در خصوص «خلاصه: اقتباسی از دوزخ سارتر»، کلمه به کلمهی نمایشنامهی دوزخ یا خروج ممنوع بود. اینکه پرفورمنس داشته باشن یا آخر نمایش ژان و فرانکل بیان با هم صحبت بکنن، اقتباس نیست.
در خصوص پرفورمنس: خیلی هماهنگ و خوب بودن همگی با هم ولی نه با موزیک، یه تاخیر چندصدمیلیثانیهای داشتن، که باعث میشد حرکات رندوم (تصادفی) بهنظر برسه. در کل موزیک فرم نداشت، چه زنده (بهجز آهنگ اول با ساکسوفون و پیانو) و چه پلیبک، نواختن قطعههای شوپن بین تعویض صحنههای یک نمایش (تکپردهای) بیشتر از فضا دور میکرد ما رو. ورود و خروج متعدد این اجراگرها که دلیل دراماتیکی برای بودنشون پیدا نکردم، اون هم در اتاقی که درهاش بستهس و راه خروجی نیست، در سبک «من اسم متنو میذارم اقتباس و هر کاری دلم میخواد میکنم» قرار میگیره.
در خصوص بازیگرها، بدن و بیان کاملاً متفاوت از سبک اثر، نقش کارگردان در هدایت بازیگرها دیده نشد. عینک گارسن (یا گارسین) که شیشه داره و میشه بهعنوان آینه ازش استفاده کرد، و اینکه با کفشهای پاشنه بلند و رسمی از این طرف سالن به اون طرف سالن میدویدن و فقط دیالوگ میگفتن، مکث معنای خودش رو در این نمایش از دست داده بود.
در کل حس من این بود که عیناً ایدهی این اجرا رو (پرفورمنس، دواندوان از این طرف سالن به اون طرف سالن رفتن، صرفاً داد زدن و دیالوگ گفتن) سال ۱۴۰۲ در عمارت ارغوان دیده بودم.