند. همانطور که برخی از توضیحات شما هم برمبنای نگاه و رویکرد شخصی تان به اجراست. درنهایت فاصله ی میان نیت کارگردان و دریافت مخاطب، خود از چالش های زیبای هنر تئاتر است. در هر صورت، مجددا از شما برای نگارش این توضیحات و زمانی که صرف کردید تشکر می کنم. و برای شما و تیم اجرایی آرزوی موفقیت دارم.
۳ روز پیش، دوشنبه
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
۲۹ مهر ساعت ۰۸:۳۶
-باید چیکار کنیم؟
+منتظر گودو بمونیم
-وقتی که منتظریم چیکار باید بکنیم؟

یکی از ویژگی های ماندگار این نمایشنامه تعلیق میان انتظار و بی اتفاقی است. تلاش انسان برای پیدا کردن معنایی در پوچی مطلق. میزانسن های طراحی شده و دکور متناسب با جهان نمایش بود. متاسفانه سالن رشت علی رقم هزینه های ساخت بالا کیفیت خوبی در پرتاب صدای بازیگران ندارد و با وجود بیان خوب بازیگران بازهم ردیف های انتهای بخشی از محتوا را در همهمه و شلوغی بین دیالوگ ها از دست می دهند.
جسارت کارگردان و تیم اجرایی در میزانسن های تکرار شونده و پر از سکوت که به جهت وفاداری به ابزورد است، ستودنی است. چرا که این مهم بسیار خطرناک بوده و ممکن است آستانه ی تحمل برخی مخاطبان را رد کرده و موجب نارضایتی شود، اما توانایی و موقعیت شناسی بازیگر مربوطه از این اتفاق جلوگیری می کند.
در پایان برای عوامل نمایشی آرزوی موفقیت می کنم.
۱۸ مهر ساعت ۰۹:۲۷
هادس در اسطوره های یونان فرمانروای جهان زیرین و قلمرو مردگان است، که پس از تقسیم میراث کرونوس میان سه برادر فرمانروایی این قسمت به او رسیده است.او به مردگان حکومت می کرد و به آسانی اجازه نمیداد مردگان به جهان زندگان برگردند. درنمایش هادس، به نظر می رسد دکتر سین که از شخصیت مشابه در نمایشنامه ی مهمان سرای دو دنیا از اریک امانوئل اشمیت برداشت شده مسئولیتی مشابه او دارد، البته در طول نمایش اشاره ای به نام هادس نمی شود. با وجود میزانسن‌های متعدد، موسیقی، ویدئوپروژکشن و طراحی صحنه، ضرب‌آهنگ کلی اجرا تا حد قابل‌قبولی حفظ شده و مخاطب با خستگی مواجه نمی شود. گریم‌های حیوانی و طراحی حرکات بازیگران ایده‌ی جالبی است، اما بعضی عناصر، مثل دو نگهبان راهروها، که تمام مدت سر در دو راهرو قراردارند، کارکرد مشخصی در اجرا پیدا نمی‌کنند و بیشتر در حد تصویر یک نگهبان باقی می‌مانند.
دکتر سین یک دفترچه در دست دارد که روی آن حرف (خ) نوشته شده است. در وهله ی اول به نظر می رسد اطلاعات مربوط به افراد راهروی خودکشی درون آن نوشته شده اما بعد می بینیم اطلاعات سایر افراد هم درون همان دفترچه است و این نشانه برایم نامفهوم ماند. از طرفی، اتفاق اصلی نمایش و شکل‌گیری رابطه‌ی عاطفی شخصیت‌ها نسبتاً دیر اتفاق می‌افتد و به نظرم اگر رویداد اصلی این بود، می‌شد زمینه‌چینی مؤثرتری برای آن انجام داد. در مجموع، اجرا ایده‌ها و امکانات بصری قابل‌توجهی دارد، اما پیوند میان این عناصر و کلیت و محور اصلی درام می‌توانست منسجم‌تر باشد.
برای گروه اجرایی آرزوی موفقیت دارم و در شب آخر به مخاطبین توصیه می کنم از نمایش دیدن کنند.
۲۷ مرداد ساعت ۰۹:۵۳
اگر انسان واقعا بفهمد که جهان معنای قطعی ندارد و همه چیز دروغ بوده چه بر سر اخلاقش می آید؟
اگر جهان واقعا من را به بازی گرفته پس من هم جهان را به بازی می گیرم.
خشونت بهترین انتقام از هستی است.اگر نتوانم به جاودانگی برسم و جلوی مرگ بایستم، پس همه را می کشم.
این ها مفاهیمی است که وجود کالیگولا تماما با آن درگیر شده و از پس حل مساله برنمی آید.
از این رو همزمان که از او وحشت داریم با این آتشی که او در آن می سوزد هم ارتباط گرفته و برایش ترحم می ورزیم.
او می خواهد جهان را مطابق فلسفه ی خودش تنظیم کند و این راه نیازمند حکمرانی دیکتاتوری وحشتناک است.
مهرداد هنرمند با دانش روز خود توانسته این لایه های عمیق متن را واشکافی کرده و با پیوند به حال، زمینه را برای همذات پنداری هرچه بیشتر مخاطب امروز ... دیدن ادامه ›› فراهم کند.
خلاقیت او در شکافت شخصیت کالیگولا به سه شخصیت که پیشتر در اثر دیگر او< آنتیگونه> هم دیده بودیم ستودنی است.
ماه، این زیبای جذاب دست نیافتنی، این راز جاودانگی و نیل به ابدیت از نکات قابل توجه در طراحی صحنه بود.
آنتراکت در نمایش نه برای استراحت، بلکه برای هم فکری، درک مباحث فلسفی و نظم دهی به اطلاعات دریافتی بود که به شکل جسورانه ای انجام شد.
بازی ها پر از انرژی، بدون خستگی و تپق و گریم پر از زحمت بود.
در پایان برای تک تک عوامل اجرایی این نمایش آرزوی موفقیت می کنم.
۱۴ دی ۱۴۰۴ ساعت ۱۱:۴۷
عرض خسته نباشید خدمت گروه اجرایی
نمایشی شریف، پر از زحمت و خوش ریتم از لحاظ بازیگری
متنی مناسب برای همه بویژه اهالی هنر ( نمیدانم همذات پنداری برای سایر اقشار هم اتفاق افتاد یا خیر)
متاسفانه در حال حاضر شرایط نامساعد عمومی فضای تئاتر را بیش از پیش تحت تاثیر قرار داده و باید قدردان گروه اجرایی در این شرایط وخیم بود.
یک نکته که در همه ی اجرا ها مرا آزار می دهد. نور کوچکی است که برای تعویض صحنه ها استفاده می شود. اگرچه این مورد برای جلوگیری از حادثه برای بازیگران است، اما کاش گروه های دیگر برای این مورد چاره ای بیاندیشند. چرا که دیدن بازیگران و عوامل هنگام تعویض صحنه برای لحظاتی ارتباط مخاطب با کاراکتر ها را قطع کرده و شروع صحنه های بعدی غافلگیری و تاثیرگذاری خود را از دست می دهند.
برای گروه اجرایی آرزوی موفقیت دارم.
امیر مسعود این را خواند
آتنا تندرو و کارگاه اشتراک این را دوست دارند
سپاس از شما جناب پریچهره عزیز.
نظر شما برای گروه اجرایی اکتینگ قابل احترامه. همونطور که فرمودین با توجه به موقعیت، نور میان صحنه یکی از الزامات طراحی هست. مرسی از حضور ارزشمند شما در شرایط حال و حمایت از تئاتر🎭🌻
۱۴ دی ۱۴۰۴
آتنا تندرو
سپاس از شما جناب پریچهره عزیز. نظر شما برای گروه اجرایی اکتینگ قابل احترامه. همونطور که فرمودین با توجه به موقعیت، نور میان صحنه یکی از الزامات طراحی هست. مرسی از حضور ارزشمند شما در شرایط حال ...
زنده باشید. سپاسگزارم
۱۵ دی ۱۴۰۴
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
۲۰ آذر ۱۴۰۴ ساعت ۱۱:۱۶
عوامل مثبت کار: دکور معقول، متن بسیار مناسب و جذاب، بازی های گیرا و پر انرژی
نکته ی قابل تامل: بهتر بود کمتر از موسیقی های شناخته شده استفاده میشد( در صورتیکه امکان ساخت وجود ندارد) و موسیقی به جهت افزایش تاثیرگذاری در لحظات حساس استفاده می شود، استفاده ی بیش از اندازه و بویژه در لحظاتی که نیازی به آن حس نمی شود هم تمرکز صحنه ی حاضر را برهم میزند هم از تاثیرگذاری صحنه ی حساس می کاهد.
اما درکل اجرای شایسته ای را به تماشا نشستیم و به یاد اجراهای سالهای دور آقای مژدهی از نمایش لذت بردیم. امیدوارم این نمایش مسیر گروه اجرایی را دوباره در جهت شکوه گذشته ی خود برگرداند.
مجید کاظم زاده مژدهی این را دوست دارد
ممنونم از حضور و وقتی که گذاشتید.
۲۰ آذر ۱۴۰۴
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
۱۰ آبان ۱۴۰۴ ساعت ۰۹:۳۱
بسیار نمایش زیبایی بود.
متن به بهترین شکل ممکن دراماتورژی شده بود. در عین حفظ اصالت برای مخاطب امروزی کاملا جذاب بود.
هرکسی در جایگاه خود نقش خود را به بهترین شکل ممکن اجرا کرد. از گروه کارگردانی و تیم تک نفره ی موسیقی گرفته تا بازیگران.
بسیار راضی بودم و لذت بردم.
امیر مسعود و BITA این را خواندند
محسن صادقی اصفهانی این را دوست دارد
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
۱۷ مهر ۱۴۰۴ ساعت ۱۰:۳۶
سلام خسته نباشید به تیم اجرایی
فارغ از همه ی شلوغی ها و تبلیغات و حواشی و هیجانات پیرامون اجرا، این نمایش برای لحظاتی خلوتی رو در دلت فراهم می کنه. فرصت میده به خودت یکم فکر کنی، احساست رو بشناسی. بعضی جاها یکم از فرم تئاتر خارج شده و شبیه یه پادکست میشه اما نمیشه تصاویر قشنگی که ساخته میشه رو نادیده گرفت. نکات آموزشی زیادی هم برای تئاتری ها هست. مثلا برای ساکت کردن تماشاگر نیاز نیست اولش انقدر توضیح بدیم که گوشی ها خاموش و فلان. فقط یه لگد به صندلی و خاموشی همهمه و صدای خلا کافی بود تا همه ساکت بشن. و این جسارت پایان نمایش که همه رو این تایم در سکوت نگه داری کار خیلی سختیه و افراد شجاعی مثل آقای افشاریان انقدر به خودشون اعتماد دارن که این مدت زمان همه چیز رو در سکوت و تاریکی نگه دارند.
۱۷ مهر ۱۴۰۴ ساعت ۰۹:۱۲
سلام بنده دیشب فیلم اجرا رو دیدم
کیفیت تصویر برداری خوب و کیفت صدا بد نبود
بازی نوید محمد زاده با اون همه محدودیت در صحنه های خاص بشدت تاثیرگذار بود
بقیه ی بازیگر ها مخصوصا آقای کیایی از پس نقششون خوب بر اومدن.
بجز یکی دو مورد که از مسیر اصلی و هدف کار دور بود مثل صحنه ی دیدار شبانه ی پرستار و خدمات، باقی میزانسن ها کاملا مرتب و در عین خلاقیت شسته رفته اجرا می شدند
نمایشنامه واقعا به سوژه ی خوبی اشاره داشت و این دو راهی تصمیم گیری یکی از جالب ترین و در عین حال دور از ذهن ترین ایده هایی بود که بهش پرداخته شده.
به کل تیم اجرایی خسته نباشید می گم.
۲۹ دی ۱۴۰۳ ساعت ۱۲:۱۰
نمایش قابل قبولی بود خسته نباشید می گم به تیم اجرایی. همه ی بازیگرا به نحو احسن کارشون رو انجام دادن. کارگردانی کار هم خوب بود و خلاقیت ساخت عروسک هم به کیفیت اجرا کمک کرد. چیزی که برام عجیبه در همه ی تئاترهای آقای بنی اسدی تپق زدن و خندیدن بازیگر یک امر عادی شده نمیدونم تعمدا این اتفاق می افته و به قصد خاصیه یا نه یک اشتباهه. من دوست دارم تعمدا باشه و یک چیزی شبیه امضای ایشون پای کارهاشون. برای تیم اجرایی آرزوی موفقیت دارم.
۲۹ دی ۱۴۰۳ ساعت ۰۹:۳۳
خسته نباشید می گم به تیم اجرایی و آرزوی موفقیت برای تک تکشون دارم
۱۲ دی ۱۴۰۳ ساعت ۰۸:۲۵
به به به این همه خلاقیت.
یک اجرای بسیار جذاب.
توانایی تیم اجرایی در نویسندگی، صداپیشگی و عروسک گردانی کاملا به چشم آمد.
در شهر زیبای رشت به تماشای هنرنمایی این عزیزان نشستم و واقعا لذت بردم.
البته شاید در نورپردازی دقت بیشتری میشد تا ما هنگام عروسک گردانی خود بازیگران را نبینیم بهتر بود. این یک نظر شخصی است و ممکن است تیم اجرایی تعمدا خلاف این مورد عمل کرد و در مجموع آسیب زیادی به نمایش وارد نمی کرد. بهرحال برای تیم اجرایی آرزوی موفقیت دارم و به امید تماشای اجراهای دیگر از این تیم خوب.
۱۰ دی ۱۴۰۳ ساعت ۰۹:۱۵
طراحی صحنه بیشتر از زیبایی بدنبال کاربری مناسب بود و این اتفاق یک نقطه قوت است و هیچ ایرادی درش نیست. لباس ها ساده ترین حالت ممکن طراحی شده بود و با توجه به اینکه عزیزان هنرمند مشکل بینایی داشتند، یک احترام متقابل به آنها بود که درگیر زرق و برق لباس ها نشویم. با توجه به متن سنگین و شلوغ محمد چرمشیر هماهنگی بازیگران به خوبی انجام شده بود و باید به این خاطر به کارگردان دست مریزاد گفت. متن مورد علاقه ی من نبود و فکر می کنم این یک مورد شخصی است و ممکن است همین متن از نظر مخاطبین دیگری جذاب باشد. اما من به شخصه ترجیح میدم سراغ متن هایی بروم که طیف بیشتری از مردم از آن لذت می برند. بهرحال برای همه ی عوامل اجرایی ایستاده هورا کشیدم و آرزوی موفقیت در همه ی عرصه های زندگی را برایشان دارم.
سپهر و امیر مسعود این را خواندند
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
۱۰ دی ۱۴۰۳ ساعت ۰۸:۵۷
خسته نباشید می گم به اعضای محترم گروه اجرایی
امیر مسعود این را خواند
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
۰۸ دی ۱۴۰۳ ساعت ۰۸:۱۵
یک نمایش حساب شده با عوامل کاربلد.
دکور نمایش کاملا در خدمت کار و طراحی شده با متریال مناسب بود. بازیگران خصوصا نقش بن مسلط و سوار بر نقش بود. کارگردانی صحنه ها خصوصا در مواقع بدون دیالوگ فکر شده بود. اما به عقیده ی شخصی بنده، متن نمایش باید دارای نقطه ی اوج پررنگ تری می بود تا احساس دلهره و تهدید را درون دل تماشاگر تهیج می کرد. به همان نسبت هم پایان نمایش سر و شکل پایان گونه به خود می گرفت و بیشتر به دل می نشست. برای گروه حرفه ای نمایش آرزوی موفقیت و اجراهای بیشتر دارم.
حسن دادرس این را دوست دارد
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
۱۹ آبان ۱۴۰۳ ساعت ۱۱:۳۴
با عرض سلام و خسته نباشید خدمت گروه اجرایی
با توجه به بازی های روان بازیگر ها اجرا برای مخاطبین لذت بخش شد. هدف اصلی در اینجا راضی نگه داشتن مخاطب بود که فکر می کنم در این مورد موفق عمل کردند. در انتخاب بازیگران، با اینکه همگی بازی قابل قبولی ارائه دادند سهل انگاری هایی از نظر سن و سال شده که هیچ اشاره ای هم به آن نشد چرا پسر 30 ساله همسر 50 ساله دارد. دکور نمایش، در اتاق و در آشپزخانه در یکجا تعبیه شده بود و تماشاگران سمت راست کاملا می دیدند که به طرف هم باز می شوند. بهتر بود تغییری در یکی از این دو اعمال می شد. ابتدای نمایش شلوغی حاصل از صدای محیط مانع از شندین دیالوگ های بازیگران می شد. صحنه ی فست موشن یا سرعت بالا هنگامیکه وینست دوباره به خانه برمیگردد اصطلاحا در نیامد و صحنه ی اسلوموشن گذاشتن آهنگ قیصر در این نمایش خارجی به عقیده ی شخصی از بین بردن اصالت متن بود. اما درمجموع با تمرینات و هماهنگی زیاد بازیگران نمایشی خوش ریتم را شاهد بودیم که با شوخی های کلامی تماشاگر را در سالن می خنداند. برای همه ی اعضای این تیم اجرایی آرزوی موفقیت و روزهای درخشان دارم.
امیرمسعود فدائی و حسین بهمنش این را خواندند
ارشیا زمانی این را دوست دارد
پدرام عزیزدلم دیر دیدم ولی ممنونم از نکاتی برادر و وقت گذاشتی و برامون نوشتی♥️♥️
۰۶ خرداد ۱۴۰۴
ارشیا زمانی
پدرام عزیزدلم دیر دیدم ولی ممنونم از نکاتی برادر و وقت گذاشتی و برامون نوشتی♥️♥️
مخلصیم
۱۷ خرداد ۱۴۰۴
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
۱۴ آبان ۱۴۰۳ ساعت ۰۸:۰۶
با سلام و خسته نباشید خدمت تیم اجرایی
بازی های یک دست، روان و خوبی را شاهد بودیم. کارگردان چندین قسمت با خلاقیت به جذابیت نمایشش افزود. اما به نظر خودم متن به لحاظ ساختاری دارای مشکلاتی است که این باورپذیر بودن را برای ما مشکل می کند. بهتر بود روی تحلیل شخصیت ها و رویداد اصلی تمرکز بیشتری صورت می گرفت. رفت و آمد افراد از یک در و ورود به اتاقی که نمایش تمام مدت در آنجا اتفاق می افتد به خودی خود مشکلی ندارد اما هرچه به پایان نمایش نزدیک می شویم و این افراد با ورود خود یک داستان مجزای منفی دیگری وارد داستان می کنند، نه تنها تاثیرگذاری لازم را ندارد بلکه گاهی باعث خنده ی تماشاگر هم می شود. اما بهرحال نمایشی است که دیدن آن خالی از لطف نیست و می توان از تماشای آن لذت برد. برای تیم اجرایی آرزوی موفقیت دارم.
