روایتی از نمایشی که از دل یک خواستگاری به مساله آدمهای اضافی میرسد؛ جایی که کمدی و تراژدی دیگر دو سوی متضاد صحنه نیستند و خنده، شکل دیگری از مواجهه با وضعیت انسان معاصر میشود.
یک خواستگاری قرار است آغاز یک پیوند باشد؛ اما در طبقه اضافی ۲ بهانهای میشود برای آنکه آدمهایی که سالها در کنار یکدیگر زندگی کردهاند، ناگهان روبهروی هم قرار بگیرند و چیزهایی را ببینند که تا پیش از آن در لابهلای عادتهای روزمره پنهان مانده بود. نمایش سلمان سامنی از همین موقعیت آشنا حرکت میکند، اما خیلی زود از چهارچوب یک موقعیت خانوادگی فراتر میرود و پرسشی بزرگتر را پیش روی تماشاگر میگذارد: چه بر سر انسانهایی میآید که دیگر در هیچیک از طبقهبندیهای معمول جامعه جای نمیگیرند؟ طبقه اضافی ۲ در بازخوانی تازه خود، همان جهان مفهومی نسخه نخست را با وضعیت امروز پیوند میزند؛ با اقتصادی که امکان انتخاب را محدود کرده، با بیکاریای که الزاماً به معنای نداشتن شغل نیست و با آدمهایی که شاید هنوز در جامعه حضور فیزیکی داشته باشند، اما از مشارکت اجتماعی و سیاسی آن کنار گذاشته شدهاند. در این میان، کمدی نه پوششی برای پنهان کردن تلخی، بلکه یکی از ابزارهای مواجهه با آن است؛ خندهای که گاه بیش از آنکه به شخصیتهای روی صحنه تعلق داشته باشد، به خود موقعیتی بازمیگردد که انسان معاصر در آن گرفتار شده است.
برای سلمان سامنی، طبقه اضافی ۲ یک تجربه جداافتاده از مسیر هنریاش نیست؛ این نمایش را باید در امتداد مسیری دید که سالها پیش، از نقطه تلاقی فلسفه و تئاتر برای او آغاز شده است. سامنی تحصیلات خود را در فلسفه غرب دنبال کرده و پایاننامهاش را نیز در مرز میان فلسفه و تئاتر نوشته است؛ پژوهشی با عنوان تاریخ تئاتر و تراژدی در زیباییشناسی هگل که خود او از آن بهعنوان یکی از نقاط اتصال جدی میان مطالعات فلسفی و دغدغههای نمایشیاش یاد میکند. این پیشینه البته قرار نیست طبقه اضافی ۲ را به یک نمایش فلسفی به معنای دانشگاهی کلمه تبدیل کند، اما توضیح میدهد چرا در پس یک موقعیت ظاهراً ساده مانند خواستگاری،
... دیدن ادامه ››
مسالهای درباره انسان، جامعه و امکان حضور او در جهان اجتماعی شکل میگیرد.
سامنی میگوید حدود بیست سال است که به شکل اجرایی درگیر تئاتر شده و در تمام این سالها، نمایشهای مفهومی بیش از هر چیز دیگری ذهنش را درگیر کردهاند؛ مسیری که در آن فلسفه و تئاتر نه دو قلمرو جدا، بلکه دو شیوه برای نزدیک شدن به یک مساله واحد بودهاند. طبقه اضافی نیز از همین مسیر آمده است؛ نمایشی که در نسخه نخست خود یک موقعیت اجتماعی را دستمایه قرار داد و در ادامه، با استقبال مخاطبان و پیشنهادهایی که برای بازگشت اثر مطرح شد، امکان شکلگیری نسخه دوم را پیدا کرد. با این حال، طبقه اضافی ۲ صرفاً بازتولید نسخه قبلی نیست. به گفته سامنی، کلیت مفهومی اثر همچنان حفظ شده، اما جهان نمایش در نسخه دوم با وضعیت اکنون پیوند بیشتری پیدا کرده است؛ شرایط اقتصادی و اجتماعی، بحرانهای جاری و حتی تجربه جنگ، به زمینهای تبدیل شدهاند که مفهوم مرکزی نمایش در آن دوباره خوانده میشود.
اما شاید مهمترین نکته برای فهم طبقه اضافی ۲ در خود عنوان نمایش نهفته باشد. طبقه اضافی در نگاه سامنی صرفاً به معنای یک طبقه اقتصادی محروم نیست و همین تمایز، مسیر خوانش اثر را تغییر میدهد. اگر در تقسیمبندیهای کلاسیک جامعهشناسی اقتصادی، انسانها بر اساس موقعیت اقتصادی خود در طبقات مختلف قرار میگیرند، پرسش نمایش این است که با انسانهایی که اساساً در این دستهبندیها جای نمیگیرند چه باید کرد؟ آنها الزاماً کارگر یا پرولتر نیستند، الزاماً خردهبورژوا یا بورژوا نیستند و حتی الزاماً فقیر هم نیستند؛ ممکن است فرد از نظر اقتصادی در وضعیت مناسبی باشد، اما همچنان از امکان مشارکت و دیدهشدن در جامعه محروم بماند. از این منظر، اضافی بودن بیش از آنکه یک وضعیت مالی باشد، یک وضعیت اجتماعی و انسانی است.
این همان جایی است که مثال ونسان ونگوگ در توضیح جهان ذهنی سامنی اهمیت پیدا میکند. ونگوگ را میتوان نمونهای از انسانی دانست که الزاماً مساله اصلیاش فقر اقتصادی نیست، بلکه مساله در جای دیگری قرار دارد: جامعهای که او در آن زندگی میکند، امکان پذیرش و به رسمیت شناختن او را ندارد. بنابراین طبقه اضافی برای سامنی عنوان گروهی از انسانهایی است که از زندگی اجتماعی حذف شدهاند؛ انسانهایی که حضور دارند، اما حضورشان در سازوکار واقعی جامعه به رسمیت شناخته نمیشود. این تعریف، نمایش را از یک روایت صرفاً خانوادگی یا اقتصادی جدا میکند و به مسالهای گستردهتر درباره تعلق، حذف و حق حضور میرساند.
نسخه کامل این مطلب در رسانه منتشرکننده در دسترس است. برای مطالعه ادامه، از لینک زیر استفاده کنید:
https://irna.ir/xjY5XN