در روز
از روز
تا روز
آغاز از ساعت
پایان تا ساعت
دارای سانس فعال
آنلاین
کمدی
کودک و نوجوان
تیوال | علی اصغری صفدر: داداشم سعدی حکایت میکنه که: یه مریدی رفت پیش استاد پیرش و شروع کرد به
SB > com/org | (HTTPS) localhost : 10:58:11
داداشم سعدی حکایت میکنه که:
یه مریدی رفت پیش استاد پیرش و شروع کرد به نق و ناله که: ملت همش میان خونه‌ی ما که منو زیارت کنن(دستشونو میمالن به من بعدش میمالن به خودشون) هی خلوت منو به هم میزنن و آسایشم از بین میره. وات تو دو، وات نات تو دو؟
پیر گفت: به اونایی که بی پولن، صد تومن دستی بده و از اونایی که پولدارن، صد تومن دستی بخواه. دیگه سگ هم طرفت نمیاد.

گر گدا پیشرو لشگر اسلام بُوَد/کافر از بیم توقع برود تا در چین

گلستان
باب دوم، در اخلاق درویشان
حکایت شماره ۳۶
وای چه خوب بود این
سعدی چه حکایتایی داره من تاحالا نشنیدم😂😭
۲۴ اردیبهشت
انتظار داشتم استاد پیرش هم همون رفتار رو کنه.😂
۲۴ اردیبهشت
ویگن اوانسیان
انتظار داشتم استاد پیرش هم همون رفتار رو کنه.😂
اونو زیاد زیارت کردن بار الکتریکی داره برق میگیرتت😁
۲۴ اردیبهشت
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید