در روز
از روز
تا روز
آغاز از ساعت
پایان تا ساعت
دارای سانس فعال
آنلاین
کمدی
کودک و نوجوان
تیوال | مهرشاد مرادی
SB > com/org | (HTTPS) localhost : 11:34:43
«تیوال» به عنوان شبکه اجتماعی هنر و فرهنگ، همچون دیواری‌است برای هنردوستان و هنرمندان برای نوشتن و گفت‌وگو درباره زمینه‌های علاقه‌مندی مشترک، خبررسانی برنامه‌های جالب به هم‌دیگر و پیش‌نهادن دیدگاه و آثار خود. برای فعالیت در تیوال به سیستم وارد شوید
نقد اجرای نمایش مرز

نمایش از همان پیش از آغاز، تکلیفش را با مخاطب روشن می‌کند؛ ارتباط‌گیری اولیه با تماشاگر، بعدتر به یکی از امتیازهای اجرا تبدیل می‌شود و در بخش‌هایی که مخاطب مستقیماً وارد موقعیت می‌شود، این ارتباط به شکل مؤثرتری ادامه پیدا می‌کند. نمایش در این زمینه توانسته فاصله معمول میان صحنه و سالن را کاهش دهد و مخاطب را از همان ابتدا وارد جهان خود کند.
نقطه قوت اصلی اجرا، بازیگری درخشان آن است. شروع با سکوت و اجرای بدون دیالوگ، در کنار افکت صوتی و نور، فضای نمایش را پیش از روایت شکل می‌دهد. نور و صدا در این اجرا در ساخت حال‌وهوای اثر نقش واقعی دارند. همین ترکیب، اتمسفر مشخصی برای نمایش می‌سازد و در کنار بیان و لحن مناسب بازیگران، به‌خصوص در روایت موقعیت سرباز و رابطه او با شیرین، جهان نمایش را برای مخاطب قابل لمس‌تر می‌کند.
در بخش‌های ابتدایی، ریتم کلی اجرا پایین‌تر است و در عین حال تمپو در برخی لحظات بالاتر حرکت می‌کند؛ همین تفاوت باعث می‌شود نمایش بیشتر بر ساخت فضا و معرفی موقعیت متمرکز باشد. سکوت‌ها و لحظات بدون دیالوگ نیز در این بخش به ایجاد همین فضای اولیه ... دیدن ادامه ›› کمک می‌کنند.
با ورود دیالوگ، بیان و لحن بازیگر اهمیت بیشتری پیدا می‌کند. لحن در دیالوگ‌گویی به‌خوبی با موقعیت‌ها همراه می‌شود و باعث می‌شود روایت سرباز و رابطه او با شیرین، بدون از دست رفتن فضای اجرایی، پیش برود. در بخش دوم نیز همین زبان ادامه پیدا می‌کند و روایت مسیر خود را به‌خوبی حفظ می‌کند.
با این حال، نمایش در زمینه نشانه‌پردازی به اندازه فضاسازی خود قدرتمند نیست. ابزارهای مختلفی در صحنه حضور دارند، اما همه آن‌ها به یک اندازه به زبان معنایی اجرا تبدیل نمی‌شوند و بخشی از آن‌ها بیشتر در سطح کاربرد اجرایی باقی می‌مانند. این فاصله میان «ابزار» و «نشانه» یکی از نکاتی است که در ساختار اجرایی نمایش قابل توجه است.
ورود فرهاد در بخش سوم، اجرا را وارد مرحله‌ای پرانرژی‌تر می‌کند. رابطه میان فرهاد و سرباز، هم در بازیگری و هم در ریتم، کشش بیشتری ایجاد می‌کند و شخصیت‌سازی هر دو نیز در این بخش بهتر دیده می‌شود. تغییر ریتم بازی و تغییر تمپو، انرژی صحنه را افزایش می‌دهد و باعث می‌شود بخش سوم نسبت به قسمت‌های ابتدایی پویاتر باشد.
بخش چهارم با ریتم و تمپوی بالاتری آغاز می‌شود و اجرا در این قسمت به یکی از پرتحرک‌ترین وضعیت‌های خود می‌رسد. حضور فعال‌تر مخاطب نیز به این انرژی اضافه می‌کند. استفاده از تماشاگر در موقعیت‌ها و نقش‌های مختلف، یکی از انتخاب‌های موفق نمایش است و ارتباطی را که از پیش از شروع اجرا شکل گرفته بود، به بخش مهم‌تری از تجربه تماشاگر تبدیل می‌کند.
حضور قالی نیز در این بخش قابل توجه است. این عنصر در صحنه حضور مشخصی دارد، اما ظرفیت آن برای تبدیل شدن به نشانه‌ای پررنگ‌تر در اجرا کاملاً بالفعل نمی‌شود و بیشتر در سطح یک عنصر اجرایی باقی می‌ماند.
از نظر زیبایی‌شناسی، نمایش هویت خود را بیشتر از ترکیب نور، صدا، سکوت، موسیقی و بدن بازیگر به دست می‌آورد. این عناصر در بخش‌هایی به‌خوبی در کنار یکدیگر قرار می‌گیرند و اتمسفر اثر را شکل می‌دهند. ایده اجرایی نمایش نیز بیش از هر چیز در همین تلاش برای نزدیک کردن مخاطب به موقعیت و ساختن جهان اثر از طریق عناصر حسی دیده می‌شود.
موسیقی کردی در بخش پایانی، یکی از انتخاب‌های هماهنگ با جهان نمایش است. صدای موسیقی و کیفیت آوازی آن، فضای عاطفی اجرا را تقویت می‌کند و با هویت شخصیت سرباز ارتباط پیدا می‌کند. این موسیقی در کنار نور و فضای صوتی، حال‌وهوایی ایجاد می‌کند که پایان را به فضای ابتدایی نمایش نزدیک نگه می‌دارد.
از نظر مخاطب نیز به نظر می‌رسد جهان نمایش بیش از همه با مخاطب مرد ارتباط برقرار می‌کند؛ خصوصاً در موقعیت سرباز و روابط و فضای عاطفی اثر. با این حال، نمایش قابلیت ارتباط با مخاطب عمومی را نیز دارد.
پایان اما نقطه‌ای است که اجرا می‌توانست اثرگذارتر باشد. مسیری که نمایش از نظر عاطفی و دراماتیک طی کرده، ظرفیت یک پایان قوی‌تر و کوبنده‌تر را دارد و پایان فعلی به اندازه آنچه پیش از خود ساخته، ماندگار نیست.
در مجموع، اجرا در فضاسازی، بازیگری، نور و صدا، تغییر ریتم و تمپو و ارتباط با مخاطب موفق‌تر عمل می‌کند و همین عناصر به آن هویت می‌دهند. در مقابل، نشانه‌پردازی برخی عناصر و قدرت پایان‌بندی به اندازه ظرفیت کلی اثر پیش نمی‌رود.
در پایان، برخورد گروه این نمایش با تماشاگران پس از اجرا نیز شایسته تقدیر است. رفتار حرفه‌ای، محترمانه و اخلاقی گروه با مخاطبان، بخشی ارزشمند از تجربه این اجرا بود و جا دارد از تمام عوامل بابت این برخورد حرفه‌ای تشکر کرد و به آن‌ها تبریک گفت.

ممنونم از حضورت،فدای قدمت💫
۲ روز پیش، یکشنبه
امید اولیایی
ممنونم از حضورت،فدای قدمت💫
بدرخشید و موفق باشید
۲ روز پیش، یکشنبه
سپاس از حضور و نگاه با ارزش شما آقای مرادی
خوشحالیم تشریف آوردید💫
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
نقد نمایش «فقط رئیس‌جمهور متوجه نشود»

نمایش «فقط رئیس‌جمهور متوجه نشود» با تمرکز بر مناسبات قدرت و روابط انسانی در فضای سیاسی کاخ سفید آمریکا، تلاش می‌کند تصویری از ساختارهای سیاسی، اجتماعی و پیچیدگی روابط میان شخصیت‌ها ارائه دهد. ایده اولیه و جهان روایی اثر، ظرفیت شکل‌گیری یک درام تأمل‌برانگیز را دارد؛ با این حال، در فرآیند انتقال از متن به صحنه، میان ایده مرکزی نمایش و تحقق اجرایی آن در بخش‌هایی فاصله‌ای محسوس به وجود آمده است.
در شروع نمایش، یکی از مهم‌ترین چالش‌های اجرا در حوزه طراحی نور مشاهده می‌شود. نورپردازی در این نمایش کمتر به‌عنوان یک عنصر دراماتیک و بیشتر به‌عنوان ابزاری برای روشن‌سازی صحنه عمل می‌کند. در لحظاتی که تمرکز دراماتیک بر یک شخصیت یا موقعیت خاص قرار می‌گیرد، انتظار می‌رود نور همچون معماری پنهان صحنه، مسیر نگاه تماشاگر را هدایت کرده و بر اهمیت لحظه تأکید کند؛ اما این کارکرد در بخش عمده‌ای از صحنه‌ها تحقق پیدا نمی‌کند و در نتیجه، تمرکز بصری مخاطب دچار پراکندگی می‌شود.
در حوزه میزانسن و هدایت بازیگران نیز چالش‌هایی دیده می‌شود. مهم‌ترین مسئله، ماسکه شدن مکرر بازیگران در ترکیب‌بندی صحنه است؛ به‌گونه‌ای که گاه جایگیری و حرکت بازیگران باعث می‌شود بخشی از ارتباط بصری میان بازیگر و تماشاگر یا حتی میان خود شخصیت‌ها از بین برود. این مسئله نشان می‌دهد که سازمان‌دهی ... دیدن ادامه ›› فضای صحنه و طراحی خطوط دید، نیازمند دقت بیشتری بوده است. همچنین در برخی لحظات، کنش‌های نمایشی از انسجام لازم برخوردار نیستند و روابط میان شخصیت‌ها نمی‌توانند به‌طور کامل تنش و کشمکش دراماتیک خود را آشکار کنند. یکی از عوامل مؤثر در شکل‌گیری این مسئله، تناسب نداشتن فضای سالن اجرا با نیازهای میزانسن و طراحی صحنه نمایش است.
با وجود این، بازی بازیگران از منظر باورپذیری شخصیت‌ها قابل قبول است. بازیگران توانسته‌اند هویت نقش‌ها را برای مخاطب قابل پذیرش کنند و در انتقال احساسات شخصیت‌ها موفق ظاهر شوند. همچنین شیوه اجرای دیالوگ‌ها و رفت‌وبرگشت کلامی میان شخصیت‌ها، حالتی پینگ‌پنگی ایجاد کرده که به پویایی گفت‌وگوها کمک می‌کند و از نقاط قوت اجرا به شمار می‌آید.
با این حال، تکرار برخی الگوهای اجرایی، مانند استفاده مکرر از کنش‌هایی همچون سیلی زدن، باعث می‌شود بخشی از ظرفیت دراماتیک موقعیت‌ها کاهش پیدا کند و اجرا در برخی لحظات به سمت کلیشه‌های آشنا حرکت کند. این نوع کنش‌ها زمانی می‌توانند تأثیرگذار باشند که در ساختار درام دارای ضرورت و کارکرد مشخص باشند، نه صرفاً به‌عنوان واکنشی تکرارشونده مورد استفاده قرار گیرند.
یکی از مسائل قابل تأمل نمایش، ابهام در تعیین دوره زمانی و جهان تاریخی اثر است. طراحی لباس به‌عنوان یکی از مهم‌ترین عناصر نشانه‌شناختی اجرا، تا حدی در معرفی زمان نقش ایفا می‌کند، اما به‌تنهایی برای تثبیت جهان زمانی نمایش کافی نیست. شکل‌گیری یک فضای سیاسی و تاریخی باورپذیر، نیازمند هماهنگی میان تمامی عناصر دیداری، از جمله طراحی صحنه، اکسسوار، نور، لباس و سایر نشانه‌های بصری است؛ عناصری که می‌توانستند در این اجرا نقش پررنگ‌تری در تعریف زمان و مکان روایت داشته باشند.
در بخش کارگردانی، به نظر می‌رسد اجرا از یک ایده اجرایی مشخص و منسجم بهره کافی نبرده است و بیشتر به بازنمایی مستقیم متن بسنده می‌کند. کارگردانی نتوانسته است خوانشی ویژه و شخصی از اثر ارائه دهد و عناصری مانند میزانسن، نور، طراحی صحنه و نشانه‌های بصری کمتر در جهت ساختن یک زبان اجرایی واحد به کار گرفته شده‌اند. در نتیجه، بسیاری از تصمیم‌های اجرایی بیشتر جنبه کاربردی پیدا می‌کنند تا آنکه حامل معنا و تفسیر مشخصی از جهان نمایش باشند. نبود یک محور اجرایی منسجم باعث شده است ظرفیت‌های موجود در متن به‌طور کامل در صحنه شکوفا نشود و نمایش از داشتن هویت بصری و اجرایی مستقل فاصله بگیرد.
