در روز
از روز
تا روز
آغاز از ساعت
پایان تا ساعت
دارای سانس فعال
آنلاین
کمدی
کودک و نوجوان
تیوال | پیام بهرام: نمیدانم بازیچه بودم یا دستمایه آزمایش، نمیدانم. هرچه بودم، معشوق نبود
SB > com/org | (HTTPS) localhost : 01:38:42
نمیدانم
بازیچه بودم یا دستمایه آزمایش، نمیدانم. هرچه بودم، معشوق نبودم. دوست‌داشتنی نبودم. یار دو روزه ای بودم که فلانی، در زندگی‌ام حلول کرد و درآخر، به بهانه‌ای تصمیم گرفت ترک کند مرا و به آن بهانه بپردازد.
از خروسخوانِ صبح به حرف های او فکر میکنم و کنکاش مینمایم تا ربط دهم، آن عشق و علاقه به خدا و قرآن‌اش به دلشکستگی من و معلق در هوا بودنم را.
چیزی نصیب مغزم نشد.
گوشه‌ای از مغزم میگفت "هرکه دم از خدا میزند، از اون دورتر است."
گوشه‌ی دیگری میگفت "تورا ترک کرد چون کافری."
ناگهان کسی گفت "تو دم از خدا نزن و یک بار، مسلمانی کن و آن قرآن را بگشای؛ بلکه خدای‌اش به تو گوید که حقیقت ... دیدن ادامه ›› چه بود."
من هم چنین کردم و قرآن اینترنتی را گشودم و به آیه چهلُ ششم سوره هود خیره گشتم.

خدای‌اش به من گفت:
«به یقین او از خاندان تو نیست، او [دارای] کرداری ناشایسته است، پس چیزی را که به آن علم نداری از من مخواه، همانا من تو را اندرز می دهم که مبادا از ناآگاهان باشی.»
من در زندگیم به هیچ چیزی هم اعتقاد نداشته باشم فقط به یک آیه اعتقاد راسخ دارم
چون هزاران بار در زندگیم تجربه اش کردم
اونم این آیه است( سوره بقره آیه 216)
وَ عَسَی أنْ تَکْرَهُوا شَیئاً وَ هُوَ خَیْرٌ لَکُم وَ عَسی أنْ تُحِبُّوا شیئاً و هُوَ شَرٌّ لَکُم وَاللَّهُ یَعلَمُ وَأَنتُم لا تَعلَمونَ
و شاید چیزی را خوش ندارید و [درحالی که] آن برای شما خوب است و شاید چیزی را دوست بدارید و [حال آنکه] برای شما بد است! و خدا می‌داند، ... دیدن ادامه ›› و شما نمی‌دانید.
بهم ثابت شده که خیلی جاها اگر از تندباد حوادث جان سالم به در میبرم چون او نخواسته آسیب ببینم
خیلی وقتها در ابتدا عصبانی میشم و ناراحت
میگم باز من یک چیزی خواستم و توی خدا ندادی بهم
ولی بعد میفهمم انگار در آغوشم گرفته و از خطر دورم کرده
تازه بعد از مدتی که دلیل نشدن را میفهمم یادم میفته شکر کنم
الان خیلی دردناک است ماجرا
ولی احتمالا بعد از مدتی شما هم حس میکنید که در آغوش خدا بودید و گذشتید با اینکه الان حال دلتون خوب نیست...
۱۰ ساعت پیش
امیدوارم زخم این تجربه زودتر برایتان سبک‌تر شود.
۹ ساعت پیش
پیام خان، این آدرسی که می‌گم رو یادداشت کن:

بزرگراه قضاوت، خروجیِ سکوت، نرسیده به دوراهیِ خشم، کوچه‌ی صبر، پلاکِ قدیمش واگذاریه و پلاک جدیدش دایورت! زنگ رو که زدی، یه بغلِ باز "آرامش" میاد به ... دیدن ادامه ›› استقبالت!

یه‌کم ممکنه بد مسیر باشه و "سخت" پیداش کنی، ولی به لذّتِ حالی که توش پیدا می‌کنی، می‌ارزه. حالی که اگه عالم و آدم به هزار انگشت، به ناپاکی و خطا، تو رو نشونه برن، همین که خودت از تهِ دلت خبر داری، همین که می‌دونی صاف بودی و راست، همین که بدهکار باور و احساست نیستی، بی‌نیاز از تفسیر و توضیح، لبخند می‌زنی و بی‌سروصدا "عبور" می‌کنی.

بالاترین و بی‌نقص‌ترین آرامشی که می‌شه در "رضایت" از خودت پیداش کنی. اینکه؛ تو «انسان رو رعایت کردی. خود اگر شاهکارِ خدا بود یا نبود».

چراغِ حرف‌ها و حدیث‌ها به گذر روزگار، کم‌سوتر و خاموش می‌شه و تنها نوری که بجا می‌مونه، برقِ اشکیه که بعد از "رهایی" به گونه‌هات می‌شینه 🫂
۵ ساعت پیش
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید