در روز
از روز
تا روز
آغاز از ساعت
پایان تا ساعت
دارای سانس فعال
آنلاین
کمدی
کودک و نوجوان
تیوال | بهگل ذوالفقارزاده درباره نمایش دریم لند: "بله می‌توانم!من در رویای خودم آزادم!" نوشتن از این اجرا
SB > com/org | (HTTPS) localhost : 21:29:51
"بله می‌توانم!من در رویای خودم آزادم!"

نوشتن از این اجرا برای من،دقیقا مثل صحنه‌های ابتدایی نمایشه،همونقدر شلوغ و هیجان انگیز،هزار ... دیدن ادامه ›› و یک چیز جالب دارن گوشه‌ گوشه‌ی ذهنم ورجه وورجه می‌کنن و من همزمان که از وجود همشون لذت می‌برم تلاش می‌کنم تمرکز کنم و از تجربه‌ی رویایی که با دریم‌لند زندگیش کردم بنویسم

*من عاشق اجرای صامتم،عاشق فیلمای چاپلین،و همیشه دلم می‌خواست روی صحنه های خودمون همچین سبک اجرایی رو ببینم اما تا جایی که مطلعم اصلا اجرایی با این سبک روی صحنه نرفته
و چقدر دیشب از این بابت به من خوش گذشت،اجرای صامتی که حوصلتو سر نمی‌بره،مفهوم رو برای تو گنگ و پیچیده نمی‌کنه،و حتی اگر یک جاهایی متوجه نشی دقیقا داره چه اتفاقی میفته،انقدر باقی چیزا توی صحنه جالبه که از علامت سوال توی ذهنت می‌گذری و از باقی اجرا لذت می‌بری(بماند که چند دقیقه بعدتر جواب‌ سوالتم می‌گیری)
*چقدررر کمدی اجرا رو دوست داشتم،مرسی که نشون دادید همچنان میشه بدون استفاده از شوخی های زشت و لوس و مبتذل،از تماشاگر خنده‌ی واقعی و از ته دل گرفت.
*با اینکه توی چندتا کامنت خوندم که شلوغی میزانسنای ابتدایی نمایش اذیتشون کرده،اما برای من اصلا اینطور نبود،هر طرف از صحنه رو که نگاه می‌کردم یه چیز جذاب برای تماشا وجود داشت و همزمان،فوکوس روی سوژه‌ی اصلی صحنه بود
*عجب دیوار چهارمی شکوندین،چقدر بجا و به اندازه و بانمک،آقای چاپلین و آقای پلیس که معرکه بودن،چیزی که برای من خیلی جذاب تر بود همراهی بقیه بازیگرا با اتفاقی بود که داشت میفتاد،(خانوم نجاتی،خیلی شیرینی♥️)
*گروه بازیگرا خیلی دلنشین بودن،انگار همگی یه نمک ذاتی توی شخصیت حقیقیشون داشتن که توی این اجرا ازش کمک گرفته بودن،و مشخص بود که چقدر از بابت بدن و میمیک،زحمت کشیدن و تمرینات زیادی انجام دادن،واقعا غبطه خوردم،دم همشون گرم.
*بهترین پایان‌بندی که میشد متصور شد،همه چیز در اوج،و ناگهان تاریکی،دقیقا انگار که از خواب پریده باشم و هرچیزی که دیدم فقط یه رویا بوده باشه؛
درنهایت مرسی از این گروه عزیز و دوست‌داشتنی که همچین اجرای باکیفیتی روی صحنه بردن،توی روزایی که رویا و رویا‌پردازی تقریبا معناشو از دست داده،شما برای مدتی کوتاه،رنگ دیگه ای به روز و روزگار آدما دادید؛
امیدوارم تمدید بشید،دلم می‌خواد بازم رویا ببینم…