در روز
از روز
تا روز
آغاز از ساعت
پایان تا ساعت
دارای سانس فعال
آنلاین
کمدی
کودک و نوجوان
تیوال | هومن بنایی درباره نمایش گاو‌داری: «گاوداری»؛ آینه‌ی درهم‌شکسته‌ی اقتدار، در قابِ اجراییِ محدود . نما
SB > com/org | (HTTPS) localhost : 00:47:51
«گاوداری»؛ آینه‌ی درهم‌شکسته‌ی اقتدار، در قابِ اجراییِ محدود

.
نمایش «گاوداری» با نویسندگی باقر سروش و کارگردانی محمد نژاد، اثری است که با ظرافت به لایه‌های عمیقِ خانوادگی و اجتماعی پرداخته و مخاطب را به سفری تأمل‌برانگیز در مواجهه با مفاهیمی چون اقتدار، انکار و تبعیض دعوت می‌کند. متن سروش، با هوشمندیِ دراماتیک، از دلِ فضایی تلخ و نفس‌گیر همچون کشتارگاه، روایتی را استخراج می‌کند که در آن مرگِ پدر نه تنها پایانِ یک زیست، بلکه آغازِ بازخوانیِ روابط و باورهایِ شکل‌گرفته در سایه‌ی اقتدارِ اوست. نویسنده با چیره‌دستی، موفق شده است تا میانِ پیرنگِ قصه و مضامینِ فلسفی، پیوندی استوار برقرار کند؛ حضورِ غایبِ پدر، معمارِ اصلیِ معمایِ نمایش است و غیبتِ او، فرصتی برای فرزندان فراهم می‌آورد تا در مواجهه با میراثِ او، به درکِ تازه‌ای از خود و روابطِ خانوادگی دست یابند. این درک، با آشکار شدنِ باختنِ بخشی از کشتارگاه در قمار، ابعادِ جدیدی می‌یابد و فروپاشیِ اقتدارِ پدر را نه تنها به عنوان یک فقدان، بلکه به مثابه یک افشاگریِ عمیق‌تر به تصویر می‌کشد. ساختارِ دراماتیکِ اثر، از انسجامِ قابلِ قبولی برخوردار است و نویسنده با تمرکز بر جذابیتِ محتوایی، مخاطب را تا پایانِ نمایش با خود همراه می‌سازد؛ هرچند شاید در برخی بزنگاه‌ها، بسطِ برخی ایده‌ها می‌توانست با جزئیاتِ بیشتری ... دیدن ادامه ›› همراه باشد.
.
اجرای محمد نژاد نیز، با درکِ درست از ظرفیت‌هایِ رواییِ متن، تلاش کرده است تا جهانِ «گاوداری» را به گونه‌ای ملموس بر صحنه بنشاند. گروهِ بازیگرانِ جوانِ نمایش، با انرژی و دغدغه‌مندیِ قابلِ توجهی، بارِ سنگینِ انتقالِ مفاهیمِ اثر را بر دوش کشیده‌اند و در خلقِ فضایی متشنج و پر از تردید، موفق عمل کرده‌اند. ریتمِ اجرا، هرچند در برخی لحظات دچار فراز و نشیب می‌شود، اما در مجموع توانسته است حسِ تعلیق و پیچیدگیِ موقعیت را به مخاطب منتقل کند. استفاده از «جسد» به عنوان یک عنصرِ مرکزی در صحنه، از همان ابتدا، توجهِ تماشاگر را جلب کرده و او را درگیرِ معمایِ پیشِ رو می‌سازد؛ حضوری که گویی بارِ سنگینِ گناهان و رازهایِ خانوادگی را بر دوش می‌کشد و تمامیِ کنش‌هایِ شخصیت‌ها را تحتِ تأثیرِ خود قرار می‌دهد. این جسد، نمادی قدرتمند از حضورِ مرگ و تبعاتِ آن در زندگیِ بازماندگان است و تقابلِ ظاهریِ شخصیت‌ها با آن، خود به لایه‌ای از انکار و پیچیدگیِ دراماتیک می‌افزاید.
.
با این حال، در کنارِ نقاطِ قوتِ یادشده، «گاوداری» در جنبه‌ی طراحیِ صحنه با چالش‌هایی روبروست که اندکی از دستیابیِ کاملِ اثر به پتانسیل‌هایش جلوگیری می‌کند. فضایِ خانه به عنوان بسترِ اصلیِ نمایش، بیش از آنکه فضایی زنده و پذیرایِ کنش‌هایِ شخصیت‌ها باشد، بیشتر شبیه به یک محلِ عبور و مرور یا نقطه‌ای برای ورود و خروجِ بازیگران طراحی شده است. این محدودیت در طراحیِ صحنه، فرصتِ استفاده‌ی بیشتر از پتانسیل‌هایِ بصری و فضاییِ متن را از کارگردان و گروهِ اجرایی گرفته است. خانه، به عنوان نمادی از خانواده و روابطِ درونی، باید قادر باشد تا عمقِ احساسات، تنش‌ها و رازهایِ شخصیت‌ها را بازتاب دهد، اما در این اجرا، فضا بیش از حدِ مینیمال و کاربردی باقی مانده و نتوانسته است به بستری غنی برای شکل‌گیریِ درام تبدیل شود. علاوه بر این، حفظِ یکپارچگیِ حسی و شیمیِ میانِ بازیگران در طولِ نمایش نیز همچنان چالش‌برانگیز است؛ گاهی شاهدِ گسست‌هایی در هارمونیِ اجرا هستیم که می‌تواند به دلیلِ تفاوت در سبک‌هایِ بازیگری یا عدمِ تسلطِ کامل بر ضرب‌آهنگِ دقیقِ دیالوگ‌ها باشد.
.
با این وجود، «گاوداری» نمایشی است که با جسارتِ خود در طرحِ مضامینِ دشوار و تلاشِ گروهیِ جوان برای ارائه‌ی اجرایی متفاوت، شایسته‌یِ توجه و تقدیر است و نقاطِ ضعفِ آن، بیش از آنکه از ارزشِ ذاتیِ اثر بکاهد، نشان از ظرفیت‌هایِ بالقوه‌ی بیشتری دارد که با کارِ بیشتر، قابلیتِ شکوفاییِ کامل را داراست.