افروخته دل، باز
پلکی زده با ، ناز
آتش زده بر ، جان
مومن به دو چشمان
چشمان تو مسجد ، کلیسا ، کنیسه
آتشکده و صومعه و دِیْر
چشمان تو مأمن
شعر تو پناه است
پناه است...
🌷
افروخته دل، باز
پلکی زده با ، ناز
آتش زده بر ، جان
مومن به دو چشمان
چشمان تو مسجد ، کلیسا ، کنیسه
آتشکده و صومعه و دِیْر
چشمان تو مأمن
شعر تو پناه است
پناه است...
🌷
چشمان تو جان است!
آن راز نهان است....
چشمان تو ،
آرام ترین جای جهان است....
من ، مست و خرابم!
من ، می زده و مطرب بی ساز جهانم....
تو جان و جهانی!
با هر تپش حنجره،
آرامش جانی....
تو مونس این راز نهانی...
آرام جهانی....
.....
.....
.....