با وجود این، تلاش گروه اجرایی برای خلق موقعیتی مبتنی بر روابط قدرت و همچنین توانایی بازیگران در حفظ ارتباط زنده میان شخصیت‌ها، از ارزش‌های قابل توجه این اجرا محسوب می‌شود.
در مجموع، «فقط رئیس‌جمهور متوجه نشود» نمایشی است که از ایده‌ای قابل تأمل و بازی‌هایی باورپذیر بهره می‌برد، اما ضعف در برخی عناصر اجرایی مانند طراحی میزانسن، نور، نشانه‌پردازی صحنه و کنترل ریتم دراماتیک، مانع از آن شده است که تمام ظرفیت‌های اثر به مرحله تحقق برسند. بازنگری در معماری صحنه، استفاده هدفمندتر از نور به‌عنوان عنصر روایی، تقویت نظام نشانه‌های بصری و طراحی دقیق‌تر کنش‌های نمایشی، می‌تواند مسیر رسیدن این اثر به اجرایی منسجم‌تر، عمیق‌تر و تأثیرگذارتر را هموار کند. به گروه این نمایش خسته نباشید می‌گویم و امیدوارم مسیر هنری‌شان همواره سرشار از تجربه‌های ارزشمند، موفقیت و درخشش باشد.
امیر مسعود این را خواند
ابوالفضل اخوان، کیمیا نجاری و حمید لیا این را دوست دارند
عشق بهتون
ممنون از شما که به تماشای ما نشستید 🎭 🌷 😍
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
نقد اجراخوانی «آی بی‌کلاه، آی باکلاه»
اجراخوانی نمایشنامه «آی بی‌کلاه، آی باکلاه» با تکیه بر متن قدرتمند غلامحسین ساعدی و بازی گروهی، تلاش داشت فضای رئالیسم اجتماعی و انتقادی اثر را برای مخاطب بازآفرینی کند. از همان آغاز، استفاده از نورهای آبی و قرمز فضایی متناسب با حال‌وهوای اجتماعی نمایشنامه ایجاد کرده بود و به شکل‌گیری فضای اولیه اثر کمک می‌کرد. هرچند در دقایق ابتدایی، بیان دیالوگ‌ها هنوز به انسجام کافی نرسیده بود، اما با ورود تدریجی شخصیت‌ها، هماهنگی گروه و کیفیت اجرای دیالوگ‌ها به شکل محسوسی بهتر شد.
یکی از نقاط قوت این اجراخوانی، خلاقیت بازیگران در ارائه نقش‌ها و تلاش آنان برای خلق موقعیت‌های نمایشی با حداقل امکانات بود. از آنجا که در اجراخوانی، انتقال معنا بیش از هر چیز بر دوش بازیگران و کیفیت بیان آن‌ها قرار دارد، این وظیفه در بسیاری از لحظات به‌خوبی انجام شد. همچنین اجرای شخصیت‌های دکتر و پیرمرد از نقاط قوت اثر بود؛ هر دو بازیگر با بیان مناسب، حضور مؤثر و تسلط بر نقش، توانستند شخصیت‌های خود را باورپذیر و تأثیرگذار ارائه دهند. با این حال، پایین بودن حجم صدای برخی بازیگران و افت انرژی در بیان، در بعضی لحظات از تأثیرگذاری دیالوگ‌ها کاسته بود.
از منظر ریتم، اجرا با نوسان همراه بود. اگرچه تمپو در بخش‌هایی مناسب حفظ می‌شد، اما ریتم در پرده نخست، به‌ویژه در میانه اجرا، دچار افت شد و این مسئله از کشش دراماتیک اثر کاست. در برخی لحظات، کند شدن روند اجرا باعث کاهش تمرکز مخاطب می‌شد؛ با این حال، بازیگران تلاش داشتند با حفظ ارتباط میان شخصیت‌ها، جریان نمایشنامه را پیش ببرند.
