در مجموع، «وانیا و سونیا و ماشا و اسپایک» بازخوردهای خوبی داشته و به نظر میاد تونسته با مخاطبها ارتباط خودش رو پیدا کنه. چیزی که بیشتر تکرار میشه، بامزه بودن کار، ارتباط گرفتن با شخصیتها و فضای چخوفی نمایش بود. بعضیها هم مشخصاً از این گفته بودن که با وجود سادگی اجرا، نمایش تونسته هم سرگرمکننده باشه و هم حرفی برای گفتن داشته باشه.
نمایشنامهی کریستوفر دورنگ برندهی جایزهی تونی شده و با الهام از آثار چخوف نوشته شده؛ همین فضای چخوفی و ارجاعها یکی از جذابیتهای اصلی کاره.
علی فیروزی، کارگردان اثر، هم نزدیک به سه سال روی این نمایش تمرکز داشته و بخشی از این زمان صرف بازنویسی و تطبیق متن برای اجرای صحنهای شده.
من خودم خیلی باهاش ارتباط گرفتم؛ یه کار مینیمال و بامزه بود که بدون شلوغکاری و اضافهگویی، با تکیه روی متن و بازیها تونسته بود فضای خودش
... دیدن ادامه ››
رو بسازه. همین سادگی و حالوهوای صمیمی کار باعث شد واقعاً از دیدنش لذت ببرم. به شخصه پوسترش رو هم خیلی دوست داشتم و به نظرم با حالوهوای نمایش خیلی خوب جور دراومده بود.