در روز
از روز
تا روز
آغاز از ساعت
پایان تا ساعت
دارای سانس فعال
آنلاین
کمدی
کودک و نوجوان
تیوال | مریم حاج محمدی درباره نمایش من: این نمایش یک اثر روان‌شناختی و فلسفی است که با بررسی تناقضات هویت و و
SB > com/org | (HTTPS) localhost : 05:27:29
این نمایش یک اثر روان‌شناختی و فلسفی است که با بررسی تناقضات هویت و وجود خودش می‌پردازه. این تئاتر در قالب یک سفر درونی، به مخاطب کمک می‌کنه ... دیدن ادامه ›› تا درباره ماهیت خود، هویت، تنهایی، و معنای بودن تأمل کنه. نمایش در نهایت به این نتیجه می‌رسه که هیچ حقیقت مطلقی وجود نداره و هر فرد باید معنای زندگی رو برای خودش پیدا کنه. این اثر به‌خوبی از عناصر فلسفی، روانشناسی و هنری برای خلق یک تجربه ذهنی عمیق و چندلایه استفاده کرده.
موضوع محوری و تم اصلی نمایش مواجهه با خویشتنه، این مواجهه نشون می‌ده که فرد در جستجوی معنا و هویت، مجبور به روبرو شدن با تاریک‌ترین و پیچیده‌ترین زوایای وجود خودشه. این موضوع به پرسش‌های اگزیستانسیالیستی درباره بودن، تنهایی و خودشناسی اشاره داره. جمله "ما محکوم به بودنیم" مستقیماً به فلسفه ژان پل سارتر و مفهوم "بودن و هیچ" اشاره داره.
دکور شامل مربع و دایره دور اون، نمایانگر تقابل ساختار و بی‌نهایت، نظم و آشفتگی، یا جهان محدود و روح نامحدوده. مربع می‌تونه به قواعد و چارچوب‌های ذهنی اشاره داشته باشه، در حالی که دایره به چرخه بی‌پایان زندگی و جاودانگی اشاره می‌کنه. این طراحی به خوبی تضاد درونی شخصیت و کشمکش بین آزادی و قید و بندهای ذهنی رو نشون می‌ده.

شخصیت‌پردازی من که عملا بسیار خودشیفتگی و خودخواه بود و شخصیت خودشیفته داشت. مدتم در مورد باران و آب و حباب و آکواریوم صحبت میشد. شخصیت خودشیفته با عنصر "آب" نشون داده شده، نماد انعطاف‌پذیری و تغییر شکله، اما در اینجا به‌عنوان خودشیفتگی و انزوا مطرح شده. این شخصیت با قوانین خودخواهانه برای خانه، نشان‌دهنده تلاش برای کنترل محیط به‌نفع خودشه. این تم، بازتابی از روانشناسی خودشیفتگی و انزواگرایی در دنیای مدرنه.
ایده فرار از تنهایی و پناه آوردن به خود، بیانگر یک تناقض روانشناختیه. شخصیت به‌جای مواجهه با جهان بیرون، به درون خودش پناه میاره. این فرار از تنهایی، در نهایت به مواجهه با ترس‌های عمیق‌تر و بحران هویت منجر می‌شه.
استفاده‌ از آهنگ‌ سان لگرایز و دنسینگ با خود و دیگر موسیقی ها حس نوستالژی و غم داره، و "دنسینگ با خود" که به‌نوعی شورش علیه تنهایی و جشن خودکفاییه، نشون‌دهنده حرکت شخصیت از افسردگی به سمت استقلال و آزادی شخصیه. این تغییر حالات موسیقیایی، روند تکامل روانی شخصیت رو به‌خوبی نشون می‌ده.
پایان نمایش با مرگ و اعلام بی‌اعتباری فلسفه و عدم وجود هیچ مطلق، به‌نوعی نیهیلیسم یا پوچ‌گرایی اشاره داره. این ایده که "هیچ مطلقی وجود نداره" انعکاس فلسفه پست‌مدرنه که تمام ارزش‌ها و قطعیت‌ها رو به چالش می‌کشه.
شطرنج که در ابتدا به‌عنوان نماد نظم و قاعده مطرح می‌شه، در انتها به‌طور غیرقابل پیش‌بینی پایان می‌پذیره. این تغییر، نمایانگر رهایی از قید و بندهای از پیش تعیین‌شده ذهنیه. شخصیت از جبرگرایی به آزادی اراده و استقلال فکری می‌رسه و شخصیتش کامل میشه.
عه😊 چقدر خوشحال شدم اینجا کامنتتون رو دیدم. اینکه‌ اشاره کردید شخصیت من، خودشیفته و نارسیستیک بود، من رو یاد سیزیف انداخت. اونجا دقیقا برعکس بود. خودش خوب بود، اما فکره خودشیفته بود. هر دو نمایش هم واقعا بی‌نظیر بودن.
۲۴ بهمن ۱۴۰۳
شیوا الف
عه😊 چقدر خوشحال شدم اینجا کامنتتون رو دیدم. اینکه‌ اشاره کردید شخصیت من، خودشیفته و نارسیستیک بود، من رو یاد سیزیف انداخت. اونجا دقیقا برعکس بود. خودش خوب بود، اما فکره خودشیفته بود. هر دو نمایش ...
بلی دقیقا
خواهش میکنم
😇😊
۲۵ بهمن ۱۴۰۳
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید