در روز
از روز
تا روز
آغاز از ساعت
پایان تا ساعت
دارای سانس فعال
آنلاین
کمدی
کودک و نوجوان
تیوال | نسیم حسینی: برای محمد شعبان‌پور یک ساعت روی صحنه، تنها، با یک نقش که باید همزمان
SB > com/org | (HTTPS) localhost : 03:10:57
برای محمد شعبان‌پور
یک ساعت روی صحنه، تنها، با یک نقش که باید همزمان بخنداند، بترساند، و قلب آدم را بشکند—این کاری نیست که هر بازیگری از پسش بربیاید. شمل توانستید در «مون‌واک» نشان بدهید که چه فاصله‌ی بزرگی هست بین کسی که بلد است بخنداند و کسی که بلد است با خنده، درد را قاچاقی وارد دل تماشاگر کند.
مونولوگ تک‌نفره، از آن فرم‌های بی‌رحم تئاتر است: جایی برای پناه‌گرفتن پشت بازیگر دیگر نیست، هیچ مکثی قابل جبران‌کردن با نگاه هم‌بازی نیست. تمام بار روایت، تمام تغییرات لحن، تمام گذار از یک کودکِ ترسیده به یک مرد در آستانه‌ی انفجار، باید فقط با صدا، بدن، و نگاه یک نفر منتقل شود. شعبان‌پور این بار را نه‌تنها به‌دوش کشید، بلکه طوری حملش کرد که تماشاگر یک لحظه هم اجازه نداد نفسش را جمع کند.
آنچه بازی‌شما را خاص می‌کرد، دقیقاً همان مهارتی بود که از سال‌ها استندآپ و کار روی صحنه با خودش آورده بود: توانایی نشستن روی لبه‌ی باریک میان خنده و بغض، بدون افتادن به هیچ‌کدام. خنداندن مخاطب و بعد، در کسری از ثانیه، بردنش به‌جایی که آن خنده در گلویش بماند—این جابه‌جایی لحن، وقتی حرفه‌ای اجرا شود، نه‌فقط بازیگری، بلکه هنر خواندن نفسِ سالن است. و شعبان‌پور دقیقاً همین کار را کرد: سالن را در مشتش گرفت و برای یک ساعت، رهایش نکرد.
این‌جور اجراها یادآور می‌کنند که تئاترِ تک‌نفره وقتی به دستِ درست می‌افتد، از هر فرم پرشخصیتی هم صمیمی‌تر و ماندگارتر می‌شود؛ چون تماشاگر تنها با یک نفر رو‌به‌رو می‌ماند، و آن یک نفر باید برایش کافی باشد. محمد شعبان‌پور در «مون‌واک» بیشتر از کافی بود.
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید