در روز
از روز
تا روز
آغاز از ساعت
پایان تا ساعت
دارای سانس فعال
آنلاین
کمدی
کودک و نوجوان
تیوال | نیلوفر ثانی درباره نمایش قبیله‌ها: درباره نمایش قبیله‎ها / محمد عباداللهی روزنامه سازندگی سه شنبه ۲۸ مرد
SB > com/org | (HTTPS) localhost : 03:12:11
درباره نمایش قبیله‎ها / محمد عباداللهی
روزنامه سازندگی سه شنبه ۲۸ مرداد ۱۴۰۴
نیلوفر ثانی
"عبور از مرز صدا"
نینا رین، از نمایشنامه‎نویسان معاصر انگلیسی‎ست که به تازگی مورد توجه هنرمندان تئاتر داخلی قرار گرفته و آثار مهم او را بروی صحنه می‎آورند. چندی پیش نمایش "خرگوش" توسط مهدی نصیری بروی صحنه آمد که اولین درام نینا رین در نمایشنامه‎نویسی بود. محمد عباداللهی نیز نمایشنامه مشهور رین "قبیله‎ها" را برگزیده و در عمارت نوفل لوشاتو بروی صحنه آورده است.
نینا رین که خواهرزاده نویسنده رمان مشهور دکتر ژیواگو " بوریس پاسترناک" است، در انگلیس درس خوانده و با رتبه اول در رشته ادبیات انگلیسی از دانشگاه آکسفورد، فارغ‎التحصیل شده است. او ابتدا با دستیاری کارگردانی تئاتر آغاز کرد و سپس به کارگردانی مستقل پرداخت و تجربه‎های متعددی در این زمینه بدست آورد. چنانکه در چند جشنواره‎های تئاتر، جایزه بهترین کارگردانی را نیز دریافت نموده است.
در ۲۰۰۶، او اولین نمایشنامه خود را به نام "خرگوش" ... دیدن ادامه ›› نگاشت و کارگردانی آن را بر عهده گرفت. "خرگوش" سال بعد در برادوی نیز بروی صحنه رفت. داستان خرگوش حول رابطه دختری با پدر خود می‎گردد که در مهمانی تولدش در کنار دوستانی که دعوت کرده، علاوه بر بحث های روز به ویژه درباره ارتباط های عاطفی و زندگی مشترک و تفاوتهای جنسیتی، به صورت فلش بک به آن پرداخته می‎شود. پدر که در بیمارستان بستری‎ست و در آستانه مرگ قرار دارد، همچنان تاثیرات خود را بر هویت "بلا" دارد. تاثیرات، مجموعه‎ای از نقد و محبت و بار روانیست که به نظر می‎رسد بلا را دچار بحران‎های متعددی در زندگی شخصی‎اش کرده است.

دومین نمایشنامه او "قبیله‎ها" در ۲۰۱۰ در رویال کورت لندن توسط راجر میشل، بروی صحنه اجرا شد. و توانست در سراسر دنیا مورد استقبال قرار بگیرد و در کشورهای مختلف اجرا شود.
این نمایشنامه که بطور ویژه به مفاهیم زبانی و کلامی می‎پردازد، درباره پسری با ناشنوایی مادرزادی است که در خانواده‎ای اهل فرهنگ و زبان رشد کرده و توسط آنان در محیطی بدون تاکید و یا درنظر گرفتن نقص شنوایی، و دور از جامعه کم شنوایان بزرگ شده است. بیلی که کوچکترین فرزند و خواهر و برادری بزرگتر از خود دارد، در دوستی با دختری کم‎شنوا که به تدریج شنوایی‎اش کمتر هم می‎شود، با کاربرد زبان اشاره آشنا می‎شود. این آشنایی باعث تغییر اساسی در چگونگی نحوه ارتباط او با خانواده می‎شود. خانواده ای که تلاش کرده‎اند مشکل شنوایی او را کم اهمیت در روند زندگی او بدانند و چون افراد شنوا با او رفتار کنند تا این نقص مانعی برای پیشرفت او نباشد هر چند که این نوع رفتار خود به مشکلاتی دیگر منجر شده است.
آشنایی بیلی با سیلویا که او را وارد جمع کم‎شنوایان و ناشنوایان کرده، تجربه‎ی دیگری از چگونه شنیده شدن و پذیرش را پیش می‎کشد که منجر به دگرگونی‎هایی در او شده و تبدیل به چالشی سخت می‎شود. چنانکه هویت و پذیرش خود را همانگونه که هست توسط نزدیک‎ترین افراد خانواده‎اش، مختل می‎بیند. در همین راستا او در ادامه، ترجیح می‎دهد خانواده را ترک کند و مسیر دیگری را برود.
متن به شکافی می‎پردازد که اغلب افرادی با نقصی در کارکرد حواس و یا جسم خود، که نوعی معلولیت به حساب می‎آید، چه در خانواده و چه در جمع های دیگر و چه در جامعه، درگیر آن بوده و معضلی پرچالش است.
تقابل دو دیدگاه که ناخواسته پای مسائل زبانی و معانی را نیز پیش می‎کشد، در نمایش "قبیله ها" مورد طرح قرار می گیرد. به ویژه برای کسانی که به نحوی با این نوع معلولیت‎ها و یا افراد درگیر، ارتباط دارند، ملموس‎تر است.
دو دیدگاه که یکی به این می‎پردازد که نقص و معلولیت‎ها را در فرزندان نباید برجسته کرد و مانند افراد عادی باید با آنها رفتار نمود تا کمتر توسط دیگران طرد شوند، و دیدگاه دیگر بر خلاف آن بر این باور است که باید این معلولیت ها را پذیرفت و با فرزند یا فرد مورد نظر با پذیرش آن نقص رفتار کرد. این شکل از برخورد به فرزند دارای معلولیت این احساس را می‎دهد که همان گونه که هست پذیرفته شده و نادیده گرفته نمی‎شود.
از طرفی در این متن، نینا رین به لایه‎هایی درونی‎تر افراد نیز نفوذ می‎کند. روابط خانوادگی بین اعضای خانواده که می‎تواند حجمی از حسادتها، تناقضات، مالکیت و انحصار را نسبت به همدیگر همراه داشته باشد. رابطه دنیل برادر بزرگتر با بیلی موید این نگاه رین در قالب موضوع کلی اثر است. کماآنکه در جایی از متن دنیل حتی نسبت به سیلویا ابراز محبتی عاطفی می‎کند در حالیکه می‎داند او با برادرش بیلی در رابطه است.
بنابراین به نظر می‎رسد که متن رین با وجود معیارهایی از جهان امروز به روابطی می‎پردازد که کمابیش در بسیاری از خانواده‎ها و یا ارتباط های انسانی قابل ردیابی‎ست. با تاکید بر محور زبان و مفاهیم آن که ابعاد روانشناختی و روانکاوی را در همه امور زندگی، تاثیرگذار معرفی می‎کند.

با این توضیح می توان به اجرای این نمایش در عمارت نوفل لوشاتو که توسط محمد عباداللهی در حال اجرا است، پرداخت. این نمایش با بازی علی ‌باقری، اصغر ‌پیران، ساناز ‌طاری، صفورا ‌خوش ‌طینت، زهرا ‌حیدری، مصطفی ‌فاضلی اجرا می‎شود.
اجرای "قبیله‎ها" با طراحی صحنه مناسب از وسایل نشیمن منزل که توسط پارچه‎ای سرخ رنگ پوشانده شده اند، تشکیل شده که در بخشی افکت های تصویری و دیجیتال، همراه با صدای نویز، مرتبط با مسئله شنوایی، و متن‎های نوشتاری که دستورات صحنه و یا نمایش را توضیح می‎دهد، نمایش داده می‎شود. این پوشش وسایل، خلاقیت جذابی در تداعی زبان و یا ناخودآگاهی‎ست که بستر تمامی رخدادهای فرد قلمداد می‎شود.
"قبیله‎ها" توانسته با بازی مناسب بازیگران و ارتباطی که برقرار می‎کنند، روابط خانوادگی را بازسازی کند. هر چند در انتقال مفاهیم دیگر، گاه دچار لکنت می‎شود؛ با اینحال فضاسازی و انسجام موضوع موفق است.
عباداللهی با بهره از فرمی متفاوت که بخشی از زبان، بجای اکت و حرکت، بشکل نوشتاری می‎شود، وضعیتی را ساخته و پرداخته می‎کند که با موضوع داستان منطبق است..
اجرای نقش بیلی و سیلویا به عنوان کاراکترهایی با نقص شنوایی، بخوبی از پس کار برآمده‎اند. اگرچه احتمالا به دلیل مسائل ممیزی، بخشی از مفاهیم مطرح شده در روابط کاراکترها، دستخوش تغییر و یا حذف شده است که تاثیر مستقیمی بر نمایش دارد.
" قبیله ها" از جهتی که برای نخستین بار از نینا رین، درام‎نویسی که توانسته در جهان مطرح باشد و اجراهای متعددی از آثار او در سالن‎های تئاتر، به نمایش درآید، اهمیت مضاعفی می‎یابد.
این نمایش که به موضوعاتی روز از مسائل انسانها می‎پردازد، وارد لایه‎های ذهنی و روانی افراد شده و سطحی دیگر از مناسبات موجود را مورد طرح قرار می‎دهد.
نمایش "قبیله‎ها" تلاش کرده با طراحی لباس، میزانسن‎ها، صحنه، نورپردازی و سایر عوامل، در مسیر متن اصلی قدم بردارد. اگرچه به دلیل آنکه نخستین مواجهه تماشاگر ایرانی با این متن و اجرای آن است، می‎توان خلاقیتهای بیشتری برای تکمیل اثر در نظر گرفت.