نمایش «ایرلندی»
صحنه و دکور،
کاملاً بازتاب آنچه باید میبود و طراحی لباسها تا حد زیادی بینقص و دقیق بود. نورپردازیهای جذاب و حسابشده و ریتم کار بهشدت بالا بود؛ هرچند در گوشهوکنار نمایش، کارگردان با ایجاد وقفههایی به مخاطب اجازهی تنفس و هضم این ریتم را میداد.
بازیگران، بیهیچ حرکت اضافه، دقیق و بهشدت هماهنگ بودند؛ هماهنگیای که طبیعتاً حاصل تمرینهای طولانی و مداوم است. هرکدام از بازیگران صحنه را در کنترل خود داشتند و حضورشان در کلیت میزانسن کاملاً حسابشده به نظر میرسید.
اما با تمام این وجود، در «ایرلندی»، فرم اجرایی در برخی لحظات چنان پررنگ میشود که خطر تحتالشعاع قرار گرفتن روایت را به همراه دارد؛ هرچند
... دیدن ادامه ››
همین توجه به تصویرسازی و ترکیببندیهای صحنهای، بخشی از هویت زیباییشناختی اثر را شکل داده است. در برخی لحظات احساس میکردم توجه به قابها و تصاویر صحنهای، بیش از روند داستانی نمایش شده و همین مسئله میتواند مخاطب را تا حدی از مسیر درام دور کند.
با این حال، این مسئله برای من مانعی در برقراری ارتباط با اثر نبود و در نهایت توانستم کلیت داستان و جهان نمایش را دریافت کنم. «ایرلندی» برای من بیش از آنکه صرفاً روایتی باشد که باید دنبال شود، تجربهای بصری و اجرایی بود؛ تجربهای که گاهی داستان را در سایه قرار میدهد، اما در عوض جهان و حالوهوای خاص خودش را میسازد
.