در روز
از روز
تا روز
آغاز از ساعت
پایان تا ساعت
دارای سانس فعال
آنلاین
کمدی
کودک و نوجوان
تیوال | علی اصغری صفدر
SB > com/org | (HTTPS) localhost : 20:13:20
«تیوال» به عنوان شبکه اجتماعی هنر و فرهنگ، همچون دیواری‌است برای هنردوستان و هنرمندان برای نوشتن و گفت‌وگو درباره زمینه‌های علاقه‌مندی مشترک، خبررسانی برنامه‌های جالب به هم‌دیگر و پیش‌نهادن دیدگاه و آثار خود. برای فعالیت در تیوال به سیستم وارد شوید
داداشم سعدی حکایت میکنه که:
با رفیقام تو دمشق یه مدت هنگ اوت میکردم که دچار دپرشن شدم و زدم بیرون سمت بیابونای قدس. با جک و جونورا رفیق شده بودم و تو حال خودم بودم که یه سری اروپایی مسیحی اسیرم کردن. بردنم به خندق شهر طرابلس(منظور پایتخت لیبی نیست، اسم یه شهر بندریه در شمال غربی لبنان) و اونجا با یه سری یهودی گل لگد میکردیم.
یکی از گنده های شهر حلب که یه هیستوریی باهم داشتیم منو دید و شناخت. گفت: ای برادر ناموسا این چه فازیه؟ گفتم: والا از آدمیزاد خسته شدم زدم به بیابون با حیوانات رفیق شدم. از بدشانسی حالا ببین چی به روزم اومده که تو این طویله باید واسه این غریبه ها کار کنم.

پای در زنجیر پیش دوستان/ به که با بیگانگان در بوستان

خلاصه این یارو دلش سوخت و ده دینار داد ما رو آزاد کرد و برد به شهر حلب. وقتی رسیدیم یه دختری داشت که اون هم به عقد من درآورد با مهریه‌ی ... دیدن ادامه ›› صد دینار. یه مدت گذشت دیدم این دختره همش منو منیپیولیت میکنه و اذیت و آزار و خلاصه عیشمو کور میکرد.

زن بد در سرای مرد نکو/ هم در این عالم است دوزخ او
زینهار از قرین بد زنهار/ وَ قِنا رَبَّنا عَذابَ النّار

یه روز اومد بهم تیکه بندازه گفت: تو همونی نیستی که بابام با ده دینار از دست مسیحیا آزادت کرد؟ گفتم: آره من همون لوزری ام که بابات با ده دینار آزادم کرد و با صد دینار گرفتار تو کرد.

شنیدم گوسپندی را بزرگی/ رهانید از دهان و دست گرگی
شبانگه کارد بر حلقش بمالید/ روان گوسپند از وی بنالید
که از چنگال گرگم در ربودی/ چو دیدم عاقبت خود گرگ بودی

گلستان
باب دوم در اخلاق درویشان
حکایت شماره ۳۱
اصول تکدی گری در ایران(شاید به زودی هممون نیاز پیدا کنیم):
۱.تسلط به زبان ها و گویش های محلی برای تحریک به کمک همشهری ها
۲.تحریک احساسات جمعی(جهیزیه دختر دم بخت، هزینه بیمارستان، اجاره خونه) و ساختن ترانه های محلی به صورت بداهه در باب این موضوعات
۳.درآمدن به هیبت جنگ زدگان غزه
۴.انداختن سوز گدازنده در صدا هنگام گفتن کلمه "برادرا"
۵.پلی کردن آهنگ هایی با موضوع مادر از بلندگوهای دزدیده شده از بهشت زهرا(not working on Z generation)
فریبا
سااااااالهاست نه پولی به کسی میدهم نه جنسی از افراد میخرم و خیلی هم از تصمیمم خوشحالم 😁 اگر هم بخوام کمک کنم، به خیریه پول میدم
به محک بده
به کمیته امداد ندی یه وقت😁
۴ روز پیش، سه‌شنبه
علی اصغری صفدر
به محک بده به کمیته امداد ندی یه وقت😁
به هیچ کدوم نمیدم 😁
با یک خیریه کار میکنم و به همونها میدم
۳ روز پیش، چهارشنبه
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
هرچند که هُرم عشق شد عالم‌سوز
نآورده دوام بیش از چندین روز
یاد آر که دوست دخترت می فرمود:
"میمیرم" و بی تو زنده ماندست هنوز

علی اصغری صفدر
داداشم سعدی در مذمت شوگرددی میگه یه روز تو پارک دانشجو نشسته بودم که یه پیرمردی اومد و درحالی که دستشو روی پام نذاشته بود حکایت کرد که:
یه دختر جوونی رو گرفته بودم. کلی براش خرج میکردم و شوخی موخی میکردم که به هم نزدیک تر بشیم و نترسه و اینا. بهش میگفتم که: بختت بلنده که یه پیر گیرت اومده که سرد و گرم روزگار چشیده و باهات مهربونه و وفاداره و وضعش هم خوبه. چی ان این جوونا که بداخلاقن و هردقیقه دلشون هوس یکی دیگه رو میکنه و دوزار ته جیبشون نیست.
دختره برگشت گفت: تموم شد؟ خیلی تاثیرگذار بود. ولی کل این حرفایی که زدی، به اندازه‌ی اون حرفی که از قابله‌ام شنیدم منطقی نیست که گفت: اگه تو پهلوی یه زن جوون تیر بشینه، بهتر از اینه که پیر بشینه.

زن کز بر مرد، بی رضا برخیزد/ بس فتنه و جنگ از آن سرا برخیزد
پیری که ز جای خویش نتواند خاست/ الّا به عصا، کِی‌اش ... دیدن ادامه ›› عصا برخیزد؟

خلاصه نشد و طلاق گرفتیم. بعد ۳ ۴ ماه دادنش به یه جوون بداخلاق عصبی بی پول. دهنش سرویس میشد ولی همش خدا رو شکر میکرد که از اون عذاب الیم خلاص شدم و به این نعمت پایدار رسیدم.

با تو مرا سوختن اندر عذاب/به که شدن با دگری در بهشت
بوی پیاز از دهن خوبروی/نغزتر آید که گل از دست زشت

گلستان
باب ششم: در ضعف و پیری
حکایت شماره‌ی ۲
حاجیمون درباره شوگرمامی سخنی نفرمود؟
۰۵ اردیبهشت
سالار ناجی
نگیر باشه که میشه bitter momy 😬 خب اون خانم اول کارفرماش بوده و مدتی زیادی باهم بودن و بعد همسرش میشه تا جایی که میدونم صفر تا صد مخارج هم با خودش بوده، تا اونجا که اگر نبود احتمالا ما ...
دیگه کار از کار گذشته😁
۰۶ اردیبهشت
سالار ناجی
نگیر باشه که میشه bitter momy 😬 خب اون خانم اول کارفرماش بوده و مدتی زیادی باهم بودن و بعد همسرش میشه تا جایی که میدونم صفر تا صد مخارج هم با خودش بوده، تا اونجا که اگر نبود احتمالا ما ...
پس ریشه تمام مشکلات ما مشخص شد
اونی که هزینه ها رو داده😁😁
۰۶ اردیبهشت
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
کلمه‌ای هست به نام "التقاط"
بخوام ساده بگم یعنی از چندجا گرفتن و اگه بخوام مفصل بگم، به معنی دستچین کردن و کنار هم گذاشتن چیزها و اندیشه های بی ربط و نامتقارن در کنار همدیگست.
مثل اتفاقاتی که بعضی وقتا تو تئاتر ما میوفته که طرف میاد یه اثر کلاسیک مثل مکبث یا هملت رو با یه چیز ایرانی ترکیب میکنه که مثلا نوآوری کنه ولی گند میخوره به هردوش.
یه چی تو مایه های پیتزای قرمه سبزی که نه پیتزاست نه قرمه سبزی.
تئاترهایی که معمولا "متجمل" هم هست ولی "جمیل" نیست.
حالت بدترش اوناییه که میان آثار کلاسیک خارجی یا آثار قدیمی خودمون رو با ژانر طنز جلف یا "Pejman Jamshidic comedy" (یا حتی جلف تر و بی مزه تر: "Mohsen Kiaeistic comedy") ترکیب میکنن و تئاتر کلاسیک رو به تئاتر سمت تئاتر آزاد میبرن.
خب نکن دیگه.
سینمای کمدی ایران: پژمان جمشیدی + سام درخشانی (یا یک زوجه دیگر) + حضور بازیگری دون‌پایه از کشور دوست و همسایه ترکیه برای بی حجاب بودن + حضور مضامینی اخلاقی مانند خیانت، رانت خواهی، دزدی و کلاهبرداری و یا طماع بودن در جهت قماربازی + استفاده از موسیقی خوانندگانی که لس‌آنجلسی خطاب میشن + رقص مردان و دست زدن زنان + پایان جلف اما خوش
۰۳ اردیبهشت
پیام بهرام
سینمای کمدی ایران: پژمان جمشیدی + سام درخشانی (یا یک زوجه دیگر) + حضور بازیگری دون‌پایه از کشور دوست و همسایه ترکیه برای بی حجاب بودن + حضور مضامینی اخلاقی مانند خیانت، رانت خواهی، دزدی و کلاهبرداری ...
۵ مورد رو از قلم انداختی: پارتی، استخر، هاوایی، شلوارک، کراوات
۰۳ اردیبهشت
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
دیروز بدون این که خبر داشته باشم تولد ۸۹ سالگی جک نیکلسون دوس داشتنیه نشستم به تماشای این فیلم؛ بازیگری که برنده‌ی ۳ جایزه‌ی اسکار شده و از آخرین فیلمی که بازی کرد ۱۶ سال میگذره.
پرواز بر فراز آشیانه‌ی فاخته ۱۹۷۵(یا معادل ساده تری که تو فارسی براش گذاشتن: دیوانه از قفس پرید).
فیلمی بر اساس رمانی که تقریبا ۱۳ سال قبل از فیلم نوشته شده و اولین اسکار بهترین بازیگر رو برای نیکلسون به ارمغان آورد.
خوبی فیلمای قدیمی تر اینه که اکثرشون واقعا فیلمن؛ ساختارشون درسته، بازی ها قوی و تاثیرگذاره(بدون ادا اطوار اضافی)، جهت دار و ایدئولوژیک نیست(یا بهتر بگم هنوز نتفلیکس نیومده بود تر بزنه به همه چی)، گاهی تا لحظات آخر نمیتونی حدس بزنی چی میشه و در نهایت این که فیلمهای قدیمی تر باعث میشن از زمان و مکان کنده بشی. بسته به این که فیلم چقدر قوی و تاثیرگذار باشه.
مثلا هیچوقت یادم نمیره بعد از تماشای رستگاری از شائوشنگ حدود یه ماهی این کنده شدن رو داشتم(من چیزی نمیکشم).
این فیلمو هفت هشت باری دیدم
دو بارم کتابشو خوندم
👍👍👍👍
۰۳ اردیبهشت
شقایق مطیع
این فیلمو هفت هشت باری دیدم دو بارم کتابشو خوندم 👍👍👍👍
من تازه دیشب دیدم و پایان غیرمنتظرش واقعا غافلگیرم کرد.
و میدونی فیلم های اقتباسی که اکثر فیلمای هالیوود رو تشکیل میدن معمولا بهتر از بقیه‌ی فیلم ها درمیاد. حالا ما تو ایران اندازه موهای سرت "نویسنده و کارگردان" داریم که اکثرا بعدا گندش درمیاد که کپی کار بودن.
۰۳ اردیبهشت
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
آن که پیش از من آمده بود شخم زد
من بذر محبت افشاندم
و بعدی درو خواهد کرد

علی اصغری صفدر
حسین چیانی این را خواند
۲ نفر این را امتیاز داده‌اند
چه معنی داره آدم تو شرایط جنگی شعر بگه😉😁
۰۲ اردیبهشت
شقایق مطیع
چه معنی داره آدم تو شرایط جنگی شعر بگه😉😁
مال پارسال همین حوالیه دختر
جدید نیست😁
شاید اصلا شب آخرمون روی زمین باشه
هوم؟😉
۰۲ اردیبهشت
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
داداشم سعدی(علیه الرحمه) تو گلستان یه حکایت زیبایی داره:
میگه یه سال طرفای بلخ در حال سفر بودم و مسیر حرکتمون خطرناک و پر از راهزن بود. با یه جوونی رفیق شدم هیکل اووووف؛ دیوارای قدیمی رو با یه هل مینداخت و درختای جوون رو از ریشه درمیاورد.
ولی خب خودمونیم نازپرورده بود و بچه مایه؛ یعنی فقط هیکلش درشت بود، نه جنگی دیده بود نه تجربه‌ای داشت. ما همینجوری داشتیم میچرخیدیم که دوتا هندو از پشت یه صخره‌ای پریدن بیرون و خواستن ما رو غارت کنن. من به پسره گفتم: حالا که اینا با پای خودشون اومدن تو گور، وقتشه زور و بازوتو نشون بدی. یهو دیدم تیر و کمان از دستش افتاده و چهارستون بدنش داره میلرزه. چاره‌ای نداشتیم جز این که لباس و سلاح و پولامونو بذاریم و الفرار.

نه هرکه موی شکافد به تیر جوشن‌خای
به روز حمله‌ی جنگاوران ... دیدن ادامه ›› بدارد پای

یکم اردیبهشت روز بزرگداشت سعدی و روز نثر فارسی گرامی باد.
و خب از اونجایی که سایت گنجور فیلتره(مثل ویکی پدیا و سایر سایتهای علمی که خب اصلا چه معنی داره وسط جنگ آدم شعر بخونه هان؟) آدرس میدم که اگر کتاب رو در اختیار دارید برید اصلشو بخونید: گلستان، باب هفتم: در تاثیر تربیت، حکایت شماره ۱۷
اوه راستی این حکایت رو دوبار بخونید😁
جناب صفدر، بنده خیلی با اخوی محترم، جناب سعدی کیفور میشم. کاش بیشتر از حکایاتش برامون بفرمایید.
۰۱ اردیبهشت
سالار ناجی
گاهی دوستان روی علایق و سلایقشون تعصب دارن از این روی نخواستم نظرم گارد یا بی احترامی به سلیقه و تجربه ی شما و همچنین سروده های شاعران غیر معاصر تلقی بشه
یه فلسفه خونده نمیتونه رو چیزی تعصب داشته باشه😊
هیچ سلیقه و نظری قابل احترام نیست بلکه این افرادن که قابل احترامن(اون هم تا زمانی که خلافش ثابت نشه)
سلیقه و نظر میتونه زشت یا اشتباه باشه.
اما در مورد اولی صرفا میشه واکنش توصیفی داد(مثلا یه نفر محسن ابراهیم زاده یا معین زد رو خواننده میدونه درحالی که من صرفا یه دلقک میدونم و سطح موسیقی این دو نفر ضعیفه، اما نمیتونم بهش بتوپم که چرا گوش میدی چون سلیقشه و شخصیه) و در مورد دومی میشه وارد بحث شد و استدلال کرد.
۰۱ اردیبهشت
علی اصغری صفدر
یه فلسفه خونده نمیتونه رو چیزی تعصب داشته باشه😊 هیچ سلیقه و نظری قابل احترام نیست بلکه این افرادن که قابل احترامن(اون هم تا زمانی که خلافش ثابت نشه) سلیقه و نظر میتونه زشت یا اشتباه باشه. اما ...
این نظر شماست و قابل احترام !
بنده فارغ از اینکه طرف مقابلم فلسفه دان هست یا عارف،همین که از اهل هنر باشن سلیقشون برام محترم هست و اگر نظری خلافشون رو هم داشته باشم با ذکر احترام اون رو قید میکنم
۰۱ اردیبهشت
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
مرز باریکی بین "امیدوار" بودن و "خوشبین" بودن وجود داره.
امید یه جنس باارزشه ته انبار مغازت؛ یعنی اصلا باید ته انبار باشه تا از نگاه و دست دیگران در امان باشه.
و خوشبینی مثل ویترین خوشگل همون مغازست که با یه آجر میتونه بیاد پایین.
برای همین آدمای واقعا امیدوار، نه با ۴ تا جمله‌ی عنگیزشی و اتفاق خوب امیدشون بالا میره، نه با ۴ تا جمله‌ی ناامیدکننده و اتفاق ناگوار امیدشون از بین میره.
و راستشو بخوای، مدت هاست که خوشبینی، حداقل اینجا، نشونه‌ی بلاهته :)
اینجا البته امیدوار بودن هم کمی ساده لوحانه س
۳۱ فروردین
hirbods
نظریه نامحبوب متهوران در شکارها و جنگ ها و انقلابها و اعتراضات و باقی کنشهای پر خطر از میان رفتند گویا ما از نسل امیدواران و ترسوها باشیم
تا کور شوند اونایی که داروین رو قبول ندارن.
امیدوار و ترسو رو مطمئن نیستم ولی احتمالا تهش از انطباق‌پذیرسانان خواهیم شد.
۳۱ فروردین
علی اصغری صفدر
تا کور شوند اونایی که داروین رو قبول ندارن. امیدوار و ترسو رو مطمئن نیستم ولی احتمالا تهش از انطباق‌پذیرسانان خواهیم شد.
قطعا سخن جناب درست و ترسیدن و امیدواری نوعی از انطباق است
۳۱ فروردین
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
زآن روز که قیمه ریخت در کاسه‌ی ماست
مردانگی و زنانگی روی هواست
روز همه دختران مبارک بادا
غیر از فمنیست، چون برابر با ماست

علی اصغری صفدر
حسین چیانی این را خواند
۱ نفر این را امتیاز داده‌است
عذر میخوام شعرتون دوپهلو است یا من اینطور حس میکنم؟!
من خودم مطلقا فمنیست یا هر ایسم دیگه ای نیستم . سعی میکنم از هر ایسمی چیزهایی که به دردم میخوره و با من سازگاره بردارم و به کار بگیرم.
از قسمت اول شعرتون خوشم اومد:
زآن روز که قیمه ریخت در کاسه‌ی ماست
مردانگی و زنانگی روی هواست
باقیش یکم برام ابهام داره چون نمیدونم شما خواستین بگین سنت گرا هستین یا بر عکس طعنه زدین به مخالفین نابرابری جنسیتی..!
۳۰ فروردین
روژان امیری
عذر میخوام شعرتون دوپهلو است یا من اینطور حس میکنم؟! من خودم مطلقا فمنیست یا هر ایسم دیگه ای نیستم . سعی میکنم از هر ایسمی چیزهایی که به دردم میخوره و با من سازگاره بردارم و به کار بگیرم. از ...
اصولا طنزپردازی با ایهام و ابهام و دوپهلو حرف زدن پیوند محکمی داره و معمولا طنزپرداز نباید بیاد حرفش رو توضیح بده. درست مثل توضیح دادن یه جوک که کاملا بی مزش میکنه.
ولی اگه درباره‌ی خودم میخوای بدونی من هم اهل هیچ ایسمی نیستم(گرچه بیشتر به راست گراها علاقه دارم) و نه واقعا سنت گرا هم نیستم. و کلا از واژه‌ی برابری بیزارم و ترجیحم کلمه‌ی عدالته.
چون برابری لزوما به معنی عدالت نیست. شما هم هرجا کلمه‌ی برابری رو دیدی فرار کن چون احتمالا ستمی قراره بشه یا حقی ضایع بشه.
۳۰ فروردین
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
نیستم مورد علاقه‌ی کس
جنس مرغوب بی خریدارم
یک عتیقه درون موزه‌ی لوور
ویترین پرکنی گرفتارم
هرکه دستش رسید، می دزدد
دو سه روزی و بعد سربارم
لااقل کاش این مشخص بود
در نهایت کجا رسد کارم
آی پایان خوب یا بد من
زودباش این قدر نیازارم
که اگر اینچنین ادامه دهم
تا ابد همچنان خودآزارم

علی اصغری صفدر
حسین چیانی این را خواند
روژان امیری این را دوست دارد
سالار ناجی، مهسا و ویگن اوانسیان این را امتیاز داده‌اند
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
-...سرطان مثل دونه های انار تو بدنم پخش شده...
رنگ انار روایت زندگی های یخ زده‌ی انسان هاست. شما رو به سردترین و دورترین نقاط شوروی سابق میبره تا توقف زمان رو حسابی حس کنید. محبوس بودن در زندان هایی که حتی خارج از فضای فیزیکی زندان هم شما رو رها نمیکنن. در عین حال در همون خفگی و تیرگی هنوز برق امید و شور زندگی در چشم های آدم ها پدیدار میشه.
در آثار بهنام ترابی همیشه زنانگی جلوه میکنه و این امضای کارهاشه که خیلی به چشم میاد. استفاده از نور یخی واقعا هوشمندانه بود و فضای سرد و منجمد و کندی زمان رو به خوبی نشون میداد. بازی سه کاراکتر سرطانی فوق العاده بود مخصوصا که دوتاشون در دو نقش بازی می کردن. نقش دکتر رو هم دوست داشتم که به نوعی نماینده‌ی حل شدگی و فراموش شدگی انسان در سیستم های تمامیت خواه و ایدئولوژیک بود. گریم ها بسیار مفصل و با جزئیات بود و در نهایت اتاق فرمان که به بهترین نحو نور و موسیقی رو مدیریت میکرد که برای یه کار ۲۱۰ دقیقه‌ای کار سنگینیه. خداقوت میگم به کل تیم.
یک نمایش فوق العاده با ابعاد روانشناختی که فرد رو به فکر عمیق فرو می بره
به نظرم خیلى جاى بحث داره و یک نمایش پر از معنا و مفهوم بود حتما یکبار دیگه دوست دارم ببینم. نقش سهیلا خیلی درخشیدن و همچنین نقش الهام رسولی و پرویز بسیار با بیننده ارتباط برقرار می کرد خسته نباشید
۱۱ آبان ۱۴۰۰
نيكا محمدى
به نظرم خیلى جاى بحث داره و یک نمایش پر از معنا و مفهوم بود حتما یکبار دیگه دوست دارم ببینم. نقش سهیلا خیلی درخشیدن و همچنین نقش الهام رسولی و پرویز بسیار با بیننده ارتباط برقرار می کرد خسته نباشید
ممنون از نطر ارزشمند شما و اینکه برای تاتر و هنر ارزش و توجه قایل میشین??
۱۹ آبان ۱۴۰۰
واقعا نمایش خوبی بود.
شخصیت نیما به نسبت با نقشش احساس راحتی میکرد، و دکتر پرهام عالی بود، تعادل میان یه بازی اغراق آمیز و تاثیر گذاری رو خیلی خوب رعایت کرده بود و روان پریشی رو غیرمستقیم به خوبی در پشت کارکترش نشون میداد، به همه خسته نباشید میگم???
۱۹ آبان ۱۴۰۰
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
 

زمینه‌های فعالیت

تئاتر
شعر و ادبیات
سینما

تماس‌ها

09336512263