زن: دشمن تو این سپاه نیست پادشاه، دشمن را تو خود پروردهای...
دشمن تو پریشانی مردمان است، ورنه از یکمشت ایشان چه میآمد؟
موبد: بسیار آتشکدهها که هنوز برجاست. مردمان را باید به گفتارِ گرمْ آیینِ ستیز آموخت.
زن: پر نگو موبد! در مردمان به تو باور نیست ازبسکه ستم دیدهاند...
سردار: نفرین بر سپهر! از این پیشتر زبان آن را که چنین میگفت از حلقوم بهدر میآوردیم.
زن: جز درآوردن زبان کاش شما را هنر دیگری نیز بود...!
#بهرام_بیضایی
(مرگ یزدگرد [مجلس شاهکشی)