در روز
از روز
تا روز
آغاز از ساعت
پایان تا ساعت
دارای سانس فعال
آنلاین
کمدی
کودک و نوجوان
تیوال | محمدرضا ریاحی پناه درباره نمایش من: مروری بر نمایش «من» خلاء هستی شناسی و انسان شناسی «من» با درود و ت
SB > com/org | (HTTPS) localhost : 13:52:27
مروری بر نمایش «من»
خلاء هستی شناسی و انسان شناسی «من»

با درود و تشکر از نویسنده و کارگردان محترم و همچنین دو بازیگر توانا، کار بلد و پرتحرک گروه تئاتر بالن و نیز دیگر عوامل اجرایی نمایش «من». خسته نباشید به این همه کار و تلاش برای اجرای دکور، نور، لباس و انتخاب موسیقی. نکته بسیار جدید و مثبت که با آن مواجه شدم چاپ نمایشنامه بصورت کتاب و فروش آن به تماشاگران بود. هر چند 90 هزار تومان شاید هزینه کاغذ چاپ این نمایشنامه را هم پوشش ندهد ولی کار بسیار خلاقانه ای از سمت نویسنده محترم بود.

نویسنده با نگاهی پدیدارشناسانه و بدون در نظر گرفتن پیش فرض های ذهنی پیشین خود فضای داستان را از محیط آشنا و بومی خود و تماشاگر خارج کرده (البته علت این آشنا زدایی را نمی دانم) تا بتواند بر روی شخصیت «منِ من» تمرکز و او را بعنوان راه رسیدن به رضایت و سعادت معرفی کند. ولی یک مشکل اساسی نمایان می شود و آن اینکه: شخصیت «من» کیست؟ نویسنده محترم به این پرسش اساسی هستی شناسانه پاسخی نمی دهد و از کیستی و چیستی «من» سخنی نمی گوید و ما او را ... دیدن ادامه ›› در خلاء هویتی می بینیم. در صورتیکه در قدم اول باید به این سوال فلسفی انسان شناسانه پاسخ بدهیم تا او را بیشتر بشناسیم و سپس راه رسیدن به «رضایت و سعادت» را در زندگی او بیابیم. یک پرسش فلسفی این است که «من» نمایش کیست؟ آیا ریشه در ابر مرد نیچه و یا دازاین هایدگر دارد؟ «من» سردرگم است و جهان بینی فلسفی هم ندارد و ما با جهان بینی انسان شناسانه او مواجه ای نداریم. کتابهای فلسفی توی قفسه بیشتر نقش آکسسوار دارند.

پرسش دیگر اینکه که آیا بین «من» و «منِ من» ارتباطی روانشناسانه است؟ آیا می توانیم از منظر روانکاوی فروید و ساختار شخصیت مورد تعریف وی «منِ من» را در قالب «اید»، «ایگو» و یا «سوپرایگو» ببینم؟ آیا مدل چینی «یین یانگ» که نشان از دو اصل و نیروی متضاد ولی مکمل هم سخن می گوید می توانیم به پاسخ برسیم؟ «من» در جستجوی نسخه ای مشابه خود است و نه چیزی متضاد که او را تکمیل کند. آیا روانشناسی تحلیلی یونگ به ما کمک می کند ارتباط بین این دو شخصیت را بیابیم؟ آیا «منِ من» ریشه در ضمیر ناخودآگاه جمعی «من» و نیاکان و کهن الگوهای او دارد؟ آیا می توانیم این نمایش را روانشناسانه تحلیل کنیم؟ نشانه ای برای برداشت روانشناسانه نداریم.

تلاش می کنم تا «منِ من» را جایی در جسم اثیری و یا جسم مثالی شخصیت «من» پیدا کنم. شاید وجه تشابهی بین عناصر این نمایش و شخصیتهای اثیری داستانها و رمان های صادق هدایت خصوصاً بوف کور وجود داشته باشد. برای مثال هنگامیکه «من» خواب مبارزه با فیل را می بیند این جسم اثیری او می باشد که در جایی دیگر با فیل مبارزه می کند. ولی اگر «منِ من» جسم مثالی «من» باشد در پایان بندی نمایش هیچ توجیهی برای کشته شدن شخصیت «من» وجود نداشت زیرا پیرو مطلق او نبود تا از او آسیبی ببیند.

رضایتمند و سعادتمند باشید