چشمامو که می بندم همه چی سفیده
چشمامو که می بندم همه چی سفیده
چشمامو که می بندم همه چی سفیده
درخت، گل، آسمون، تموم بودنامون، نبودنامون سفیده
جنگا با تمام سواره نظاماشون سفیدن، صلح ها هم با تمام سواره نظاماشون سفیدن
شمشیرمو می کشم و می جنگم، تموم سرایی که جدا می شن سفیدن
انتظار، حسرت، درد، وقتای که نگام نمی کنی، حتی ترسامم سفیدن
ترسم از تو
ترست از من
پدرم بهم قول داد، قولش سفید بود اما خودش بی رنگ
مادرم دق کرد از بس منو ندید، دق کردن سفیده
چشمامو باز می کنم،
... دیدن ادامه ››
بازم همه چی سفیده، اونقد سفید که دلم می خواد فرار کنم، حتی توی خوابم نمیشه فرار کرد از این رخوت سفیدی
کدوم کابوس، کدوم رویا سفیده؟
می خواهمت، چنانکه رود آب را
همت چنانکه رود آب را
آنکه رود آب را
که رود آب را
رود آب را
رودابه!
(و گوینده توسط فردی کشته می شود)