در روز
از روز
تا روز
آغاز از ساعت
پایان تا ساعت
دارای سانس فعال
آنلاین
کمدی
کودک و نوجوان
تیوال | سارا داروفروش درباره نمایش خون باید یاگو، خون: بادرود فراوان به نویسنده و کارگردان و عوامل محترم و حرفه ای ا«خون باید
SB > com/org | (HTTPS) localhost : 21:12:35
۵ روز پیش، جمعه ساعت ۱۲:۲۷
بادرود فراوان به نویسنده و کارگردان و عوامل محترم و حرفه ای ا«خون باید یاگو، خون»
تولد هیولا از دل یک زخم❗
«خون باید یاگو، خون» را در سالن یک مهرگان دیدم؛ اثری به نویسندگی و کارگردانی حبیب نریمانی که امشب به شب پایانی اجرای خود در مهرگان می‌رسد.
نریمانی این بار از «اتللو» آغاز می‌کند، اما اتللو را روایت نمی‌کند؛ یاگو راخلق کرده، به مرکز می‌آورد، انسانی که زخمِ تحقیر و کنار گذاشته‌شدن، عشق را در او به نفرت و نفرت را به میلِ ویرانگری تبدیل کرده است.
آنچه برای من جذاب بود، همین جابه‌جایی زاویه دید است: یاگو دیگر فقط «شر مطلق» شکسپیر نیست؛ با انسانی مواجهیم که در کشاکش ذهن و روان خودش، آرام‌آرام هیولا را می‌سازد و سرانجام در جهنمی که خود ساخته گرفتار می‌شود.
انتخاب حمام مدرن و امروزی بعنوان فضای این اعتراف و مواجهه یاگو، از نظر من بسیار هوشمندانه بود! یاگو در حال شستن خویش است، اما هرچه بیشتر خود را می‌شوید، گویی بیشتر با آلودگی درونش مواجه می‌شود. این تضاد، تصویر خوبی از تلاش انسان برای پاک کردن چیزی است که از درون او می‌جوشد. و شاید مدرن وامروز بودن فضاسازی به ما یادآوری می کند که ماجرا تکرار شونده وهیولا در نزدیکی ماست❗
طراحی صحنه تمیز و خوش‌ساخت، لباس، گریم و کارگردانی دقیق، و در ... دیدن ادامه ›› ساخت این جهان مؤثرند و بازی‌ها نیز به‌ویژه در لحظات روان‌پریشانه و کشاکش‌های درونی، به اثر انرژی لازم را می‌دهند.
بعنوان عضوی از مهرگان، خوشحالم که میزبان یک گروه مهمان از اصفهان و اثری جذاب از حبیب نریمانی، فیلمساز و تئاتری باسابقه و دوست قدیمی، بودیم؛ اما ارزش این اجرا را جدای ازآشنایی دیرینه با ایشان وشناخت آثارپیشین ، در جسارت نریمانی برای بازخوانی یکی از پیچیده‌ترین شخصیت‌های تراژدی بی نظیرشکسپیر می‌بینم.
تنها نکته‌ای که برای من جدی بود، طولانی‌شدن اجراست. متن، با وجود نکته‌سنجی و ظرفیت‌های خوبش، در بخش‌هایی می‌توانست فشرده‌تر شود. شاید دلبستگی طبیعی نویسنده ـ کارگردان به جهان ساخته‌شده‌اش، اجازه نداده بعضی لحظات حذف یا کوتاه‌تر شوند.
با این همه، «خون باید یاگو، خون» برای من یک پرسش مهم باقی گذاشت:
آیا هیولا از ابتدا هیولاست، یا گاهی از دل انسانی زخمی متولد می‌شود که زخم خود را به جهان پس می‌دهد؟
و شاید پاسخ نمایش همین باشد:
هر یاگو، پیش از آنکه دیگری را به خون بکشد، جایی در درون خودش زخمی شده است.
باآرزوی درخشش وخسته‌نباشید به حبیب نریمانی عزیز و گروه خوبش؛ و چه حیف که امشب شب پایانی این اجرای قابل تأمل در مهرگان است.
به امیددیدارآثارجذاب دیگر ازاین نویسنده و کارگردان شریف و حرفه ای✌🏻🌱