نقش رسانه در بازتاب هنر در ایام جنگ
تاریخ انتشار : ۲ اردیبهشت ۱۴۰۵
رسانه در زمان جنگ، فارغ از کارکرد خبری صرف، به میدانی راهبردی برای روایتسازی و بازتعریف هویت هنری تبدیل میشود. هنر در این بستر، دیگر صرفاً پدیدهای زیباییشناختی نیست، بلکه به سلاحی روایتی، ابزاری برای بقای حافظه جمعی و روشی برای مقاومت فرهنگی بدل میگردد. تحلیل راهبردی این نقش، بر سه محور کلیدی استوار است:
۱. دوسویگی راهبردی: از تحریف تا مستندسازی
رسانه به دلیل ماهیت دوگانه خود، هم میتواند «آینه تمامنما» و هم «دستگاه تحریف» باشد. از یک
... دیدن ادامه ››
سو، امکان انتشار آثار هنری (عکاسی، نقاشی، شعر، موسیقی، سینمای کوتاه) را به صورت لحظهای و فرامنطقهای فراهم میکند و هنرمندان مناطق جنگی را به جهان پیوند میزند. از سوی دیگر، با الگوریتمها و سوگیریهای خبری، هنر را در قاب «قربانیسازی کلیشهای» یا «قهرمانسازی ابزاری» محصور میکند. راهبرد هوشمندانه، بهرهگیری از رسانههای مستقل و مردمی (مانند شبکههای اجتماعی و مستندهای مشارکتی) برای خنثیسازی این تحریف است.
۲. هنر به مثابه «جنگ نامتقارن» روایتی
در جنگی که زیرساختهای فرهنگی هدف قرار میگیرند (موزهها، کتابخانهها، اماکن تاریخی)، رسانه راهی برای «تابآوری هنری» میگشاید. پلتفرمهای دیجیتال، گالریهای مجازی، اجرای زنده موسیقی از پناهگاهها و انتشار شعر از ویرانهها، روشی برای مقابله با «فراموشسازی» دشمن است. در این بستر، رسانه به عملیاتهای «حقیقتیابی بصری» کمک میکند: نقاشی دیواری مقاومت، گرافیتی روی دیوارهای بمبارانشده یا آهنگهای اعتراضی، به اسناد تاریخی بازدارنده بدل میشوند.
۳. مخاطب راهبردی: تغییر نقش از تماشاگر به کنشگر
رسانه با بازتاب هنر جنگی، مخاطب را منفعل نگه نمیدارد. بلکه او را به «شاهد فعال» تبدیل میکند. اینفلوئنسرهای فرهنگی، روزنامهنگاران شهروند و بلاگرهای هنری، زنجیره تولید و توزیع معنای جدیدی خلق میکنند. راهبرد کلیدی، استفاده از «هنر تعاملی» در رسانه است: پویشهای نقاشی کودکان جنگی، آرشیوهای مشارکتی خاطرات صوتی و تصویری، و ساخت بازیهای جدی (serious games) با درونمایه هنر مقاومت، همگی بازتاب هنر را از انفعال به تعامل سوق میدهند.
نتیجهگیری راهبردی
در ایام جنگ، رسانه هم «حافظ» و هم «تفسیرگر» هنر است. برای ایفای نقشی اثربخش، باید به سه اصل پایبند باشد:
۱. اخلاق بازنمایی
(بدون کلیشهسازی قربانی و بدون تقدسزدایی از رنج)
۲. ایجاد حافظه بصری در لحظه
(آرشیو لحظهای آثار در معرض نابودی)
۳. شبکهسازی مقاومت فرهنگی
(پیوند هنرمندان درون جنگ و بیرون جنگ از طریق رسانههای فروملی)
نقش راهبردی رسانه در این میان، نه «انعکاس» بلکه «تولید معنا در بحران» است. اگر رسانه از هنر در جنگ صرفاً تصویری تزئینی یا تبلیغاتی ارائه دهد، شکست خورده است؛ اما اگر بتواند هنر را به «نیروی میدانی حقیقتیاب» بدل کند، خود به جزیی از هنر مقاومت مبدل میشود.
دکتر سمیه ولیان
رئیس میز فرهنگ، هنر و رسانه در مدیریت بحران دانشگاه عالی دفاع ملی