داداشم سعدی در بعضی حکایاتش خیلی قشنگ تشریح میکنه که: هرچی سیب سرخه، خر گاز میزنه. این موضوع سابقهی طولانی داره پس سعی کنید زیاد تعجب نکنید.
خلاصه آوردهاند که وقتی هارون الرشید خلیفهی عباسی، مصر رو تصرف کرد گفت: بخاطر گناه اون مرتیکه(منظورش فرعونه) که به پشتوانهی حکومت به این سرزمین ادعای خدایی کرد، اینجا رو میدم دست خسیس ترین و داغون ترین افرادم که ادارش کنن. ظاهرا یه غلام سیاه داشت به اسم خصیب که طرف با تست آی کیوی الآن نمرش میشد حدود ۵۰(محدودهی عقب ماندگی ذهنی). خلاصه حکومت مصر رو داد دست این نیگا.
یه روز یه تعدادی از کشاورزا میان پیش این نیگائه میگن: yo nigga، پنبه کاشته بودیم؛ بارون بدموقع اومد محصولمون خراب شد.
نیگا برگشت گفت: خب اسکلید دیگه؛ باید پشم می کاشتید.
به نادانان چنان روزی رسانند/ که دانا اندر آن عاجز بماند
اوفتادست در جهان بسیار/ بی تمیز، ارجمند و عاقل، خوار
کیمیاگر به غصه مرده و رنج/ ابله اندر خرابه یافته گنج
گلستان
باب اول در سیرت پادشاهان
حکایت شماره ۳۹