and I thought of Lenore but then I knew everything is Nevermore
to return
و به لِنور فکر کردم… اما همانجا فهمیدم
که هیچ چیز، هرگز بازنمیگردد.
هیچ چیز.
God has sent me you by the angels
help me forget my lost Lenore
خدا تو را برای من فرستاده،
بهدست فرشتگان…
کمکم کن لِنورِ گمشدهام را فراموش کنم.
now tell me truly
... دیدن ادامه ››
for I beg you is there a balm to forget my Lenore?
tell me I beg you
حالا راستش را بگو، از تو خواهش میکنم
آیا مرهمی هست که لِنور را فراموش کنم؟
خواهش میکنم، بگو…
will I reunite with my sainted maiden angel named Lenore
who is much rare who is an angel with the name Lenore
آیا من دوباره با آن فرشته مقدس،
با آن دخترِ بی نظیر، با لِنورِ آسمانیام دیدار خواهم کرد؟
با لِنوری که نامش خود نور است؟
let that very word be our sign of parting bird fly away into to storm and into Pluto’s night shore leave no black feather as a token for if it is here it will say that very word again leave me alone fly away from my room take your beak, away from my heart take your whole body and soul out off my room too
بگذار همین واژه
نشانه جداییمان باشد، ای پرنده...
پرواز کن در دل طوفان، به ساحل شب پلوتو برو و هیچ پر سیاهی بهجا نگذار،
که اگر بماند، دوباره همان واژه را تکرار خواهد کرد. مرا تنها بگذار…
از اتاقم بیرون برو…
نوک خود را از قلبم بیرون بکش،
و تمام وجودت را از اتاقم بیرون ببر.