میکروچیپ برای من نمایشی بود که به طور کلی نمی شد ایرادی از آن گرفت . همه ی اجزای نمایش در هماهنگی با هم و به اندازه بود . وقتی نمایشی در این کیفیت است می شود حرف سلیقه را پیش کشید . شاید میکروچیپ در فرم و فضا چیزی نیست که من به دنبالشم اما به درستی حرفش را میزد و میشد از آن یاد گرفت . در مورد ارتباطش با هیدن از نظر من میکروچیپ مشکل بزرگ هیدن را نداشت و آنهم در متن کار است . در هیدن من با روایتی مدرنیستی طرف بودم که نمایشش در آن فرم اجرایی ضرورتی ایجاد نمی کرد . روایت هیدن را میشد به راحتی در یک فضای رئال تر هم تعریف کرد . اما در میکروچیپ من کاملا با یک متن پست مدرن طرفم که با فرم اجرایی آن همخوانی دارد و غیر از آن معنا نمی دهد . حتی چاقوی نامرئی در هیدن که عملا یک باگ روایی بود و مرئی یا نامرئی بودنش تفاوتی نمی کرد در میکروچیپ درست کار می کند . من فکر می کنم آقای عمرانی هیدن را به تکامل رسانده نه آنکه صرفا تقلیدی از آن کرده باشد .