حالمان خوب نیست جنابِ مقدس. نمیدانم این روند همان چیزی بود که تصور اش را داشتیم یا نه...
جنس اش خوب نیست! چینیست، کثیف است و شکستنی. انگار در تقدیرمان مقدر شده است که نفس هایمان با جیبِمان در رقابتِ تنگی باشند. من و همسن و سال هایمان دیگر توان نداریم آقایِ مقدس! ما در یک چهارچوبِ بسیار خشن شده گیر افتادهایم و نرمیِ پوستمان زجه زجه شده است. موهایمان ریخته و ابرویمان خم است. قوزِمان بیرون و امیدمان درونیست! گویی فردا روزِ بهتری خواهد بود اما وقتی کشاورز نباشد، کِشتای در کار نخواهد بود.
ما شخم خورده ایم آقایِ مقدس...
نمایشِ به یک بازیگر نیازمندیم
هرشب ساعتِ ۱۸/ بوتیک هنرِ ایران