در روز
از روز
تا روز
آغاز از ساعت
پایان تا ساعت
دارای سانس فعال
آنلاین
کمدی
کودک و نوجوان
تیوال | امیرحسین سرمنگانی (هالین) درباره نمایش آبجی‌ها و آقاجان: چیزی که بیشتر از همه توی این اجرا اذیتم کرد، ریتم کند و ملال‌آورش بود.
SB > com/org | (HTTPS) localhost : 18:28:07
۱۸ شهریور ساعت ۰۱:۳۱
چیزی که بیشتر از همه توی این اجرا اذیتم کرد، ریتم کند و ملال‌آورش بود. ( که اکثرا بش اشاره داشتن. )
ریتمی که به نظرم بیشتر ایجاد رخوت می‌کرد ... دیدن ادامه ›› تا اینکه این رخوت رو تبدیل به بخشی از تجربه‌ی تماشاگر کنه.
ملال تو تئاتر صرفا به این معنی نیست که بازیگرا آروم راه برن، دیالوگ‌ها رو کش بدن یا بین جمله‌ها مکث‌ بیهوده داشته باشن. این‌ها فقط ابزارن.
ملال وقتی می‌تونه تبدیل به یک انتخاب درستِ دراماتیک بشه که با تکرار، سکوت، میزانسن، نور، ریتم بدن، انتظار، تعلیق، حذف یا تاخیر اطلاعات و تکرار کنش‌ها، یک وضعیت ذهنی مشخص برای تماشاگر بسازه...وضعیتی که خودش بخشی از مضمون و جهان نمایش و در راستای درام باشه. یعنی تماشاگر باید «ملالِ شخصیت‌ها» رو تجربه کنه، نه اینکه صرفا «حوصله‌اش سر بره»

اینجا حدود ۸۰ درصد اجرا در همین کندی و رخوت می‌گذشت، ولی این ملال نه به درام کمک می‌کرد، نه تنش می‌ساخت و نه معنای تازه‌ای تولید می‌کرد.
در نتیجه بیشتر احساس می‌کردم زمان اجرا کش پیدا کرده تا اینکه این کش‌ اومدن خودش یک انتخاب فرمی باشه.

در حالی که ایده‌ی نمایش ظرفیت زیادی داشت: سه خواهر که سال‌ها تحت سلطه‌ی پدری دیکتاتور و منزوی زندگی کردن، جسد پدر رو برای حفظ حقوقش نگه داشتن و حتی مرگ خواهر چهارم هم به سرکوب میل و ترس از بیرون مرتبطه. این موقعیت می‌تونست از نظر روان‌شناختی درباره‌ی سرکوب، ترس، وابستگی و درونی‌شدن اقتدار حرف بزنه و از نظر اجتماعی و سیاسی هم خوانش‌هایی درباره‌ی انزوا و ساختارهای اقتدارگرا یا دیکتاتوری ایجاد کنه.

اما به نظرم نمایش نتونست این ظرفیت‌ها رو تو فرم خودش به نتیجه برسونه. مخصوصا تو بیست دقیقه‌ی پایانی که با طنز جنسی و شوخی‌های نسبتا سخیف به سراغ اتفاق اصلی یا نقطه عطف داستان رفت. این تغییر لحن به جای اینکه حاصل و نقطه‌ی اوجِ اون ملال و سرکوب قبلی باشه، بیشتر شبیه یک تغییر مسیر ناگهانی بود.
در آخر، ایده جذاب بود، ولی ریتم، فرم، طنز و مضمون به یک زبان واحد و منسجم نرسیدن.

بازیگری هم باتوجه به تیپی و گریمی که داشتن خوب بود. عالی هم نبود! بیان کلمات و دیالوگا گاهی نامفهوم میشد! حتی اگه تیپ پیرزن باشه، باید روی صحنه بیان دیالوگا مفهوم باشه!

در کل خسته نباشید.
من ۵ از ۱۰ میدم