چرا باید نمایش جزیره را ببینیم؟
استاد اکبر زنجانپور محبوبترین، باشکوهترین و قدرتمندترین بازیگری است که من در همهی عمرِ هنری و کاری خود دیده و شناختهام. نقشآفرینی ایشان در نمایشهای آخرین بازی، آرتور اویی، شازده احتجاب، شب هزار و یکم، و تلهتئاترهایی مانند پاتریس لومومبا و جانگابریل بورکمن، همگی کلاسهای درسِ بازیگری هستند. استاد زنجانپور یکی از ضروریترین نمایشنامهها را امسال برای کارگردانی انتخاب و به روی صحنه بردهاند. نمایشنامهی «جزیره» اثر آثول فوگارد قطعن بهترین اثر این درامنویس نیست اما متفاوتترین موضوع و داستانی است که به رشتهی تحریر درآورده. اثری که به زیبایی مفهومِ رنج، درد، اسارت و تنهاییِ بشریت را نه فقط در عصرِ حاضر بلکه در تمام اعصار به نمایش میگذارد. داستانِ دو انسان به نامهای جان و وینستن که در زندانی واقع در یک جزیره دوران محکومیتشان را سپری میکنند. جان خبرِ آزادیش را دریافت میکند اما وینستن احساس فروپاشی میکند. لحظه لحظهی اثر روح و جانِ مخاطب را میخراشد، به مخاطب سیلی میزند و او را وادار میکند تا از تنبلیِ ذاتیاش دست بردارد و کمی اندیشه کند.
استاد اکبر زنجانپور با طراحی حساب شدهی حرکت، نور، گریم، لباس، صحنه و مولتیمدیا، نشان میدهد که خلاقیت مرز و سن نمیشناسد. ایشان به زیبایی از متنِ دشوارِ جزیره اثری خوشریتم و تأثیرگذار به نمایش میگذارند که در لحظاتی نفس را در سینهی تماشاگران حبس و بغضی که باید به فریاد برسد را ایجاد میکنند. با دیدنِ این اثر شوقِ کارگردانی و بازی کردن در تئاتر در دلِ هر بینندهی متخصصی زنده میشود. بیاغراق استاد اکبر زنجانپور در کنار نامِ بزرگانی
... دیدن ادامه ››
چون بهرام بیضایی، اکبر رادی، بیژن مفید، حمید سمندریان، رکنالدین خسروی، علی رفیعی، یکی از اسطورههای بلامنازعِ تئاتر ایرانزمین هستند.
در مبحث بازیگری نمایش جزیره نشاندهندهی سواد، پژوهش، فهم، نگاه، تحلیل، هدایت و خلاقیتِ نسل بزرگی است که بازیگرانی چون پرویز فنیزاده، عزتالله انتظامی، علی نصیریان، داوود رشیدی، محمدعلی کشاورز، پرویز صیاد، منوچهر فرید، جمشید مشایخی، مهدی فتحی، سعید پورصمیمی، خسرو شکیبایی، فرهاد آئیش و… را پدید آورده است. چه اتفاقی باید بیفتند که یک بازیگر در سنِ مبارکِ هشتاد و دو سالگی بر روی صحنهی تئاتر چنین تر و تازه باشد؟ استاد اکبر زنجانپور نشان میدهد در جایگاه استادی هنوز دانشجو است، او به دنبال کشف یافتههای تازه است. به همین دلیل با طراوت هر چه تمامتر مخاطب را به وجد میآورد، حتی لحظاتی که بر روی صحنه حضور ندارد گرمای وجود و انرژیاش بر روی صحنه قابل احساس و دریافت است. و اما سعید داخ؛ در نقش وینستن به بالاترین سطح بازیگری خود دست یافته است. او در اوج انعطافِ حسی، لحظاتی را بازی میکند که باید گفت همشانهی استادش ایستاده و دیگر بازیگری مطمئن برای ایفای شاهنقشهای تئاتر است و این ممکن نبود مگر با هدایت بینظیر عالیجناب اکبر زنجانپور. ایفای نقش «آنتیگون» لبهتیغی بود که اگر سعید داخ در ورطهی سانتیمانتالیزم میافتاد، و یا اگر آگاه نمیبود که نقش آنتیگون را وینستن بازی میکند و نه خودِ او، بیشک نمایش و سعید داخ نابود میشد. اما او با هوشیاری این لحظه را درخشان بازی میکند و زیبایی و تأثیر این صحنه، آنجا صد چندان میشود که استاد اکبر زنجانپور فداکاری میکند و با طراحی یک حرکت، خود را از برابرِ دیدِ تماشاگران محو کرده و به پشتِ پرده میرود تا فقط صدای اورا در نقش «کرئونشاه »بشنویم. نمایش به پایان میرسد. نور تماشاگران روشن میشود. اما بهت و حیرت و بغض اجازه نمیدهد تا دقایقی کف بزنیم. آیا این ما مخاطبان هستیم که در یک جزیره گرفتار شدهایم؟
و سخن آخر… درود بر کهبد تاراج، درامنویس، کارگردان و بازیگر تئاتر که همراهیْ همدل برای استاد اکبر زنجانپور است؛ چه خوب است این بودنها… همگی بمانید تا ابدالآباد.
حمیدرضا نعیمی
درامنویس و کارگردان تئاتر
۱۴۰۵/۷/۱۹