۱۳ آبان ۱۴۰۳ ساعت ۱۳:۲۸
با عرض سلام و خسته نباشید خدمت تیم اجرایی.
نسبت به دیگر نمایش های همزمان اجرا شده در شهر کیفیت قابل قبول تری را ارائه دادند. اما با توجه به شناخت تیم اجرایی و انتظارات شخص خودم، این بهترین اجرا از آموزشگاه هنرگاه نبود. بازی بعضی از بازیگرها خصوصا برادر بزرگتر و تسلط او در صحنه کاملا مشهود بود. استفاده از نمادها بدرستی انجام گرفت و در پاره ای مواقع مفاهیمی که قرار بود در لایه های زیرین برای کشف باقی بمانند به سطح منتقل شدند که این مورد فکر می کنم تعمدا و به جهت تفهیم به مخاطب عام صورت گرفت. ضرباهنگ کلی کار خوب بود اما گروه اجرایی اوج و پایان پررنگی را برای کار متصور نشدند. بطوریکه در شبی که اجرا را شاهد بودم، پس از پایان یافتن نمایش، تماشاگر در تشویق پایان اجرا، در اینکه اجرا پایان یافته یا خیر مردد بود.
بهرحال پوستر زیبای نمایش و عوامل با کیفیت بسیاری که در این اجرا وجود داشت، تماشای آن را خالی از لطف نمی کند. برای گروه اجرایی آرزوی موفقیت و اجراهایی درخشان دارم.
۱۷ شهریور ۱۴۰۳ ساعت ۱۳:۱۵
برای سومین بار این اجرا را دیدم. البته از دو گروه مختلف. به نظرم با وجود کیفیت اجراهای قبلی این اجرا بهترین در نوع خودش بود. البته هیچوقت نمی توان این کیفیت را جدا از نمایشنامه ی ژان کلود کریر دانست. بطوریکه معتقدم اگر نمایشنامه خوانی از این اثر هم بدرستی شکل بگیرد باز همین لذت را خواهیم برد. ظرافت دیالوگ ها و به اصلاح شسته و رفته بودن آن را همانطور که مولف در متن نگاشته در بیان بازیگران آن هم میشد لمس کرد. بدور از هرگونه هجو، اضافه گویی و دقت در انتخاب کلمات که خود من در نوشتن همین نظر نمیتوانم همه ی آنها را رعایت کنم.البته ترجیح بنده این بود تغییر در موضع قدرت هر دو کاراکتر که به ظرافت اتفاق می افتد در نمایش به شکل مشخص تری اتفاق می افتاد و به اصطلاح از صفر به صد رسیدن و بالعکس برای کاراکترها حس می شد. به همین زبان اگر بخواهم بگویم برای کاراکتر کمیسر از 70 به 30 رسیدن اتفاق افتاد و برای خبرچین از 40 به 60. و در مورد نحوه ی قرارگیری کاراکتر ها به نظرم بهتر بود خبرچین از ابتدا در مکانی که بیشتر او را در معرض اتهام نشان میداد قرار می گرفت. شاید بخاطر محدودیت صحنه و یا دلیل خاص دیگری او به کناری برده شده بود. بهرحال دیدن نمایش همانند دیگر آثار این گروه برایم و همچنین همراهانم لذت بخش بود. برای این تیم خوب آرزوی موفقیت دارم و امیدوارم شاهد اجراهای بیشتری از این تیم در شهرم باشم.
امیر مسعود و امیر محمد خورسند این را خواندند
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
 

زمینه‌های فعالیت

تئاتر

تماس‌ها

pedram_parichehreh@yahoo.com
pedram_parichehreh
pedram_parichehreh