در پرده دوم، نسبت به پرده نخست، هماهنگی بیشتری میان بازیگران دیده می‌شد. جای‌گیری مناسب‌تر در صحنه، ارتباط بهتر ... دیدن ادامه ›› میان نقش‌ها و گفت‌وگوهای پینگ‌پنگی، به انسجام و پویایی بیشتر اجرا کمک کرده بود. با وجود این، در برخی بخش ها تعامل میان بازیگران می‌توانست پررنگ‌تر باشد. همچنین ارتباط پارتنرها و پاس‌دادن دیالوگ‌ها در بعضی لحظات از روانی لازم برخوردار نبود و با واکنش‌های نمایشی دقیق‌تر، تنش و تأثیر دراماتیک متن ساعدی بهتر به مخاطب منتقل می‌شد.
در مجموع، این اجراخوانی توانست با تکیه بر ظرفیت‌های متن ساعدی و تلاش بازیگران، بخشی از فضای اجتماعی و انتقادی نمایشنامه را به مخاطب منتقل کند. انتخاب این اثر ارزشمند و تلاش گروه برای ارائه آن در قالب اجراخوانی، نشان‌دهنده توجه به ادبیات نمایشی معاصر ایران است.
در پایان، به کارگردان محترم و تمامی اعضای گروه برای تلاش، انتخاب این متن ارزشمند و زحمتی که برای اجرای این اثر کشیده‌اند، صمیمانه تبریک می‌گویم. امیدوارم این تجربه هنری، آغازگر مسیرهای موفق‌تر و اجراهای درخشان‌تر برای این گروه باشد و شاهد آثار ارزشمند بیشتری از آنان در آینده باشیم. برای تمامی عوامل این اجرا آرزوی موفقیت، رشد و سربلندی دارم.
تجربه‌ی تماشای اجرای امشب، فراتر از یک سرگرمی ساده، نوعی مواجهه با یک اثر هنریِ منسجم بود. نکته‌ی تامل‌برانگیز، حضور پرشور مخاطب در میانه هفته بود که نشان از کششِ بالای اثر دارد. نمایش با وجودِ فضای تاریخی /دوره‌ای خود، توانست پلی میان زمانه‌ی داستان و درکِ امروزِ ما برقرار کند؛ گویی مفاهیمِ نمایش، فراتر از زمان، در بطنِ تجربه‌ی انسانی بود و برای همه ما «قابل لمس» شد.
در لایه‌های ساختاری، کارگردانی با تسلط بر میزانسن و هدایتِ دقیقِ بازیگران، توانست میانِ آشنایی با کلیشه‌ها و دوری از تکرار، تعادلی ظریف برقرار کند که منجر به روانی و دلنشینیِ اجرا شد. بازی‌های درجه‌یک و هم‌سو با متن، از نقاط قوت اصلی این اثر بود. تبریک صمیمانه من را بابت این اجرای باکیفیت پذیرا باشید.»
عرض ادب و احترام
ممنوم ازتون بابت نظر زیباتون و ممنون که افتخار دادین به تماشای ما نشستین
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
پس از مدت‌ها، نمایشی دیدم که با متن دلنشین و بازی‌های درخشانش، مرا به دیدن دوباره‌اش واداشت. هر بار که به سالن می‌رفتم، با جمعیتی پر از تماشاگر روبرو می‌شدم که پس از پایان اجرا، همچون من با رضایت و احساسی خوش از سالن خارج می‌شدند. نمایش به گونه‌ای طراحی شده بود که پیامش به‌خوبی به تماشاگر منتقل می‌شد و این ارتباط عمیق، تجربه‌ای قابل لمس و تأثیرگذار برای مخاطب فراهم می‌کرد.
جا دارد به آقای داوود بنی‌اردلان، کارگردان توانمند نمایش نیمه‌ی تاریک ماه، تبریک بگویم. ایشان با کارگردانی دقیق و خلاقانه‌شان، نمایشی تاثیرگذار و ماندگار را به روی صحنه آوردند.
محمد فروزنده و امیر مسعود این را خواندند
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
 

زمینه‌های فعالیت

تئاتر
موسیقی
هنرهای تجسمی
سینما
شعر و ادبیات