در واقع نمایش نبود ولی هرچی که بود خیلی دلچسب بود🤩 انگار تو قهوه خونه تو بوشهر نشسته باشی و به خاطرات قدیمی محلی گوش بدی. اینکه اون همه ادم که تکه هایی از داستان ها بودن اونجا بودن، قسمت هایی رو خودشون تعریف میکردن، چایی میخوردن، سیگار میکشیدن، عزاداری میکردن، میرقصیدن و ... خیلی صمیمی بود.
مزیتی که برای من و امثال من نسبت به دیگران داشت این بود که من اهل پادکست گوش دادن و چرخیدن تو اینستا و... نیستم فقط اسم اقای عبدی پور رو به عنوان یک روایت گر میشناختم. همه روایت ها برای من تازه و به شدت تاثیرگذار بود. یک جایی واقعا گریه نفسم رو گرفته بود و چند دقیقه بعد اشک هنوز تو چشمام بود و از ته دل میخندیدم!
اتفاقی پیش اومد که یاد اون شب افتادم. امیدوارم باز تکرار بشه🥰