در روز
از روز
تا روز
آغاز از ساعت
پایان تا ساعت
دارای سانس فعال
آنلاین
کمدی
کودک و نوجوان
تیوال | مصطفی تیموریان: آتش بیداری آگاهی، سنگینیِ نوری است که بر شانه‌ات می‌افتد و نه می‌تو
SB > com/org | (HTTPS) localhost : 22:47:12
دیروز ساعت ۱۶:۲۸
آتش بیداری

آگاهی، سنگینیِ نوری است که بر شانه‌ات می‌افتد و نه می‌توانی خاموشش کنی و نه تابِ تابش آن را داری.
روشنایی‌ای است که می‌سوزاند، چون هرچه جهان را واضح‌تر می‌بینی، ناتوانی‌ات تیره‌تر می‌شود. فساد را چون نقشِ برجسته‌ای بر دیوار زمان می‌شناسی، اما دستت نه کلنگی دارد و نه قلمی برای ترمیم؛ و این، شکنجه‌ای‌ست همچون حال طبیبی که بیماری را با چشمی نافذ می‌خواند و در آستینش هیچ تریاقی نیست.

دانستن بدون قدرت، آیینه‌ای‌ست که حقیقت را با تمام چروک و چرک‌اش نشان می‌دهد، اما قابش پوسیده است؛ تصویر را برمی‌تابد، اما توانِ دگرگون‌کردنش را ندارد. همین تضاد، روح را می‌تراشد. زخمِ نخست از دیدن است؛ زخمِ دوم از وجدان که چون قاضی خاموش می‌پرسد: «پس چرا هیچ نکردی؟» و این سؤال، شب را به زندانی بی‌پنجره ... دیدن ادامه ›› بدل می‌کند.

در چنین وضعیت، انسان همچون پلی میان دو پرتگاه می‌ماند: یکی گناهِ ندیدن، دیگری گناهِ نتوانستن. هر دو سهمی از تاریکیِ جان را می‌طلبند و هر قدم لرزانی روی این پل، تکرار شکنجه است.

اما همین زجر، گاهی فراخوانی پنهان دارد؛ چون آتشی که اگر جهان را گرم نکند، دست‌کم شعله‌ای کوچک در مشت تو می‌نشاند. اگر قدرتِ اصلاحِ کل جهان نیست، شاید بتوانی تکه‌ای کوچک از تاریکی را عقب بزنی؛ جمله‌ای درست، دستی اندک، نوری لرزان بر گوشه‌ای خاموش.

عمق درد این است: بدانی و نتوانی.
و نجات، اگر باشد، در همین است:
از ناتوانی ذغالی کوچک بسازی تا آگاهی، تنها داغِ شکنجه نباشد، آتشِ بیداری هم باشد.

مصطفی تیموریان